تابلو اعلانات
تـوجــه
صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از 21 به 29 از 29
  1. #1
    مدیر انجمن THOR آواتار ها آپلود عکس
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    دی ۱۳۴۸
    نوشته ها
    651
    شماره عضویت
    439
    میانگین پست در روز
    0.04
    تشکر ها
    36
    از این کاربر 153 بار در 147 ارسال تشکر شده است.

    معرفی اساطیر مایا و آزتک

    درود.

    در این تاپیک به معرفی اساطیر دو قوم سرخ پوست مایا و آزتک می پردازیم. این تاپیک فقط جنبه ی معرفی داره، از بحث های متفرقه پرهیز کنید و برای معرفی هم اگر از منبعی استفاده کردید حتمآ ذکر بشه. با تشکر

  2. #21
    مدیر انجمن THOR آواتار ها آپلود عکس
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    دی ۱۳۴۸
    نوشته ها
    651
    شماره عضویت
    439
    میانگین پست در روز
    0.04
    تشکر ها
    36
    از این کاربر 153 بار در 147 ارسال تشکر شده است.
    شولوتل

    از ویکی*پدیا، دانشنامهٔ آزاد






    شولوتل در مستندات تلریانو-رمنسیس.




    در اسطوره شناسی آزتک، شولوتل (تلفظ به ناهواتل: [ʃolotɬ])، ایزد همراه با رعد و برق و آذرخش، و همینطور ایزد همراه با مرگ بود.
    اگر چه شولوتل را اغلب در ارتباط با عالم زیرین (دنیای اموات یا مُردگان)، به تصویر کشیده*اند، امّا وی را هرگز نمی*توان یک سایکوپمپ در مفهوم غربی آن به شمار آورد. با این حال، شولوتل، در زندگانی پس از مرگ شماری از اسطوره*ها، کمک*های بسیاری را به مردگان در سفر خود به میکتلان نمود.
    شولوتل همچنین خدای آتش و همینطور خدای بداقبالی یا شانس بد نیز، به شمار می*آمد. او با کوئتزال کواتل دوقلو بود، و هر دوی آنها، جفتی بودند که فرزندان کواتلیکوئه باکره به شمار می*آمدند. وی همچنین تجسمی تیره و تار از شخصبت ونوس [یا زهره یا ناهید]، ستاره شامگاهی بود. وی نگهبانی از خورشید را، هنگامیکه در شب به عالم زیرین (دنیای مردگان) فرو می*رفت، بر عهده داشت. او همچنین به کوئتزال کواتل در برآوردن نوع بشر و آتش، از عالم زیرین یاری رساند.
    در آثار هنری، شولوتل به صورت یک اسکلت، یا به صورت مردی با سر سگ، و یا به صورت یک حیوان غول آسا با پاهای برعکس به تصویر کشیده شده*است. او همچنین به عنوان حامی و پشتیبان توپ بازی مزوآمریکایی شناخته می*شد. او در همراهی با شوکوتل به عنوان خدای آتش آزتک*ها نیز، معرفی شده*است.
    شولویتزکوئینتله که نام رسمی سگ بی موی مکزیکی است (این سگ در اسپانیا نیز، با عنوان پِرّو پلون مکزیکانو شناخته می*شود)، به لحاظ نژاد، از نژاد بومی وابسته به خانواده*ای از سگهای نواحی مرکزی امریکا می*باشد و قدمت آن به دوران قبل از کلمبیایی می*رسد. این نوع سگ، که یکی از انواع متعدد نژادهای سگ ِ بومی آمریکا می*باشد، اغلب با سگ بی موی پرویی اشتباه گرفته شود. امّا نام شولویتزکوئینتله که بر روی این سگ نهاده شده، در واقع به شولوتل اشاره می*کند، چراکه به لحاظ اسطوره شناختی، یکی از ماموریت*های این سگ، همین بود که مردگان را در سفر خود به ابدیت همراهی نماید. امّا به رغم چنین جایگاه برجسته*ای که شولویتزکوئینتله در میان اساطیر دارد، گوشت این سگ، بخش عمده*ای از رژیم غذایی برخی از مردمان باستانی این منطقه را تشکیل می*داد.
    دکتر آلفونسو کاسو، مردم شناس و مکزیک شناس مکزیکی، درباره کتسال کواتل می*نویسد:
    وی ایزد باد، زندگی، بامداد، سیاره ناهبد، تؤامان و غولهاست و به نام*های مختلف همچون إئِکاتل یا اهه کاتل (ایزد باد)، تلاویسکالپانته کوتلی (ایزد سیاره ناهید)، سه آکاتل و شولوتل (همزاد ناهید، ایزد همزادها و غول*ها) نامیده شده*است. معنای تحت*اللفظی کلمه کتسال کوال، «مار ِپَردار» است، ولی می*توان آن را جفت باارزش نیز، معنی کرد، به این دلیل که ستارهٔ بامداد و مغرب هر دو یکی است؛ زیرا ناهید در سپیده دمان توسط کتسال کوال و در غروب توسط برادر توامان خود، شولوتل ظاهر می*شود. و به همین علت است که تلاویسکالپانته کوتلی، با دو چهره (چهره انسان زنده و چهره جمجمه) دیده می*شود. برابری ستاره سحری و غروب، موجب پیدایش اساطیر بسیاری شده*است و تقریباً تمامی آنها در رابطه با کتسال کواتل است.


