تابلو اعلانات
تـوجــه
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 11 به 20 از 29
  1. #1
    مدیر انجمن THOR آواتار ها آپلود عکس
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    دی ۱۳۴۸
    نوشته ها
    651
    شماره عضویت
    439
    میانگین پست در روز
    0.04
    تشکر ها
    36
    از این کاربر 153 بار در 147 ارسال تشکر شده است.

    معرفی اساطیر مایا و آزتک

    درود.

    در این تاپیک به معرفی اساطیر دو قوم سرخ پوست مایا و آزتک می پردازیم. این تاپیک فقط جنبه ی معرفی داره، از بحث های متفرقه پرهیز کنید و برای معرفی هم اگر از منبعی استفاده کردید حتمآ ذکر بشه. با تشکر

  2. #11
    مدیر انجمن THOR آواتار ها آپلود عکس
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    دی ۱۳۴۸
    نوشته ها
    651
    شماره عضویت
    439
    میانگین پست در روز
    0.04
    تشکر ها
    36
    از این کاربر 153 بار در 147 ارسال تشکر شده است.
    یوم کاکس

    از ویکی*پدیا، دانشنامهٔ آزاد


    یوم کاکس خدای مورد احترام میان جامعه کشاورز در تمدن مایاها بود.یوم کاکس خدای ذرت بود و وجود خدایی برای ذرت نشان از احترام این گیاه برای مایاها و جنبه الهی آن در آن جامعه دارد. نام یوم کاکس بصورت تحت*الفظی در زبان میایای باستان معنای حاکم جنگل را می*داده و یوم کاکس خدای گیاهان وحشی و حیوانات و حتی خدای شکار نیز تلقی می*شده است.

  3. #12
    مدیر انجمن THOR آواتار ها آپلود عکس
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    دی ۱۳۴۸
    نوشته ها
    651
    شماره عضویت
    439
    میانگین پست در روز
    0.04
    تشکر ها
    36
    از این کاربر 153 بار در 147 ارسال تشکر شده است.
    اویتسیلوپوچتلی

    از ویکی*پدیا، دانشنامهٔ آزاد






    اویتسیلوپوچتلی، طرحی در مستندات تلریانو-رمنسیس.





    هویتزیلوپوچتلی یا اویتسیلوپوچتلی (به ناهواتل کلاسیک: Huitzilopōchtli، یا [hwitsiloˈpo:tʃtɬi])، به معنای «مرغ مگس خوار در سمت چپ»، یا «مرغ مگس خوار چپ دست» (لغت huitzilin در زبان ناهواتل به معنای مرغ مگس خوار می*باشد)، در اساطیر آزتک یک خدای جنگ، یک خدای خورشید، و حامی و پشتیبان شهر تنوچتیتلان بود. او همچنین خدای ملی مکزیکی*های تنوچتیتلان محسوب می*شد.
    آزتک*ها که به نام*های مختلفی چون: تنوچکا مکزیکا، کُلهوا مکزیکا و... نامیده شده*اند، قدرتمندترین سرخپوستان مکزیک در عصر تاریخی بودند. بنا به روایات اساطیری، این قوم بدنبال ایزد خویش، اویتسیلوپوچتلی، که کاهنی در جلوی آنان مجسمه او را حمل می*کرد و با آنان صحبت می*داشت، از آزتلان، که سرزمینی افسانه*ای به نظر می*رسد، آمده*اند.
    به روایت اسطوره*ها، باید روزی توقف می*کردند که چشمشان به عقابی می*افتاد که روی درخت نوپال(کاکتوس انجیری)، که میوهٔ سرخ رنگش به سان قلب انسان است، نشسته و مشغول از هم دریدن و خوردن ماری باشد؛ این نشانه*ای برای آنها بود. آنان این منظره [یا این نشانه] را، در جایی که معبد اعظم خویش را برپا داشتند، در تنوچتیتلان [که بعدها تبدیل به پایتخت آزتک شد]، مشاهده کردند، [پس گفتند]:
    بگذارید در جایی که نوپال هست، زاویه کوچکی بسازیم تا ایزد ما، عاقبت به آرامش دست یابد.
    فرانسیسکو کلاویجرو که در سده هیجدهم در وراکروس متولد شده، نوشته*است که آزتک*ها از جایی در منتهی*الیه شمال رودخانه کلرادو آمدند، و مهاجرت آنها، به سبب آواز پرنده*ای بود، که بر فراز درختی نشسته و می*خواند: «تی وی!»، این واژه، واژه*ای بود که به زبان آزتکی، مفهوم ِ«بیا برویم» داشت. پس آنان به راه افتادند و به دنبال مجسمه اویتسوپوچتلی، ایزد جنگ و خورشید رفتند.
    ایزدی کاملاً آزتکی



