تابلو اعلانات
تـوجــه
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 11 به 20 از 21
  1. #1
    مدیر انجمن THOR آواتار ها آپلود عکس
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    دی ۱۳۴۸
    نوشته ها
    651
    شماره عضویت
    439
    میانگین پست در روز
    0.04
    تشکر ها
    36
    از این کاربر 153 بار در 147 ارسال تشکر شده است.

    معرفی اساطیر اسلاوی و ارمنی

    درود.

    در این تاپیک به معرفی اساطیر اسلاوی و ارمنی می پردازیم. پست ها باید فقط شامل معرفی باشن و از بحث متفرقه خود داری کنید. اگه برای معرفی از منبعی استفاده کردین حتمآ ذکرش کنید.
    ویرایش توسط THOR : ۱۹ام اردیبهشت ۱۳۹۵ در ساعت ۰۷:۰۷ قبل از ظهر

  2. #11
    مدیر انجمن THOR آواتار ها آپلود عکس
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    دی ۱۳۴۸
    نوشته ها
    651
    شماره عضویت
    439
    میانگین پست در روز
    0.04
    تشکر ها
    36
    از این کاربر 153 بار در 147 ارسال تشکر شده است.
    آرا (اساطیر ارمنی)

    از ویکی*پدیا، دانشنامهٔ آزاد





    آرا (اساطیر ارمنی) یا آرام رهبر اساطیری ملت ارمنی است. آرا از نسل «هابت» فرزند هایک بوده و او کسی بود که سرحدات ارمنستان را گسترش داد. آرا با سرکوبی مادها سرحدات جنوب شرقی ارمنستان را تا کوه «زاراسپ» گسترش داد و حکومت آنجا را به خاندان «سیساکیان» سپرد. در حوالی کاپادوکیه حکومت «کاقیان تیتانی» را سرنگون کرده و «مشاک» را که از بستگان خودش بود به حکومت نشاند و او شهر «ماژاک» (کساریا) را بنا نهاد. موسی خورنی می*گوید:آرام به شهروندان آنجا دستور داد تا زبان ارمنی و گفتگو به آن زبان را بیاموزند. به همین دلیل یونانیان تا به امروز نیز این قسمت را به نام «پروتین آرمنیا» که مفهوم آن ارمنستان متقدم یا پیشین است، می*نامند. موسی خورنی اضافه می*کند که ملل همسایه به نام این کشور را «آرمنیا» می*نامند.
    سرچشمه حماسه اسطوره*ای آرام به عصر حکومت اورارتو می*رسد و آن به گذشته تاریخی اورارتو و پادشاه آن آرامه و بازتاب سیاست فعال و گسترده او در مقابل آشور، در زمان*های قدیم است. موسی خورنی در کتاب تاریخ اطلاعاتی در مورد بارشام و کشته شدن او به دست آرام می*دهد و می*گوید:
    «بارشام، فرمانده سپاه نیرومند آشور و از نسل پهلوانان بود که با مالیاتهای سنگین و ظالمانه مردم و کشورهای همسایه را به حد مخروبه*های خالی از سکنه تبدیل کرده بود. او با چهل هزار سپاه پیاده*نظام و پنج هزار سواره نظام، مفتضحانه از آرام شکست خورد.»
    آرام مؤسس و متفکر در گردآوری ملت ارمنی در سرحدات اورارتوی باستان است. پیکار وی در این راه گویای جدایی طلبی از کشورهای سامی نژاد، آسیای صغیر و ایرانی است. مورخان ارمنی به جای نام «هایاستان» (ارمنستان) گاه «آرامیان تون» (خانه آرامی) یا «آرامیان آزگ» (ملت آرامی) می*نامند.
    در گاهنامه دوران پاگان ارمنستان، روز سوم هر ماه به نام رهبر اسطوره*ای ملت ارمنی یعنی آرام و برای پرستش وی نامگذاری شده است.