    همچنین خورشید شبانه نیز به مظاهر کتسال کواتل تعلق داشت و در واقع در مظهر خویش، به منزلهٔ شولوتل بود که از چنگ ایزد مردگان موسوم به میکتلان تکوتلی می*گریزد تا از قربانی شدن جان به در برد. آن گاه وی به زیر زمین [احتمالاً مقصود همان دنیای زیرین است] رفت و بشر را خلق کرد.
    در برخی روایات اسطوره*ای به نام شولوتل اشاره شده*است که روایت ذیل از آن نمونه*است:
    .... ناهید خشمناک شد و پیکانی به سوی او (خورشید) افکند، ولی او، آن را گرفت و ابتدا ناهید و سپس ستارگان دیگر، از جمله شولوتل، برادر همزاد ناهید را کشت. این همان ستاره*ای است که گاهی پیش از ستارگان دیگر و گاه بعد از آنها، در نور آفتاب ناپدید می*شود، امّا چون شولوتل ایزد همزادها و غول*ها بود و مُردن ِجادوگر به آسانی صورت نمی*گیرد؛ ابتدا به ماگی، سپس به ذرت، هیولا و عاقبت به آشولوتل، یعنی همان حیوانی مبدل شد که در بعضی از دریاچه*های شمالی به سر می*برد و گوشتش خوردنی است.

  3. #22
    مدیر انجمن THOR آواتار ها آپلود عکس
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    دی ۱۳۴۸
    نوشته ها
    651
    شماره عضویت
    439
    میانگین پست در روز
    0.04
    تشکر ها
    36
    از این کاربر 153 بار در 147 ارسال تشکر شده است.
    کواتلیکوئه