    اویتسیلوپوچتلی در شکل مردانه اش، از مستندات تلریانو رمنسیس





    آزتک*ها یک معبد مخصوص به نام کوتئوکالیا داشتند که پیکره*های تصرف شدهٔ خدایان بیگانه را در آن نگهداری می*کردند. گرچه می*توان [از این موضوع] نتیجه گرفت که بسیاری از مضامین و خدایان اسطوره*ای آزتک از دیگر فرهنگ*های آمریکای میانی گرفته شده*است، اما برخی اسطوره*ها، مطلقاً آزتکی هستند. بخصوص در این میان باید از سرچشمه*های اسطوره*ای اویتسیلوپوچتلی در مونته کوتپک نام برد که منشور مقدس توسعه طلبی دولت آزتک بود.


    چندمفهومی در پیکرهای الهی نزد آزتک*ها نیز مرسوم بود و از آنجا که می*خواستند حقانیت خود را به اثبات برسانند، سعی داشتند تا ویژگی*های تسکاتلیپوکا را به ایزد خویش اویتسیلوپوچتلی، که یک ایزد کاملاً آزتکی بود، انتقال دهند. گرچه تسکاتلیپوکا به خاطر ماهیتش قابل وصف و تعریف نیست، اما در اسطوره*ای که دربارهٔ چهار هیأت وی ذکر شده، چهارمین آنها یعنی اویتسیلوپوچتلی چنین توصیف شده*است:
    او بدون گوشت و فقط با استخوان*ها، به مثابهٔ اسکلتی متولد شد

  4. #13
    مدیر انجمن THOR آواتار ها آپلود عکس
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    دی ۱۳۴۸
    نوشته ها
    651
    شماره عضویت
    439
    میانگین پست در روز
    0.04
    تشکر ها
    36
    از این کاربر 153 بار در 147 ارسال تشکر شده است.
    تلالوک

    از ویکی*پدیا، دانشنامهٔ آزاد






    تلالوک، در طرحی مربوط به اواخر قرن شانزدهم، از مستندات ریوز.




    تلالوک (به ناهواتل کلاسیک: Tlāloc) در مذهب آزتکی خدایی است که در هنگام خشکسالی و کمبود باران مورد توجه خاص قرار می*گرفت. در چنین مواقعی مراسم مفصل قربانی و عبادت برای وی برپا می*شد. قربانیان تلالوک لازم بود تا همه از میان کودکان خردسال انتخاب شوند. به همین دلیل برخی از خانواده*ها داوطلب شده و فرزندان کوچک خود را جهت قربانی شدن در اختیار معبد و کاهنان آن قرار می*دادند. این قشر جامعه اغلب از میان زارعان و کشاورزانی بودند که بر اثر بی بارانی و خشکی، رو به افلاس و ورشکستگی بودند و با اخلاص و ترس و دلهره و با چشمی گریان یکی از فرزندان شیرخوار یا کوچکترینشان را برای قربانی شدن در راه تلالوک و بر سر مهر آوردنش، اختصاص می*دادند. از سویی رقم قربانی برای تلالوک باید بسیار و قابل توجه باشد، و به همین دلیل کاهنان از خانواده*های فقیر و بی چیز که نیازمند بودند، کودکان خردسالاشان را می*خریدند و یا از محلهٔ روسپیان تمامی کودکان کمتر از پنج سال را که نَسَبشان آشکار نبود، به زور و اجبار از مادرانشان جدا می*کردند و در روز معینی که بنا بود مراسم عبادت انجام شود، صدها نفر از این کودکان زبان بسته را به صورت دست جمعی، و به طرز فجیعی قربانی می*کردند و اشک چشم آن*ها را نشانهٔ باران به شمار می*آوردند.