  3. #12
    مدیر انجمن THOR آواتار ها آپلود عکس
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    دی ۱۳۴۸
    نوشته ها
    651
    شماره عضویت
    439
    میانگین پست در روز
    0.04
    تشکر ها
    36
    از این کاربر 153 بار در 147 ارسال تشکر شده است.
    آرامازد

    از ویکی*پدیا، دانشنامهٔ آزاد






    تندیس آرامازد در پرستشگاه کوه نمرود




    آرامازد دارای والاترین مقام در میان اساطیر ارمنی است. آرامازد فرزند زمان، ایزد آسمان و زمین، بخشاینده باروری و حاصلخیزی به زمین است. به آرامازد عناوینی چون دانا، بزرگ، قادر و تواناترین اطلاق شده است. پرستشگاه*های او در قلعه آنی (شهر باستانی) و روستای «دارناقیاتس» در نزدیکی شهرارزنجان (یرزنکا) کنونی قرار داشت. فرزندان او عبارت بودند از:آناهید (اساطیر ارمنی)، نانه، میهر (اساطیر ارمنی).
    جشن آرامازد، را در آمانور (سال نو) زمانی که مسابقات و بازی*های گوناگون و شادی بخش برپا می*شد، برگزار می*کردند. برای آرامازد حیواناتی به رنگ سفید چون گاو نر، میش و اسب قربانی می*کردند. روز پانزدهم گاهنامه قدیم ارمنی به نام آرامازد نامگذاری شده است.
    در بالای کوه نمرود، آرامگاه پادشاهی با مجسمه*هایی به ارتفاع هشت متر و سنگ نبشته*هایی وجود دارد که توسط آنتیوخوس یکم کوماژن، پادشاه کوماژن، ساخته شده است. در میان این مجسمه*های بزرگ سنگی مجسمهٔ آرامازد (زئوس) نیز وجود دارد. در یکی از این سنگ نبشته*ها چنین آمده که «کوماژن» به خاک ارمنستان متعلق است.

  4. #13
    مدیر انجمن THOR آواتار ها آپلود عکس
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    دی ۱۳۴۸
    نوشته ها
    651
    شماره عضویت
    439
    میانگین پست در روز
    0.04
    تشکر ها
    36
    از این کاربر 153 بار در 147 ارسال تشکر شده است.
    آستقیک

    از ویکی*پدیا، دانشنامهٔ آزاد




    آستقیک دومین ایزد بانوی ارمنیان پس از آناهید (اساطیر ارمنی) است که ایزد عشق، آب، غم و سهولت بوده است. واژه ارمنی «آستق» به معنی ستاره است. آناهید و آستقیک در ابتدا نام*های مختلف یک ایزد بانوی مادر بوده است، سپس از هم جدا شده و نام دو ایزد بانو شده است. معبد اصلی و مهم او در شهر «آشتیشات» در نزدیکی مرز سوریه در کنار معبد واهاگن قرار داشته و به نام «اتاق واهاگن» نامیده شده است؛ لذا معبد او بنام عروس واهاگن نیز نامیده شده است. بنابر اسطوره*ها، محتملاً او با معشوق خود یعنی واهاگن در آنجا ملاقات می*کرده است.
    معبدی بر روی صخره*ای بنام «خانه آرامازد و آستقیک» وجود داشته است که در آن معبد مراسم مربوط به جشنهای او انجام می*گرفته است. معبد دیگر او در «آرتامت» در جنوب شهر وان قرار داشته است. در واسپوراکان و تارون (ارمنستان باستان) دو ولایت ارمنستان، تعدادی از محلها چون تپه*ها، کوه*ها و دژها به نام او نامیده شده است.
    در روایتی گفته می*شود که گل سرخ قبلاً به رنگ سفید بوده است، سپس روزی که خار گل سرخ پای آستقیک را زخمی کرد و خون او بر گل چکید، گل رنگ عوض کرد و دیگر همیشه به رنگ سرخ است. از پرندگان نیز کبوتر به او منسوب بوده چون بنابر روایات کتبی در روز برگزاری جشن وارتاوار که مخصوص اوست، عادتاً کبوتر هوا می*کردند. در آن روز به او گل سرخ هدیه می*کردند، و در آن روز مردم به همدیگر آب می*پاشیدند.