    از ویکی*پدیا، دانشنامهٔ آزاد






    پیکره کواتلیکوئه، عرضه شده در موزه ملی مردم شناسی مکزیکوسیتی




    کواتلیکوئه، که همچنین به عنوان تتئواینان (و همینطور در برخی نسخه*ها، به صورت: تتئو اینان) نیز شناخته شده*است، در اساطیر آزتک، «مادر خدایان» (به ناهواتل کلاسیک: Cōhuātlīcue یا [ko:wa:ˈtɬi:kʷe]، یا: Tēteô īnnān) محسوب می*شد. وی، یکی از ایزدبانویان آزتک*ها بود، که به ماه، ستارگان، واویتسوپوچتلی، خدای خورشید و جنگ، زندگی بخشیده بود و آنها را بدنیا آورده بود. این ایزدبانو همچنین به عنوان توکی (Tocî، به معنای: «مادر بزرگ ماً) و سیواکواتل (Cihuācōhuātl، به معنای:»بانوی مار") نیز، شناخته می*شد، که حامی بانوانی بود که در هنگام زایمان می*مُردند.
    کواتیکلوئه را با عنوان بانوی دامن ماری نیز می*شناسند، که معنای نام اوست.
    کلمه «کواتلیکوئه» در زبان ناهواتل، به معنای «فردی با دامنی از مار یا افعی» می*باشد. این ایزدبانو به موارد متفاوت و مختلفی اشاره دارد، از جمله وی به عنوان اپیتیتس شناخته می*شود که «الهه مادر زمین است و به تمام پدیده*های آسمانی، حیات می*بخشد»، یا بعنوان «الهه باروری و آتش»، «الهه زندگی، مرگ و تولد دوباره»، و نیز بعنوان «الهه مادر ستارگان جنوبی» نیز، نامیده می*شود.
    او به صورت زنی نمایانده می*شود که دامنی از مارهای درهم پیچیده شده به تن کرده*است و گردنبندی بر گردن آویخته که از قلب آدمیزاد، و دستها و جمجمه او، ساخته شده*است. پاهای او و همینطور دستهایش به صورت پنجه آراسته شده*اند و پستان*هایش، به صورت شُل و ول و چروکیده، آویزان به تصویر کشیده شده*اند که به جنبهٔ پرستاری کنندهٔ او اشاره دارند. امّا صورت او، از دو افعی که در مقابل یکدیگر قرار دارند، شکل گرفته*است (پس از اینکه سر او، قطع شده، خون به شکل دو افعی غول پیکر از گردن او به خارج فواره زده*است)، که این موضوع به افسانهٔ اسطوره*ای اشاره دارد که حکایت از این می*کند که وی در سپیده دم خلقت و در هنگام آفرینش موجودات، قربانی شده*است.
    بیشتر آثار هنری آزتک*ها، در نمایش*های هنری مربوط به این الهه، بر جنبه*های کشنده و مرگبار او تأکید می*کنند، چرا که زمین، همانند یک مادر دوست داشتنی است، که البته به صورت هیولایی سیری ناپذیری جلوه می*کند که هرآنچه را که حیات دارد، مصرف می*کند و به دل خود فرو می*برد. بر این اساس او، نشان دهنده و نمایانگر مادری بلعنده*است، که در وجود او، هم رحم (زهدان) و هم گور (قبر) وجود دارد.
    آزتک*ها در خلال دورهٔ مهاجرت خویش، ایزدبانویی موسوم به کواتلیکوئه را در میان خدایان خویش پذیرفتند که ایزدبانوی زمین بود. وی کسی بود که موجودات را هنگام مرگ و ستارگان را هنگام غروب می*بلعید. تندیسی از این الهه او را با دامنی از مارها و پنجه*های حیوان شکاری نشان می*دهد و از گردن او دو جوی خون بیرون زده که به مار مبدل شده*است.
    این ایزدبانو برای بسیاری از اقوام تجسمی از ماه بود که با خورشید جنگید و سرش را از دست داد. در تصویر وی، قلب، پنجهٔ عقاب، مار و جمجمه دیده می*شود. سر ایزدبانو با دو پوزهٔ انحنادار ِمار، به نشانهٔ جریان خون و نماد زمین تصویر شده*است. برای آن که شکل مستطیل حفظ شود، آن را به طور واژگون، بین دو دست باز نمون کرده*اند. شاید بنا به نوعی سنت باستانی و اسطوره*ای وظیفه داشت، با دست*هایش، آسمان، یعنی پادشاهی پسر پیروز خود، اویتسوپوچتلی را با تمام وزنش استوار نگه دارد.
    بر طبق افسانه*های آزتک، یک بار که کواتلیکوئه در حال جارو کردن یک معبد بود، ناگهان یک توپ مملو از پر، بر سر او سقوط کرد، و وی به طرز جادویی بارور گردید، و پس از آن وی کتسال کواتل وشولوتل را که هر دو از ایزدان بودند، بدنیا آورد. دختر او، کویول شاوکی، سپس چهارصد بچهٔ دیگر کواتلیکوئه را بسیج کرد و گرد همشان آورد و آنان را تحریک نمود که با هم به مادر خویش حمله کنند و سر وی را از بدن جدا نمایند. بدین ترتیب، کواتلیکوئه فوراً کشته شد، و ایزدی به نام اویتسوپوچتلی ناگهان از رحم او پدید آمد، در حالیکه از همان بدو تولد به طور کامل رشد کرده بود و برای نبرد، مسلح بود. اویتسوپوچتلی بسیاری از برادران و خواهران خویش را کشت، از جمله کشته شدگان، کویول شاوکی (خواهرش) [همان خواهری که حمله به مادرشان را طرحریزی کرد]، بود که اویتسوپوچتلی، سر او را برید و آن را به آسمان پرتاب کرد و همان سر بود که به ماه، تبدیل شد. در یکی دیگر از اشکال متنوع این افسانه، اویتسوپوچتلی، خود کودکی بود که در درون توپی که از پَرها پُر شده بود، و طی حادثهٔ پیش گفته سقوط کرد، قرار داشت و تنها به این دلیل در آن زمان به دنیا آمد که مادر خویش را از هرگونه آسیبی برهاند.
    یک مقاله جدید که در سال ۲۰۰۸ توسط سسلیا کلاین نوشته شده، ابراز گردیده*است که مجسمه معروف کواتلیکوئه که در موزه ملی مردم شناسی مکزیک قرار دارد [و عکس آن در سمت چپ این مقاله دیده می*شود]، و همینطور چند نسخه کامل و یا تکه تکه شده دیگر از این مجسمه، همگی در واقع ممکن است شخصیت بخشی یا تجسمی باشند که «مار دامن» [یا زنی با دامنی از جنس مار] را نشان می*دهند. مرجع و منبع این نظریه، نسخه ایست که در آن به ایجاد خورشید و آفرینش آن پرداخته شده*است. اسطورهٔ مرتبط با آفرینش خورشید، بعد از آن آغاز می*شود که خدایان درتئوتیهواکان به گرد همدیگر جمع می*شوند و خودشان را بعنوان قربانی نثار می*کنند. در بهترین نسخه شناخته شده، اظهار شده*است که تزیکته کاتل و ناناواتسین خویشتن را قربانی می*کنند، و به ترتیب به ماه و خورشید مبدل می*گردند. اما در نسخه*های دیگر، یک گروه از خدایان زن و از جمله کواتلیکوئه، به کسانی که خود را قربانی می*کنند، افزوده شده*است. گفته می*شود که پس از آن، آزتک*ها به پرستش دامان این زنان [که خود را قربانی کرده بودند]، پرداختند و اینچنین بود که این زنان، دوباره به زندگی بازگشتند. بر این اساس، کواتلیکوئه، در خود دارای جنبه*های مختلفی از موجودات است، که ممکن است تعادل آنها، با جمجمه، قلب، و دست و پنجه*هایی که در مجسمه او رویت می*شوند، حفظ شده باشد و او را به تلال تکوتلی، که خدای زمین محسوب می*شود، پیوند بدهند. زمینی که هم مصرف کننده و از میان برندهٔ زندگی است و هم زندگی را دوباره، از نو پدید می*آورد.