    او را با نام*های گوناگون در سراسر آمریکای میانه می*پرستیدند. زاپوتک*ها او را کوسیو و مایاها او را چاک می*نامیدند. تلالوک ایزد بانفوذی بود به طوری که بهشت و آسمان شاداب و پرزرق و برق آزتک*ها «تلالوکان» نامیده می*شد.
    تلالوک، ایزد باران و آذرخش که در همه جا حضور دارد را، در مکزیک مرکزی می*توان تا قرن اول میلادی دنبال کرد. در دورهٔ پساکلاسیک متأخر، او را با چشمانی از حدقه درآمده و لب بالای برجسته، دندان*هایی بلند شبیه به دندان*های ببر مشاهده می*کنیم. همسر او، چالچیوتلیکه، بانویی با دامنیشم، الههٔ آب رودخانه*ها و آب ساکن است. او گردبادها را فرا می*خواند و با آب*های درهم شکننده*ای پیوند داشت که زایمان را جلو می*انداخت. در آغازعصر کلاسیک، ایزد باران ترکیبی از خزنده، شیر کوهی، ستارهٔ دریائی، گل، ماهی و مظاهر جنگجویانی بود که در فلات مکزیک، تلالوک نامیده می*شد. این ایزد با مظاهر مختلف آب، همچون باران، دریاچه، رودخانه، یخ، رطوبت، و بویژه حاصلخیزی محصول قرابت داشت. ارتباط آن با پوما، در بسیاری از نقاشی*های دیواری نموده شده*است. در تصویرنگاشت ماگلیابکچیانو، چهار ایزدی که چهار جهت اصلی را تجسم بخشیده*اند، دیده می*شوند. این چهار ایزد عبارتند از: کتسال کواتل، تسکاتلیپوکا، تلالوک، و شیوتکوتلی، که به عقیدهٔ بی. اسپرانز، دانشمند آمریکاشناس، می*توانند چهار مظهر کتسال کواتل باشند.

  5. #14
    مدیر انجمن THOR آواتار ها آپلود عکس
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    دی ۱۳۴۸
    نوشته ها
    651
    شماره عضویت
    439
    میانگین پست در روز
    0.04
    تشکر ها
    36
    از این کاربر 153 بار در 147 ارسال تشکر شده است.
    سین تئوتل

    از ویکی*پدیا، دانشنامهٔ آزاد






    تصویر سنته ئوتل، خدای آزتکی ذرت.





    سین تئوتل یا سنته ئوتل، که گاهی با عنوان: سنته اوسی هواتل نیز شناخته می*گردد، در اساطیر آزتک، خدای مردانه یا مذکر ذرتاست.
    بر طبق مستندات فلورنتین، سین تئوتل، فرزند ایزدبانوی زمین، توسی، و ایزد تلازول توئل، محسوب می*شد. اغلب شواهد جمع آوری شده پیرامون سین تئوتل نشان از این دارند که این ایزد معمولاً به صورت یک مرد جوان به تصویر کشیده می*شده (هر چند که بحث در این ارتباط هنوز ادامه دارد)، که بدن او، به رنگ زرد، رنگ آمیزی می*شده*است. برخی از متخصصان بر این باورند که سین تئوتل، با شیلونن که ایزدبانوی ذرت [یا: ایزدبانوی بلال کال، دانه*های شیردار ذرت و خوشهٔ لطیف و شکنندهٔ آن]، می*باشد، کاربرد یکسانی دارند.



    سین تئوتل یکی از مهم ترین خدایان دوره آزتکها در نظر گرفته شده*است. در توصیفاتی که از سین تئوتل ارائه شده، ویژگی*ها و خصوصیات بسیاری در مورد او ذکر شده*است. به عنوان مثال اغلب به نظر می*رسد که از ذرت، در آرایش موی این ایزد استفاده شده*است. یکی دیگر از ویژگی*های مهم این ایزد، خط سیاهی است که از ابروی وی به سمت پایین امتداد یافته، از گونه او عبور کرده و در پایان به انتهای خط آرواره وی رسیده*است. این طرز علامت گذاری یا نشانه گذاری صورت، به گونه*ای مشابه و بوفور، در اغلب توصیفاتی که در اواخر عصر بعد از کلاسیک از یک خدای ذرت در تمدن مایاهاشده، کاربرد داشته*است.
    سنته ئوتل یا سین تئوتل، ایزد جوان ذرت است. ذرت به صورت زنی که در سنین مختلف زندگی، مراحل رشد این گیاه را نشان می*دهد، نموده شده و غالباً وی با خطی شکسته به پهنای صورت و خوشه*های ذرت بر سربند خود نشان داده می*شود.
    روایت شده*است که ایزدبانوی ذرت را، ایزد خورشید و ازدبانوی رستنی*ها در غار، بزرگ کرده*اند و مواد غذایی از شکم ایزد ذرت بوجود آمد. ایزدبانوی ذرت نزد آزتک*ها بسیار محبوب بوده*است، طوریکه آنان در خلال جشن*های خویش، تندیس ایزد ذرت را می*ساختند و قبل از خوردن مواد غذایی، هدایایی به او اعطا می*کردند؛ زیرا او تمامی چیزهایی را که اساس زندگی را تشکیل می*داد، عطا کرده بود.
    در Tonalpohualli (یک تقویم ۲۶۰ روزه ی مقدس مورد استفاده در بسیاری از فرهنگ ها Mesoamerican باستان) ، Centeotl خداوند منطبق با عدد هفت و پروردگار چهارم از شب است. در اسطوره های آزتک، ذرت (که در زبان گفتاری آزتک ها Cintli Nahuatl نامیده می شد) توسط Quetzalcoatl به این دنیا آمده که با گروهی از ستاره ها در ارتباط است که امروزه به طور معمول به عنوان خوشه پروین شناخته می شوند .
    در آغاز سال (به احتمال زیاد در حدود فوریه)، کارگران آزتک گیاه جوان ذرت را پرستش می کردند . این گیاهان ذرت جوان به طور بالقوه به عنوان نماد برای یک الهه زیبا ( به احتمال زیاد Xilonen، شاهزاده) استفاده می شد. Xilonen معمولاً در حالی به تصویر کشیده است که نشسته و ذرت تازه در دست دارد . هنگامی که دانه ها کاشته شده و منجر به ارمغان آوردن ذرت می شد مراسم رقصی برپا می شد که به منظور تشکر از مادر زمین و به طور خاص Centeotl بود.
    شوچی پیلی یا شاهزاده گل*ها، با ایزد ذرت یا سنته ئوتل، همپوشی زیادی دارد، و حافظ رقص*ها، بازی*ها، عشق و مظهر تابستان است، هرچند بیشتر ایزد آفتاب به شمار می*رود.
    سنته ئوتل، یا همان ایزد ذرت، پسر یکی از مهمترین ایزدان آزتکی، یعنی تلاسول تئوتل محسوب می*شود.