  5. #14
    مدیر انجمن THOR آواتار ها آپلود عکس
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    دی ۱۳۴۸
    نوشته ها
    651
    شماره عضویت
    439
    میانگین پست در روز
    0.04
    تشکر ها
    36
    از این کاربر 153 بار در 147 ارسال تشکر شده است.
    آل (افسانه)

    از ویکی*پدیا، دانشنامهٔ آزاد





    آل یا زائوترسان موجودی خیالی-افسانه*ای است. در باور عامه، موجودی است که اگر زن تازه*زا را تنها بگذارند، سراغش می*آید و بدو آزار یا آسیب می*رساند.
    آل یک گونه از موجودات اهریمنی در باور مردمان قفقاز، ایران، آسیای میانه و بخش*هایی از جنوب روسیه است. در باورهای سنتی، نقش آلها در تولید مثل انسانهاست به همین دلیل آنها را اهریمن وضع حمل یا زایمان می*دانند.
    آلها در مناطق گوناگون دارای نامهای مختلفی هستند مثلاً در ارمنستان به «آلک»، در میان کردها به «اُل»، در افغانستان و تاجیکستان به «هال» یا «خال»، در کشورهای ترک*زبان آسیای میانه به «آلباستی» یا «آلماستی» و در میان مردم کشمیر و بدخشان به «هالماستی» معروفند.
    در فرهنگ بختیاریها هم وجود آلها با عبارات رایجی مانند «آل برده» و «الهی آل ببردت» به چشم می*خورد.
    در روایات ارمنی، آلها قلب و شش زن درحال زایمان، زن آبستن و زنی تازه زایمان کرده (زائو) را می*دزدند وسبب مرگ او می*شوند. آنها همچنین با آسیب رساندن به جنین در زهدان مادر سبب سقط جنین می*شوند. آلها نوزادان زیر چهل روز را دزدیده و اقدام به تعویض آنها با بچه خود یا بچه جن می*کنند. (مانند الفها در باورهای ژرمنی). آلها نیز مانند انسانها داری دو جنس زن و مرد هستند.
    در بسیاری از منابع خبر از وجود قومیت*هایی با ماهیت انسانی گزارش گردیده که دلالت بر وجود جماعتی از زنانی دارد که در دوران*هایی زندگانی بر مبنای وحشی زیستی و غارت*گری دارد که با نام آل شناخته می*شده*اند. در این منابع، محل سکونت اصلی آلها، جلگه*های بین رودخانه دون و دریای سیاه تا سرزمین قفقاز و آتروپاتن قدیم درج شده است. در برخی منابع از زنانی جنگ جو و سرکش به نام آمازون یاد کرده*اند که تقریباً در همان منطقه سکونت داشتند. در کتاب مشیرالدوله آمده است: «زنان آمازون در جلگه*ای موسوم به تمیس سیر در کنار ترمودون سکنی داشتند و ملکه این مردمتالس تریس نام، بر تمامی مردمانی که از کوه*های قفقاز تا رود فازریون کنونی منتشر بودند، سلطنت می*کرد.»
    داستان زنان آمازون بسیار مفصل و خواندنی است. نویسندگان پیش از میلاد اغلب در آثار خود از آن*ها یاد کرده*اند. نوشته*های آن*ها گویای آن است که آمازون*ها گروهی از آل*ها بوده*اند و صرفاً به دلیل این که یک پستان داشتند (به شوند اینکه با دست راست تیراندازی کنند پستان راست را می*سوزاندند) از سوی یونانی*ها موسوم به صفت آمازون شدند که طبعاً در بین آریایی*ها به همان نام اصلی، یعنی آل نامیده می*شدند. این زنان جنگاور و مهیب، در تاخت و تاز، جنگ*ها و آوارگی*های قوم خود یعنی آلان یا آل سهیم بودند؛ و بعید نیست که دسته*های انبوهی از آن*ها به جنوب قفقاز سرازیر شده و بدواً و مدت*ها به صورت مهاجرانی آواره تا به کادوسیه و آتروپاتن رسیده و در آن جاها زندگی کرده*اند و بعدها در نتیجه تصادماتی با بومیان، سرکوب و طرد شده*اند اما تهاجمات پنهانی و جنگ و گریزهایشان شاید به حکم قانون نزاع بقا ادامه یافته و تدریجاً چهره*ای افسانه*ای یافته*اند. از این رو محتمل است که (آله ژن = زن آل) افسانه*ها، همان زن*های آل تاریخی باشند که یونانی*ها آن*ها را آمازون خوانده*اند. در برخی منابع مطالبی آمده که نشان می*دهد زنان آل را ساورومات نیز نامیده*اند. دیاکونوف می*نویسد، «ساورومات*ها قومی بودند که زنان بر آن حکومت می*کردند و کاهنان و جنگاورانشان زنان بودند.» این زنان سلحشور یعنی ساورومات را هرودوت از بازماندگان آمازون*ها می*دانسته.