    به نظر بعضی از متخصصان، تلال تکوتکی، یعنی این ایزدبانو در هیأت مردانهٔ خود، به منزلهٔ هیولای زمین است. نقش وی غالباً بر روی آوندها دیده می*شود و همچنین بیشتر اوقات، وی را می*توان به صورت نقش برجستهٔ صافی در کف پایهٔ آثار، به چشم دید. گاهی نیز، این ایزدبانو، همچون سوسماری دیده می*شود که همواره مشغول بلعیدن گوشت یا قلب انسان است. وی بنا بر اساطیر، پای تسکاتلیپوکا را بلعید.
    در مورد تولد کتسال کواتل، روایت*های مختلفی در دست است. از جمله در روایتی آمده*است که او از کواتلیکوئه، یکی از پنج ایزدبانوی ماه متولد شد. البته ممکن است این پنج ایزدبانو، در واقع یک ایزدبانو با پنج مظهر مختلف باشند که مشخص کنندهٔ زمین با چهار جهت اصلی و مرکز آن هستند.
    تصویر پیکرهٔ کواتلیکوئه، نخستین بار بوسیلهٔ لئون گاما در سال ۱۷۹۲ انتشار یافته*است. در مشهورترین پیکره یا مجسمه کواتلیکوئه، یا همان بانوی دامن ماری [مجسمه*ای که تصویر آن در سمت چپ این صفحه دیده می*شود]، مارها نشان دهندهٔ خونی هستند که از قطعات جداشدهٔ بازو و گلوی وی جاری است و نشان از این دارد که او، به قتل رسیده*است. این مجسمه که در موزه ملی مردم شناسی واقع در مکزیکوسیتی نگهداری می*شود، متعلق به دوره پساکلاسیک متأخر آزتک می*باشد.

  4. #23
    مدیر انجمن THOR آواتار ها آپلود عکس
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    دی ۱۳۴۸
    نوشته ها
    651
    شماره عضویت
    439
    میانگین پست در روز
    0.04
    تشکر ها
    36
    از این کاربر 153 بار در 147 ارسال تشکر شده است.
    چیکومه کواتل

    از ویکی*پدیا، دانشنامهٔ آزاد







    چیکومه کواتل در تصویری از ریگ ودای آمریکایی




    در اساطیر آزتک، چیکومه کواتل یا همان هفت مار، که گاه معادل با شیلونن نیز در نظر گرفته شده*است، ایزدبانوی آزتکی ذرت، در طول دوره فرهنگ میانه بود.


    چیکومه کواتل گاهی اوقات نیز، با نام «ایزدبانوی تغذیه»، ایزدبانوی فراوانی و همچنین با عنوان جنبه*های زنانهٔ ذرت نیز شناسانده می*شد. در هر ماه سپتامبر، یک دختر جوان می*بایست بعنوان قربانی، پیشکش چیکومه کواتل شود. مردی روحانی دختر را سر می*برید، خون او را جمع آوری می*نمود، و آن را بر روی یک مجسمه سفالین رنگی از این ایزدبانو می*ریخت. سپس جسد دخترک پوست کنده می*شد و یک مرد روحانی پوست او را می*پوشید.
    چیکومه کواتل به عنوان همتای زن سین تئوتل که ایزد مذکر ذرت در اساطیر آزتکی است، در نظر گرفته می*شود، و نماد و سمبل هر دوی آنها، یک بلال ذرت می*باشد. او گاهی اوقات با نام شیلونن نیز خوانده می*شود. شیلونن، به معنای «فرد پرمو» می*باشد، که به موهای زیاد در ذرت پوست کنده نشده، اشاره دارد. وی همچنین با، تسکاتلیپوکا ازدواج کرده بود.
    او اغلب با صفات و ویژگی*های چالچیوتلیکوئه آشکار می*شد، از جمله آرایش مویی همانند آرایش موی او داشت و یا همانند او، خطوطی کوتاه که به پایین گونه*های او مالیده شده بود، در وی نیز به چشم می*خورد. چیکومه کواتل در تصاویر، معمولا در حال حمل بلال*های ذرت نشان داده شده*است. وی همچنین در سه شکل مختلف ذیل نیز، نشان داده شده*است:

    • به صورت یک دختر جوان، که در حال حمل گل*ها است.
    • به صورت یک زن که مرگ را با آغوش خویش، به ارمغان می*آورد.
    • به صورت یک مادر که از خورشید به عنوان سپر استفاده می*کند.

    در اساطیر آزتکی، شیلونن را ایزدبانوی بلال کال، دانه*های شیردار ذرت و خوشهٔ لطیف و شکنندهٔ آن می*دانند. در تصاویر، خوشه*های ذرت گاهی زینت بخش پوشش سر او هستند و گاهی در دست*های او قرار دارند. گاهی نیز پشت تندیس او چنان مزین شده که گویی زن و ذرت با هم درآمیخته*اند.

  5. #24
    مدیر انجمن THOR آواتار ها آپلود عکس
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    دی ۱۳۴۸
    نوشته ها
    651
    شماره عضویت
    439
    میانگین پست در روز
    0.04
    تشکر ها
    36
    از این کاربر 153 بار در 147 ارسال تشکر شده است.
    کویول شاوکی

    از ویکی*پدیا، دانشنامهٔ آزاد






    صفحه*ای که بر آن یادبودی از کویول شاوکی درج شده*است، این صفحه در طی ساخت و سازهایی که در سال 1978 در مکزیکو سیتی انجام می*شد، کشف گردید و کشف آن منجر به حفاری*هایی شد که به اکتشاف معبد مایور منتهی گردیدند.