  6. #15
    مدیر انجمن THOR آواتار ها آپلود عکس
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    دی ۱۳۴۸
    نوشته ها
    651
    شماره عضویت
    439
    میانگین پست در روز
    0.04
    تشکر ها
    36
    از این کاربر 153 بار در 147 ارسال تشکر شده است.
    چالچیوتلیکوئه

    از ویکی*پدیا، دانشنامهٔ آزاد






    مجسمه سنگی چالیچوتلیکوئه، در موزه آمریکای لاتین واقع در مادرید، اسپانیا





    در اساطیر آزتک، چالچیوتلیکوئه، که همچنین با عنوان چالکیوتولیکوئه و چالچیوئی تولیکوئه (به معنای زنی با دامنی از یشم سبز) نیز شناخته می شود، ایزدبانوی آزتکی دریاچه ها، رودخانه ها، دریاها، رود ها، نهرها، و آبهای افقی و همینطور ایزدبانوی طوفان ها، و غسل تعمید بود.
    شهرت جهانی این ایزدبانو، از زمانی بود که از احترام اسپانیایی های فاتح، برخوردار گردید. او چهره ای مهم در میان خدایان آزتک در دوران پس از دورۀ کلاسیک (دوره پساکلاسیک) و در تمدن های مرکزی مکزیک محسوب شده است.
    چالچیوتلیکوئه همچنین حامی کودکان تازه متولد شده و نوزادان در موقع زایمان به شمار می رفت. تلاکس کالان ها یا همان تلاسکالاها، که دشمنان آزتک ها محسوب می شدند نیز، این ایزدبانو را، ماتلال کوئیتل می نامیدند.
    چالچالچیوتلیکوئه، یا: بانویی با دامنی از یشم، الهه آب رودخانه ها و آب ساکن است. وی همسر ایزد باران و آذرخش، موسوم به تلالوک بود.
    بنابر افسانه ای، ایزدبانوی آب یعنی چالچیوتلیکوئه، خواهر تلالوک [و نه همسر او] بوده است. پس از آن که تسکاتلیپوکا همسرش را ربود، همسر دیگری به نام دامن سبز [که همان چالچیوتلیکوئه است]، اختیار کرد که نام پیشین کوه تلاسکالا نیز بود.
    چالچیوتولیکوئه ایزدبانوی دریا نیز هست و از ویژگی های این الهه، نوار آبی و سفید رنگ با دو منگولۀ بزرگ است که از دو سوی صورتش آویخته شده است. با توجه به منابعی که در دست می باشد، قبایل کهن تر ناوا در شرق و جنوب دره های مکزیک، وی را با شوچیکتسال (گل ایستاده، همسر اول تلالوک)، ایزدبانوی عشق و گل ها، یکی می دانستند

  7. #16
    مدیر انجمن THOR آواتار ها آپلود عکس
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    دی ۱۳۴۸
    نوشته ها
    651
    شماره عضویت
    439
    میانگین پست در روز
    0.04
    تشکر ها
    36
    از این کاربر 153 بار در 147 ارسال تشکر شده است.
    میکتلان تکوتلی