    اکنون باید دید که آلهای یاد شده به صورت موجوداتی اسرار آمیز که همیشه در خفا و کمین هستند، چگونه وارد زندگی و فرهنگ برخی قوم*ها بخصوص اقوام شمال غرب فلات ایران و بسیاری مناطق دیگر شده*اند. آل تاریخی که دست کم از دوران مادها تا یورش مغولان گوشهٔ پر ماجرایی از تاریخ جوامع ماوراء قفقاز را اشغال کرده*اند، بارها به سرزمین*های جنوبی سرازیر شده*اند (گاه با تاخت و تاز و غارت و گاه نیز به عنوان آواره و پناهنده) زیستن به صورت مخفی و مخوف، در حاشیهٔ زندگی اهالی، بیشتر موافق وضعیت اخیر یعنی آوارگی و از هم پاشیدگی زندگیشان می*باشد. در این بین این آلهای آواره و اکثراً مؤنث در کوره بیابان*ها و جنگل*ها به صورت مخفیانه زندگی کردند که در این گذر با چهره*هایی نا خوشایند و ژولیده از غارت*های شبانه روستاها و دیرها گذران زندگی می*کردند. مهمترین شاخصه این نوع زندگیه تنها و بی همسری، رو آوردن به دختر بچه دزدی در بسیاری روایات است که در این داستان*ها آورده شده این زنان حتی به زنان باردار حمله*ور گردیده و نوزاد در جنین مادران را به طرز وحشیانه*ای از رحم خارج کرده و میرباییدند؛ و اینکه برای این آلان فقط فرزند مؤنث ارزش داشته و فرزند ذکور را از بین می*بردند، شاید بر این مبنا باشد که نژادی و جنسی از خود را فقط مورد قبول داشتند و دختر بچه*ها را در نزد خود و به رسم خود پرورش می*دادند. در برخی منابع نخستین یورش آلان*ها به صفحات جنوب قفقاز و ارس که شرح آن در نوشته*ها آمده است، بار اول در حدود ۷۵ م در عهد پادشاهی بلاش اول و بار دوم در سال ۱۳۰ م در زمان پادشاهی بلاش دوم، رخ داده است و در مواردی بسیار در دوران*های دیگر به سرزمین ایران به صورت پراکنده حمله*ور شده و یا مهاجرت کرده*اند.
    اجزای بدن وصورت آلها بدین سان توصیف شده*است: بینی گِلی، چشمانی آتشین، موهایی ژولیده و نامرتب، دندانهایی آهنین با نیشهایی به جلو آمده مانند گراز وحشی و پستانهایی آویزان مانند پیرزنها. بنابر باورهای کهن، آلها پس از دزدیدن قلب و شش زن و زمانی که دیگر زن زنده نمانده*است، اقدام به فرار و عبور از اولین آب جمع شده در یک جا یا اولین منبع آب می*کنند. طلسمهای مانع آل، مانند دیگر طلسمها برای دیگر شیاطین است. این طلسمها شامل افسون، دعا، اشیای فلزی، سیر و پیاز و جلوگیری کردن از رسیدن آل به آب است. در ایران آلها به شکل پیرزنی لاغر و استخوانی با بینی گِلی وصورتی سرخ به همراه سبدی حصیری برا ی شش و جگرهای دزدیده شده تصویر شده*است. در آسیای میانه، آلها چنین روایت شده*اند: موجوداتی چاق و زشت و پیرزنانی پرمو با پستان*های آویزان به همراه سبدی پشمی که جگر و شش*های قربانیان را درون آن قرار می*دهند. برطبق بسیاری از روایات خاور نزدیک، خدا یک آل را برای همسری آدم یا اولین بشر آفرید امّا آدم فانی و خاکزاد با آل که از جنس آتش است، ناسازگار بود. این آغاز و ریشهٔ دشمنی آلها با حوا وهمه دختران اوست.
    در ادبیات شفاهی کرمان، آل بعد از بریدن جگر زن حامله آن را در جوی آب می*شوید تا بخورد. به محض خورده شدن جگر، زن حامله خواهد مرد. در اکثر خانواده*های قدیمی یکی از مردان کهنسال در جوانی خود به آل در حال بردن یا شستن جگر برخورد کرده است. آل به نهیب جمله*ای مانند (نقل قول از داستان روایت شده): «چه کار می*کنی؟ برو این جگر را از هر کجا برداشتی بگذار سر جایش پتیاله» می*ترسد و فرار می*کند و چاقوی خود را به جا می*گذارد. این چاقو تیغه*ای آبی رنگ دارد و هیچ وقت تیزی خود را از دست نمی*دهد. در تمامی داستان*ها راوی ادعا می*کند که این چاقو را تا چند سال اخیر در اختیار داشته است.