    در اسطوره شناسی آزتک، کویول شاوکی (به ناهواتل کلاسیک: Coyolxāuhqui یا: [kojoɬˈʃa:ʍki]، به معنای: «صورت ترسیم شده با زنگوله*ها)، یکی از دخترهای کواتلیکوئه و میشکواتل بود که رهبری سنتسون اویتسناوا، خدایان ستاره را بر عهده داشت. کویول شاوکی یک شعبده باز قدرتمند بود و خواهر و برادران خود را در حمله به مادرشان، کواتلیکوئه راهبری و هدایت کرد. این یورش، به این دلیل صورت پذیرفت که، کواتلیکوئه باردار شده بود.
    کویول شاوکی، ایزدبانوی ماه، تاریکی و شب، خواهر ناتنی اویتسوپوچتلی است، که بنابر اساطیر، اویتسوپوچتلی وی را، پس از تولد خویش به قتل رسانید و بدن پاره پاره خواهر را، در پای تپهٔ کواتپک انداخت.
    چهرهٔ این ایزدبانو را زنگوله*ها زینت بخشیده*اند، و نمادهای بسیاری در نقش وی دیده می*شود:
    گوشواره به شکل پرتوهای خورشید، پنجه*های عقاب، مارهای به هم تنیده، جمجمهٔ مرده در کمربند و اشکهای خون آلود.
    مجسمه کویول شاوکی در پای پلکان معبد اویتسوپوچتلی قرار داشت و احتمالاً بدن قربانی را از پلکان پائین انداخته و در پای این مجسمه، قطعه قطعه می*کردند.
    کویول شاوکی تا اندازه*ای از چانتیکو اشتقاق یافته که یک ایزدبانوی آتش ِناشناخته در مکزیک مرکزی است.
    واژه کویول شاوکی، به معنای زنگوله*های رنگ شده*است و عموماً وی با یک جفت زنگولهٔ فلزی بر گونه*هایش، نشان داده می*شود. چند برادر موسوم به سنستون اویتسناوا او را همراهی می*کنند.

  6. #25
    مدیر انجمن THOR آواتار ها آپلود عکس
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    دی ۱۳۴۸
    نوشته ها
    651
    شماره عضویت
    439
    میانگین پست در روز
    0.04
    تشکر ها
    36
    از این کاربر 153 بار در 147 ارسال تشکر شده است.
    ائکاتل

    از ویکی*پدیا، دانشنامهٔ آزاد






    طرحی از ائکاتل-کتسال کواتل (کتسال کواتلی که ویژگی*های آن با خصوصیات ائکاتل در هم آمیخته*است، از مستندات بورگیا




    ائکاتل یا اهه کاتل(به اسپانیایی: Ehécatl، به ناهواتل: ehēcatl؛ به ناهواتل کلاسیک: Ecatl یا: [ˈekatɬ])، یک ایزد پیش کلمبیایی همراه با باد بود، که خصوصیات و ویژگی*های مربوط بدان، در اساطیر آزتک و همینطور در اسطوره*های دیگر فرهنگ*های ناحیه مرکزی مکزیک، و مزوآمریکا، مطرح می*باشد. او بیشتر و به طور معمول، به صورت یک جنبه از ایزدی موسوم به مار پر دار (که در میان آزتک*ها با نام کتسال کواتل و در فرهنگ*های دیگر با نام ناهووا شناخته می*شود) در نظر گرفته می*شود و به عنوان خدای باد مورد تفسیر قرار می*گیرد، و بنابراین با توجه به همین ارتباط از وی به عنوان ائکاتل-کتسال کواتل نیز نام برده می*شود. ائکاتل همچنین به گونه*ای شاخص و برجسته، به عنوان یکی از خدایان آفرینشگر و همچنین به عنوان یکی از قهرمانان فرهنگی، تصویر می*شود که در روایات اسطوره*ای و افسانه*های مربوط به آفرینش، در دوره پیش کلمبیایی و در فرهنگ نواحی مرکزی مکزیک مورد استناد قرار گرفته*است.
    از آنجا که باد در همه جهات قدرت وزیدن داشت، ائکاتل با تمام جهات اصلی مرتبط بود. معبد او به صورت یک سیلندر ساخته شده بود تا مقاومت هوا را کاهش دهد، و گاهی اوقات بوسیلهٔ دو نقاب جلوآمده یا بیرون زده تصویر می*شود که نمایانگر وزش باد می*باشند.

    محرابی که به ایزد ائکاتل اختصاص داده شده*است، و در وسط متروی پینو سوارز در مکزیکو سیتی واقع است. این محراب در طی ساخت و ساز ایستگاه مترو، در سال ۱۹۶۷ کشف شد و از آن زمان تا به امروز بوسیلهٔ گذرگاهی بین خطوط ۱ و ۲ مترو، در محاصره باقی*مانده*است