    از ویکی*پدیا، دانشنامهٔ آزاد






    میکتلان تکوتلی در مستندات بورگیا




    میکتلان تکوتلی (تلفظ به ناهواتل: [miktɬa : ntek ʷ tɬi]، به معنای: «ارباب میکتلان»)، در اساطیر آزتک، خدای مرگ و پادشاه سرزمین میکتلان بود (چیکونااوه میکتلان). میکتلان، پایین ترین و در عین حال شمالی ترین بخش از دنیای زیرین به شمار می*آمد.
    او یکی از خدایان اصلی آزتک، و برجسته ترین خدا، در میان خدایان و خدای بانوان متعدد دنیای زیرین و یا همان عالم مردگان محسوب می*شد. (در این مورد همچنین نگاه کنید به چالمکتال). آیین*های پرستش میکتلان تکوتلی گاهی اوقات با نوعی مراسم آدمخواری همراه می*شد، که طی آن گوشت انسان، در داخل و اطراف معبد به مصرف می*رسید.
    دو مجسمه در اندازه طبیعی از میکتلان تکوتلی که از جنس خاک رس هستند، در محل*های علامت گذاری شده*ای از درب ورودی خانه ایگلز (عقاب*ها)، که در شمال معبد بزرگ تنوچتیتلان واقع است، یافت شده*اند.

    مجسمه میکتلان تکوتلی در بریتیش میوزیوم.


    ایزدان ویژه*ای در زیر زمین [یعنی در عالم مردگان یا دنیای زیرین] و در مکانی که آزتک*ها آن را محل مردگان، یعنی میکتلان می*پنداشتند، به سر می*بردند. ایزد اولیهٔ مرگ و مردگان، میکتلان تکوتلی بود، که غالباً همسرش، میکتلان سیواتل او را همراهی می*کرد. [در تصاویر] بدن این ایزد پوشیده از استخوان انسان است و نقابی به شکل جمجمه به صورت دارد. موهایش تابدار و سیاه و چشمانش همچون ستاره است؛ زیرا در سرزمین تاریکی مطلق زندگی می*کند. از ویژگی*های وی، گل*های کاغذی است که از آنها دو مخروط بیرون آمده و بر پیشانی و پشت گردن او جای دارد؛ همچنین پرچم تاشده و سفید رنگ و کاغذی سفید، به شکل حمایل که بر سینهٔ اوست. دستیاران وی، مردگان، خفاش، عنکبوت و جغد هستند.
    در برخی روایات افسانه*ای، به تعقیب شولوتل (بعنوان یکی از مظاهر کتسال کواتل) توسط میکتلان تکوتلی اشاره شده*است:
    خورشید شبانه نیز به مظاهر کتسال کواتل تعلق داشت و در واقع در مظهر خویش، به منزلهٔ شولوتل بود که از چنگ ایزد مردگان موسوم به میکتلان تکوتلی می*گریزد تا از قربانی شدن جان به در برد. آن گاه وی به زیر زمین [احتمالاً مقصود همان دنیای زیرین است] رفت و بشر را خلق کرد.

  8. #17
    مدیر انجمن THOR آواتار ها آپلود عکس
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    دی ۱۳۴۸
    نوشته ها
    651
    شماره عضویت
    439
    میانگین پست در روز
    0.04
    تشکر ها
    36
    از این کاربر 153 بار در 147 ارسال تشکر شده است.
    پیلتزین تکوتلی

    از ویکی*پدیا، دانشنامهٔ آزاد




    پیلتزین تکوتلی، در اسطوره شناسی آزتک، ایزد بالا آمدن و طلوع خورشید، و ایزد شفا و بهبودی بود. وی همچنین در همراهی با توناتیو (ایزد خورشید)، ایزد رویا و خیال و یا ایزد منظره و چشم انداز نیز، محسوب می*شد.
    نام پیلتزین تکوتلی در زبان آزتکها به معنای «شاهزادهٔ جوان» بود. گرچه این نام ممکن است در واقع نام دیگری برای توناتیو باشد، اما این که نام پیلتزین تکوتلی به عنوان نامی برای یک فرد احتمالاً منحصربه*فرد، که شوهر شوچیکتسال می*باشد، ذکر شده*است، احتمال انطباق او بر توناتیو را ضعیف جلوه می*دهد.
    پیلتزین تکوتلی، پروردگار یا ارباب سومین ساعت شب بود. پیلتزین تکوتلی همچنین فرزند اوشوموکو و سیپاکتونال، ایزدان زوج و اولین زن و مرد آفریده شده محسوب می*شد و به وی به عنوان محافظت کنندهٔ اطفال و کودکان نگاه می*شد.
    پیلتزین تکوتلی به نام خورشید جوانی نیز خوانده می*شد. و همچنین با عناوین و اسامی همچون «هفت گُل» نیز شناخته می*گردید. وی همچنین خدای گیاهان توهمزا، و از جمله قارچ*های توهم زا بود.
    وی را پدر سین تئوتل، در نظر می*گیرند، یعنی همان خدایی که به منظور یاری رسانی به فرایند بارور شدن گیاهان، قربانی شد.