    به محض آن که خورشید چهارم در اساطیر آفرینش آزتک نابود گردید (و این وابسته به خدایانی بود که از مردانی که خود آنها آفریده بودند، رضایت نداشتند)، خدایان در تئوتی اوآکان (تئوتی واکان) به گرد هم جمع شدند. ناناواتسین و تکسیس تکاتل، به درون آتش مقدسی که مخصوص قربانی کردن بود، پریدند و در میان این آتش به ترتیب به خورشید و ماه تبدیل شدند. آنها بی حرکت باقی*ماندند تا زمانی که ائکاتل به آنجا رسید و سخت بر آنها وزید. در ابتدا فقط خورشید از جای خویش نقل مکان کرد، اما هنگامی که خورشید شروع به حرکت نمود، ماه نیز نقل مکان خویش را آغاز کرد.
    دکتر آلفونسو کاسو، مردم شناس و مکزیک شناس مکزیکی، دربارهٔ کتسال کواتل و ارتباط آن با ایزدانی همچون ائکاتل می*نویسد:
    وی ایزد باد، زندگی، بامداد، سیاره ناهبد، تؤامان و غولهاست و به نام*های مختلف همچون إئِکاتل یا اهه کاتل (ایزد باد)، تلاویسکالپانته کوتلی (ایزد سیاره ناهید)، سه آکاتل و شولوتل (همزاد ناهید، ایزد همزادها و غول*ها) نامیده شده*است. معنای تحت*اللفظی کلمه کتسال کوال، «مار ِپَردار» است، ولی می*توان آن را جفت باارزش نیز، معنی کرد، به این دلیل که ستارهٔ بامداد و مغرب هر دو یکی است؛ زیرا ناهید در سپیده دمان توسط کتسال کوال و در غروب توسط برادر توامان خود، شولوتل ظاهر می*شود. و به همین علت است که تلاویسکالپانته کوتلی، با دو چهره (چهره انسان زنده و چهره جمجمه) دیده می*شود. برابری ستاره سحری و غروب، موجب پیدایش اساطیر بسیاری شده*است و تقریباً تمامی آنها در رابطه با کتسال کواتل است.
    در برخی از پیکره*های بر جای مانده از کتسال کواتل، وی به مثابه خورشید باد، یا ناوی ائکاتل، تصویر شده*است، که در کیهان*شناسی آزتک به معنای آفرینش دوم است. نمونه*ای از این پیکره*ها، مجسمه سنگی آزتکی، مربوط به دورهٔ پساکلاسیک متأخر است که در موزهٔ آثار انسانی لندن قرار دارد.
    صورت میشتکی اِئِکاتل-کتسال کواتل، خدای نُه باد است، که یکی از تصویرنگاشت*های او، متعلق به دورهٔ پساکلاسیک متأخر، در ویندوبوننسیس دیده می*شود.

  7. #26
    مدیر انجمن THOR آواتار ها آپلود عکس
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    دی ۱۳۴۸
    نوشته ها
    651
    شماره عضویت
    439
    میانگین پست در روز
    0.04
    تشکر ها
    36
    از این کاربر 153 بار در 147 ارسال تشکر شده است.
    هوئه هوئه کویوتل

    از ویکی*پدیا، دانشنامهٔ آزاد






    هوئه هوئه کویوتل، از مستندات تلریانو رمنسیس




    هوئه هوئه کویوتل یا وه وه کویوتل که به زبان ناهواتل به معنای: «کایوت خیلی قدیمی» [کایوت یا کایوتی به گرگ صحرایی یا سگ دشتی خاص امریکای شمالی اطلاق می*شود] می*باشد، در اسطوره شناسی آزتک، خدای موسیقی، رقص و آهنگ است. همچنین برخی وی را ایزد تقویم در نظر گرفته*اند، هرچند که به نظر می*رسد او، ایزد لذایذ، بویژه لذایذ شهوانی نیز بوده*است.
    هوئه هوئه کویوتل بخشی از خانواده تسکاتلیپوکا محسوب می*شود که از خدایان مکزیک هستند، وی همچنین دارای قدرت و توانایی تغییر شکل می*باشد. کسانی که در زندگی خویش، نشانه*هایی از سرنوشت بد می*یافتند و آن را از جانب خدایان می*دانستند، گاهی اوقات به هوئه هوئه کویوتل متوسل می*شدند تا او، با تجدید نظر در این سرنوشت بد، آن را برای آنان کاهش دهد و یا به کلی معکوس نماید [و به سمت سرنوشت خوب ببرد].
    چهارمین روز از سیزده روز هفته مکزیکی*ها متعلق به هوئه هوئه کویوتل است.
    او اغلب با شولوتل همراه است.
    یکی از ایزدان آزتکی که بسیاری وی را با ایزد آتش اشتباه می*گیرند، وه وه کویوتل، ایزد تقویم است که به نظر می*رسد ایزد لذایذ، بویژه لذایذ شهوانی نیز بوده*است.
    او در مستندات بوربونیکوس، به صورت یک کایوت (گرگ صحرایی بومی امریکای شمالی) در حال رقصیدن، به تصویر کشیده شده که دست و پایی شبیه به دست و پای آدمیزاد دارد، و با یک طبال (طبل زن) انسانی همراه است.
    هوئه هوئه کویوتل در بسیاری از خصوصیات خویش با اسطوره کایوتی شیاد (کویوت حقه باز) که در قبایل آمریکای شمالی مورد توجه قرار دارد، مشترک است. از جمله این خصوصیات می*توان به داستان سرایی و آوازه خوانی او، اشاره کرد. در هر دو فرهنگ وی، بعنوان فردی شناسانده می*شود که شوخی*های زننده می*کند، یا متوسل به فریب و حقه می*شود و اغلب در برابر خدایان دیگر، به بازیگری و ایفای نقش*های دروغین مشغول می*گردد، اما اغلب این اعمال او، نتایج معکوس برایش بدنبال دارد، و در مقایسه با قربانیان این اعمال، موجب مشکلات بیشتری برای خود او می*شود. بعنوان یک جنگ افروز بزرگ، وی همچنین به إعمال تحریک در میان انسان*ها به منظور افروختن آتش جنگ بین آنها اقدام می*کند تا بدینسان به رفع خستگی و دلتنگی خود بپردازد.