  9. #18
    مدیر انجمن THOR آواتار ها آپلود عکس
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    دی ۱۳۴۸
    نوشته ها
    651
    شماره عضویت
    439
    میانگین پست در روز
    0.04
    تشکر ها
    36
    از این کاربر 153 بار در 147 ارسال تشکر شده است.
    تلالوک

    از ویکی*پدیا، دانشنامهٔ آزاد






    تلالوک، در طرحی مربوط به اواخر قرن شانزدهم، از مستندات ریوز.




    تلالوک (به ناهواتل کلاسیک: Tlāloc) در مذهب آزتکی خدایی است که در هنگام خشکسالی و کمبود باران مورد توجه خاص قرار می*گرفت. در چنین مواقعی مراسم مفصل قربانی و عبادت برای وی برپا می*شد. قربانیان تلالوک لازم بود تا همه از میان کودکان خردسال انتخاب شوند. به همین دلیل برخی از خانواده*ها داوطلب شده و فرزندان کوچک خود را جهت قربانی شدن در اختیار معبد و کاهنان آن قرار می*دادند. این قشر جامعه اغلب از میان زارعان و کشاورزانی بودند که بر اثر بی بارانی و خشکی، رو به افلاس و ورشکستگی بودند و با اخلاص و ترس و دلهره و با چشمی گریان یکی از فرزندان شیرخوار یا کوچکترینشان را برای قربانی شدن در راه تلالوک و بر سر مهر آوردنش، اختصاص می*دادند. از سویی رقم قربانی برای تلالوک باید بسیار و قابل توجه باشد، و به همین دلیل کاهنان از خانواده*های فقیر و بی چیز که نیازمند بودند، کودکان خردسالاشان را می*خریدند و یا از محلهٔ روسپیان تمامی کودکان کمتر از پنج سال را که نَسَبشان آشکار نبود، به زور و اجبار از مادرانشان جدا می*کردند و در روز معینی که بنا بود مراسم عبادت انجام شود، صدها نفر از این کودکان زبان بسته را به صورت دست جمعی، و به طرز فجیعی قربانی می*کردند و اشک چشم آن*ها را نشانهٔ باران به شمار می*آوردند.


    او را با نام*های گوناگون در سراسر آمریکای میانه می*پرستیدند. زاپوتک*ها او را کوسیو و مایاها او را چاک می*نامیدند. تلالوک ایزد بانفوذی بود به طوری که بهشت و آسمان شاداب و پرزرق و برق آزتک*ها «تلالوکان» نامیده می*شد.
    تلالوک، ایزد باران و آذرخش که در همه جا حضور دارد را، در مکزیک مرکزی می*توان تا قرن اول میلادی دنبال کرد. در دورهٔ پساکلاسیک متأخر، او را با چشمانی از حدقه درآمده و لب بالای برجسته، دندان*هایی بلند شبیه به دندان*های ببر مشاهده می*کنیم. همسر او، چالچیوتلیکه، بانویی با دامنیشم، الههٔ آب رودخانه*ها و آب ساکن است. او گردبادها را فرا می*خواند و با آب*های درهم شکننده*ای پیوند داشت که زایمان را جلو می*انداخت. در آغازعصر کلاسیک، ایزد باران ترکیبی از خزنده، شیر کوهی، ستارهٔ دریائی، گل، ماهی و مظاهر جنگجویانی بود که در فلات مکزیک، تلالوک نامیده می*شد. این ایزد با مظاهر مختلف آب، همچون باران، دریاچه، رودخانه، یخ، رطوبت، و بویژه حاصلخیزی محصول قرابت داشت. ارتباط آن با پوما، در بسیاری از نقاشی*های دیواری نموده شده*است. در تصویرنگاشت ماگلیابکچیانو، چهار ایزدی که چهار جهت اصلی را تجسم بخشیده*اند، دیده می*شوند. این چهار ایزد عبارتند از: کتسال کواتل، تسکاتلیپوکا، تلالوک، و شیوتکوتلی، که به عقیدهٔ بی. اسپرانز، دانشمند آمریکاشناس، می*توانند چهار مظهر کتسال کواتل باشند.

  10. #19
    مدیر انجمن THOR آواتار ها آپلود عکس
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    دی ۱۳۴۸
    نوشته ها
    651
    شماره عضویت
    439
    میانگین پست در روز
    0.04
    تشکر ها
    36
    از این کاربر 153 بار در 147 ارسال تشکر شده است.
    تلاسول تئوتل

    از ویکی*پدیا، دانشنامهٔ آزاد






    طرحی از تلازول تئوتل، مندرج در نسخه*ای از مستندات بورژیا




    تلاسول تئوتل یا تلازول تئوتل، (تلفظ به زبان ناهواتل: [tɬasoɬte.otɬ]) ایزدبانوی تطهیر و شستشو، حمام بخار، و نیز ایزدبانوی ماماها و قابله گان، و همینطور ایزدبانوی کثافات و نجاست*ها، به شمار می*آمد. وی همچنین الهه حامی زناکاران و فواحش بود.
    در زبان ناهواتل، کلمهٔ تلازولی tlazolli، می*تواند به مفهوم شرارت و گناه، عیب و نقص و بیماری اشاره داشته باشد. به این ترتیب، تلاسول تئوتل را می*توان الهه نجاسات و پلیدی ها(گناهان)، شرارت*ها و جرم*ها و خلافکاری*های جنسی به شمار آورد. با این حال، وی الهه یا ایزدبانوی تطهیر و شستشو و پاکسازی و تصفیه نیز بود، و باعث از بین رفتن گناهان و بیماری*های کسانی می*شد که بر اثر اتحرافات و خلافکاری*های خود، و مخصوصا بر اثر انحرافات و خلافکاری*های جنسی و شهوانی، به این بیماری*ها و گناهان دچار می*شدند.
    بر این اساس وی دارای طبیعتی دوگانه بود و این طبیعت دوگانه او در اپی تت*های او نیز، دیده می*شد: تلائل کوانی (زنی که پلیدی*ها و نجاسات (گناهان) را می*خورد) و تلازول میکوئیزتلی (مرگ ناشی از شهوترانی)، و ایشکوینا یا ایشکوینان (زنی با دو چهره). بر اساس آنچه که در مورد ایشکوینان تعیین شده*است، تصور می*شد که او، منطبق بر جمع متعددی از افراد گوناگون و چهار خواهر که هریک در سنین مختلفی به سر می*بردند، باشد. نامهای این چهار خواهر، به ترتیب؛ تیاکاپان (اولین و بزرگترین خواهر)، تیکو (خواهر کمی جوانتر)، تلاکو (خواهر وسطی) و شوکوتزین (جوانترین خواهر)
    پسر او سین تئوتل بود و این ایزدبانو همچنین با عنوان توسی نیز، شناخته می*شد. او پس از سیزدهمین تِرِسنا (تِرِکنا)، از سال مقدس ۲۶۰ روزه، در بیشتر روزهای این سال، حضور می*یابد. یکی دیگر از پسران وی، یام - کاکس، خدای مایایی ذرت می*باشد.


    مجسمه توسی (تلاسول تئوتل)، که از مکزیکو بدست آمده، مربوط به سالهای ۹۰۰ تا ۱۵۲۱، در حال حاضر در بریتیش می*وزیوم قرار دارد.




    یکی از ایزدبانویان مهم تلاسول تئوتل، یا ایزدبانوی نجاست بود، که با پیامدهای شهوت و بی بند و باری مربوط بود، و در جشن*های او، رقص*های ذَکَر [رقص آلت مردی]، اجرا می*شد. این ایزدبانو احتمالاً مدها و اندیشه*ها و نشانه*های مشخصی را از ایزدبانوان دیگر اخذ کرده بود. وی در واقع ایزدبانوی ماه به شکل آدم بود، امّا وقتی آزتک*ها او را پذیرفتند، ایزدبانوی زایش گشت، و دیگر ایزدبانوی لذایذ شهوانی نبود و به تدریج به ایزدبانوهای پیر در دشت*های مرتفع شبیه شد. وی در شکل مرسوم بازنمود خویش، همچون زنی ایستاده با دست*ها بر روی شکم نموده شده*است.
    کاهنان تلاسول تئوتل در میان مردم اهمیت ویژه*ای داشتند؛ زیرا وی چون ایزدبانوی زایش و حافظ زنان بود، پیروانش طالع را از روی یک سلسله ترکیبات پیچیدهٔ تقویم مذهبی می*یافتند و پیشگویی می*کردند. سنته ئوتل، ایزد ذرت، پسر اوست.
    یکی دیگر از نامهای این ایزدبانو، تلائل کوانی، به معنای نجاست خوار است، که همذات بودن او را با اعتراف و تطهیر نشان می*دهد. ناحیهٔ سیاه اطراف دهانش در تصویرنگاشت*های وی، احتمالاً به وظیفه ناخوشایند، اما ضروری او مربوط می*شود.
    تلاسول تئوتل در میان قوم اوآستک، ایزبانوی زمین، الههٔ باروری، حاصلخیزی، و لذت جسمانی و زندگی بخش بوده*است. این ایزدبانو در تصویرنگاشت بورژیا، پلاک سینه*ای از صدف مروارید دارد. وی ایزد ناپاکی و عشق شهوانی، زایش و طب آیینی نیز بود، و همانطورکه اشاره شد، یکی از مظاهرش با نام تلائل کوانی (خورندهٔ کثافت)، ایزدبانوی نجاست بود. وی گناه را می*خورد و انسان را پاک و مطهر می*ساخت. ویژگی*هایش، دوک نخ ریسی در پوشش سر، و سیاه بودن پایین چهره و دور دهان است.
    مظهر دیگرش ایشکوئینان، معرف چهار زن در سنین مختلف بود.
    ساآگون نوشته*است که قوم اوآستک، او را می*پرستیدند و در جشن*های مختلف، او و مریدانش، اوآستکای او، نامیده می*شدند. بر سرش کلاه مخروطی شکل این قوم و بر گلویش صدفی دیده می*شود