    هوئه هوئه کویوتل بخشی از خانواده تسکاتلیپوکا محسوب می*شود که از خدایان مکزیک هستند، وی همچنین دارای قدرت و توانایی تغییر شکل می*باشد. کسانی که در زندگی خویش، نشانه*هایی از سرنوشت بد می*یافتند و آن را از جانب خدایان می*دانستند، گاهی اوقات به هوئه هوئه کویوتل متوسل می*شدند تا او، با تجدید نظر در این سرنوشت بد، آن را برای آنان کاهش دهد و یا به کلی معکوس نماید [و به سمت سرنوشت خوب ببرد].
    چهارمین روز از سیزده روز هفته مکزیکی*ها متعلق به هوئه هوئه کویوتل است.
    او اغلب با شولوتل همراه است.

  8. #27
    مدیر انجمن THOR آواتار ها آپلود عکس
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    دی ۱۳۴۸
    نوشته ها
    651
    شماره عضویت
    439
    میانگین پست در روز
    0.04
    تشکر ها
    36
    از این کاربر 153 بار در 147 ارسال تشکر شده است.
    تپوزتکاتل

    از ویکی*پدیا، دانشنامهٔ آزاد




    تپوزتکاتل یا تزکاتزون تکاتل، در اساطیر آزتک، ایزد پولکوئه [نوعی مشروب الکلی شیری رنگ خاص مکزیک]، و همینطور ایزد مستی و باروری بود. این ایزد همچنین با نام تقویمی خویش، یعنی اومتوچتلی (به معنای دو خرگوش) نیز، شناخته می*شد. او یکی از همسران مایاهوئل است، که ماسک آواتاری شوچیکتسال محسوب می*شود.
    بر طبق افسانه*های آزتکی، تپوزتکاتل یکی از سنتسون توتوچتین*ها به شمار می*رفت که چهار صد نفر کودکان مایاهوئل، الهه گیاه صباره یا عود آمریکایی، و پاتکتال، خدای کشف کننده فرایند تخمیر، بودند. تپوزتکاتل بعنوان یکی از ایزدان پولکوئه(مشروب زرد مکزیکی)، با مراسم و آئین*های باروری و همینطور با ایزد تالوک همراهی داشت. تپوزتکاتل همچنین با باد نیز، همراه بود و از این رو نام وی را به عنوان نامی جایگزین به جای اهه کاکونه، و به صورت پسر باد هم نوشته*اند.
    تپوزتکاتل در مستندات مندوزا در حال حمل نمودن تبر مسی، به تصویر کشیده شده*است.
    ال تپوزتکو، در ایالت مکزیکی مورلوس، یک سایت باستان شناسی است که به نام ایزد تپوزتکاتل، نامیده شده*است. این مکان، برای زوار (زائران)، مکان مقدسی بوده که از آنجا به چیاپاس و گواتمالا می*رفته*اند. این محل به صورت هرم کوچکی، بر روی یک سکّو یا پلت فرم، به ارتفاع نه و نیم (۹٫۵) متر ساخته شده*است و بر روی کوهی واقع است که نسبت به شهر تپوزتلان [که نام آن نیز، احتمالاً از همین ایزد گرفته شده*است]، اشراف دارد.

  9. #28
    مدیر انجمن THOR آواتار ها آپلود عکس
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    دی ۱۳۴۸
    نوشته ها
    651
    شماره عضویت
    439
    میانگین پست در روز
    0.04
    تشکر ها
    36
    از این کاربر 153 بار در 147 ارسال تشکر شده است.
    شوچیکتسال

    از ویکی*پدیا، دانشنامهٔ آزاد






    شوچیکتسال، از مستندات ریوز، قرن شانزدهم.