  11. #20
    مدیر انجمن THOR آواتار ها آپلود عکس
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    دی ۱۳۴۸
    نوشته ها
    651
    شماره عضویت
    439
    میانگین پست در روز
    0.04
    تشکر ها
    36
    از این کاربر 153 بار در 147 ارسال تشکر شده است.
    میشکواتل

    از ویکی*پدیا، دانشنامهٔ آزاد






    میکسکواتل در طرحی از مستندات تلریانو رمنسیس.




    میشکواتل یا میکسکواتل (به ناهواتل: Mixcōhuātl، به معنای: «مار ابری»؛ تلفظ [miʃ. ˈko:.wa:tɬ])، که گاهی نیز کاماکستلی خوانده می*شد، در اساطیر آزتک، خدای شکار بود، و با مواردی همچون کهکشان راه شیری، ستارگان، و آسمان*ها در فرهنگ*های مختلف مزوآمریکایی شناسانده می*شد.
    میشکواتل، ایزد حامی اوتومی، چی چی مک*ها، و همینطور چندین گروه قومی دیگر که ادعا می*کردند از تبار چی چی مک*ها هستند، محسوب می*شد. با این که مبشکواتل بخشی از پانتئون یا مجموعهٔ خدایان آزتک*ها به شمار می*رفت، امّا نقش او به مراتب کم اهمیت تر از هویتزی لوپوچتلی بود که خدای مرکزی آنها محسوب می*شد. میکسکواتل، تحت نام کاماکستلی، به عنوان خدای مرکزی یا اصلی ترین ایزد اقوام هوئجوتزینگو و تلاکسکالا مورد پرستش قرار داشت.
    یکی دیگر از ایزدان ستاره*ای، میشکواتل یا میکسکواتل (راه شیری، مار ابری)، ایزد شکار قوم چی چی مک، و ایزد ستاره قطبی است. وی یکی از ایزدان راه شیری و تجسم ارواح جنگجویانی است که پس از مرگ، به ستاره تبدیل شده*اند. پیکر او معمولاً با نوارهای سفید و قرمز رنگ می*شود، و جنگجویان اسیری که قرار است قربانی شوند، او را همراهی می*کنند. اقوامی که تمدنی والا داشتند، حوزهٔ نفوذ وی را آسمان می*دانستند و به همین جهت در تصویرنگاشت*ها، نیمه*ای از نقاب ایزد آسمان به رنگ سیاه است که دایره*های سفید دارد. امّا آزتک*ها معتقد بودند وی ایزد شکار شمال است. آهو ناوال وی بود و به همین دلیل برایش جشنی می*گرفتند که در آن نمایش مراسم شکار، در دشتی که بدین منظور آماده شده بود، انجام می*شد.
    در واقع آهو با میشکواتل یکسان است و امروزه در نزد قوم ویچول (هویچول)، برادر کهنتر نام دارد. او یکی از مهمترین ایزدان شب است.
    در بعضی مناطق، فرزند اول زوج نخستین و آفریننده، یعنی اومه تئوتل و اومه سیواتل، که در آسمان سیزدهم به سر می*برده*اند را، میشکواتل یا کاماشتلی می*دانند. حال آن که وی در اغلب نواحی همان تسکاتلیپوکای قرمز است.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربران برچسب زده شده

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
اکنون ساعت ۰۳:۵۸ بعد از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد..
Powered by vBulletin® Version 4.2.2
Copyright © ۱۳۹۷ vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
فارسی سازی توسط وی بی ایران
User Alert System provided by Advanced User Tagging v3.0.8 (Pro) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2018 DragonByte Technologies Ltd.


کلیه حقوق برای وبگاه کالیمدور محفوظ است.

طراحی و اجرا: Almas WD