    در اسطوره شناسی آزتک، شوچیکوئتزال یا شوچیکتسال(تلفظ به ناهواتل: [ʃotʃiketsaɬ])، ایزدبانوی مرتبط با مفاهیمی همچون باروری، زیبایی، و قدرت و توانایی جنسی زنانه بود. شوچیکتسال یا گل ایستاده، همچنین بعنوان ایزدبانوی عشق و گل*ها نیز شناخته می*شد.
    این ایزدبانو، به عنوان حامی و محافظت کننده از مادران جوان و همینطور به عنوان حامی و پشتیبان بارداری (حاملگی)، و زایمان و بدنیا آورندهٔ کودک، شناخته می*شد و همچنین در صنایع دستی و فعالیت*های اینچنینی مخصوص زنان، همچون بافندگی و قلاب دوزی، به آنها یاری می*رساند و حامی آنان بود. بر خلاف چند چهره و شخصیت دیگر در مجموعهٔ خدایان آزتک، که همگی خدایان مؤنث زمین محسوب می*شوند و با باروری و حاصلخیزی، چه در عرصهٔ کشاورزی و چه در حیطهٔ مسائل جنسی و شهوانی در ارتباطند، شوچیکتسال همیشه به صورت یک زن جوان و جذاب و اغواگر، که ثروتمندانه و غنی لباس پوشیده به تصویر کشیده شده*است، و به طور نمادین و سمبلیک با گیاهان و گل*های خاص همراه است. به لحاظ مفهومی، شوچیکتسال همچنین به صورت نماینده میل و اشتیاق، لذت و تمتع، و افزون طلبی و زیادتی، ظاهر می*شود و در این راستا، در عین حال که به عنوان حامی روسپیان و فاحشه*ها عمل می*کند، حامی صنعتگران، و بویژه صنعتگرانی که در تولید اقلام لوکس دست اندرکارند نیز، می*باشد.
    شوچیکتسال، همواره بدنبال خود، جمعی همراه و مشایعت کننده داشت که از تعدادی پرنده و تعدادی پروانه تشکیل می*شدند. پرستشگران او نیز، ماسک*هایی با صورت حیوانات و گل*ها بر چهره می*گذاشتند و در جشنواره*ای، که به افتخار او هر هشت سال یک بار برگزار می*شد، شرکت می*کردند.
    خواهر دوقلوی شوچیکتسال، ایزدبانویی به نام شوچی پیلی بود و تلالوک شوهر او محسوب می*شد، البته تا زمانی که تسکاتلیپوکا او را ربود و وی به ناچار مجبور شد که با او ازدواج کند. زمانی نیز وی، با سنتئوتل و نیز با ایشوته تکوتلی ازدواج کرده بود. وی همچنین از طریق میشکواتل، مادر کتسالکواتل به شمار می*رفت.
    انسان شناسی به نام هوگو نوتینی، طی مقاله*ای، شوچیکتسال را به همراه اوکوتلان باکره، بعنوان واپسین حامیان مقدس [سرزمین یا کوه] تلاسکالا معرفی نموده*است.
    یک چهره یا شخصیت همتا و مشابه او در فرهنگ مایای*های پیش از هیسپانیک، الهه یا ایزدبانویی به نام الهه آی می*باشد.
    با توجه به منابعی که در دست می*باشد، قبایل کهنتر ناوا در شرق و جنوب دره*های مکزیک، چالچیوتلیکوئه را با شوچیکتسال (گل ایستاده، همسر اول تلالوک)، که ایزدبانوی عشق و گل هاست، یکی می*دانستند.

  10. #29
    مدیر انجمن THOR آواتار ها آپلود عکس
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    دی ۱۳۴۸
    نوشته ها
    651
    شماره عضویت
    439
    میانگین پست در روز
    0.04
    تشکر ها
    36
    از این کاربر 153 بار در 147 ارسال تشکر شده است.
    سنتسون اویتسناوا

    از ویکی*پدیا، دانشنامهٔ آزاد





    اویتسوپوچتلی، سنتسون اویتسناواها را می*کُشد، تصویر از مستندات فلورانس




    در اسطوره شناسی آزتک، سنتسون اویتسناوا (یا سنتزون هویتسناواها)، خدایان ستارگان جنوبی بودند. آنها پسران سن بالاتر و شیطان صفتکواتلیکوئه به شمار می*آمدند و کویول شاوکی هم، خواهر آنها محسوب می*شد. آنها در همراهی با خواهرشان تلاش کردند که مادر خویش (کواتلیکوئه) را به قتل برسانند، چراکه آموخته بودند که این بارداری به تولد اویتسوپوچتلی منجر خواهد شد؛ بدین ترتیب اینان طرح خود را هنگامی که برادرشان اویتسوپوچتلی بدنیا آمد، عملی کردند، اما اویتسوپوچتلی به شکلی ناگهانی از رحم کواتلیکوئه خارج شد، در حالیکه به طور کامل رشد کرده بود و برای نبرد مسلح بود. وی به محض تولد همه آنها را به قتل رسانید.
    سنتسون اویتسناواها، خدایان ستارگان جنوبی هستند و با عنوان «چهارصد جنوبی» نیز شناخته می*شوند. در مقابل آنان، سنتسون میمیکسکوا قرار می*گیرند که خدایان ستارگان شمالی به شمار می*آیند.
    سنستون اویتسناوا، برادران کویول شاوکی بودند که او را همراهی می*کردند. نام سنتسون اویتسناوا، به معنای چهارصد یا تعداد بی شماری جنوبی است، که به لحاظ مضمونی با چهارصد ایزد پولکهٔ آزتک مرتبط است.
    اویتسلوپوچتلی پس از به قتل رسانیدن کویول شاوکی، سنتسون اویتسناوا را در اطراف کواتپک تعقیب می*کند و تعداد زیادی از برادران ناتنی خود را نیز، به قتل می*رساند. در این میان فقط تعداد معدودی از سنتسون اویتسناواها موفق می*شوند که از مهلکه فرار کرده و به جنوب بگریزند.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربران برچسب زده شده

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
اکنون ساعت ۰۶:۳۶ بعد از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد..
Powered by vBulletin® Version 4.2.2
Copyright © ۱۳۹۶ vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
فارسی سازی توسط وی بی ایران
User Alert System provided by Advanced User Tagging v3.0.8 (Pro) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2018 DragonByte Technologies Ltd.


کلیه حقوق برای وبگاه کالیمدور محفوظ است.

طراحی و اجرا: Almas WD