  6. #15
    مدیر انجمن THOR آواتار ها آپلود عکس
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    دی ۱۳۴۸
    نوشته ها
    651
    شماره عضویت
    439
    میانگین پست در روز
    0.04
    تشکر ها
    36
    از این کاربر 153 بار در 147 ارسال تشکر شده است.
    آناهید (اساطیر ارمنی)

    از ویکی*پدیا، دانشنامهٔ آزاد




    آناهید (اساطیر ارمنی) ایزد بانوی باروری، رونق بخش میوه*ها و همچنین زایمان بوده و هشیارترین مادر و سمبول بهترین ارزش*ها و از ارجمندترین الهه*ها بشمار می*رفته، دارای لقب هائی چون حیاتبخش و افتخار ملت ارمنی حامی و پشتیبان الهه عشق و آب و باروری نیز بوده است. معبد اصلی او در یرزنکا و معبد دیگر آن در شهر آرتاشات قرار داشت. پرستش آناهید تحت تأثیر فرهنگ ایرانی وارد ارمنستان شد. معنای لغوی آناهید (پاک و بی نقص) است.
    شاه «یرواند» پادشاه دودمان اروندی مجسمه آناهید را به معبدی که در رود آخوریان در نزدیکی باگاران قرار داشت منتقل کرد، و نیز آرتاشس اول آن مجسمه را از آنجا به پایتخت خود یعنی آرتاشات برد.
    اطراف معابد رمه*هایی از گوساله*های ماده سه ساله که به آناهید اهداء شده بود می*چریدند و بر پیشانی آنها علامتی به شکل مشعل، داغ کرده بودند که به نشانه قربانی مقدس بوده است. صدها مرد و زن به عنوان خادمان معبد به معبدها هدیه می*شدند که «اهداییان مقدس» یا «مقدس پرستان» نامیده می*شده*اند.
    در گاه شماری باستانی ارمنی نوزدهمین روز هر ماه آناهید نامیده می*شد.
    جشنهای مربوط به آناهید در سال دو بار انجام می*شد، یکی در اوایل ماه آوریل و دیگری در پایان تابستان یا اوایل پاییز، مطابق با تاریخ قدیم ارمنی یعنی پانزدهم «ناواسارد» و این جشن چند روزی ادامه داشت. در این جشنها زائران تاجهای بافته شده از شاخه*های تازه را به معبد تقدیم می*کردند. تمام این مراسم نشانگر آن است که ایزد بانو آناهید ایزد ثمره بخش، محصولات و باروری نسلهای انسانی و حامی آنان بوده که این خصایص مخصوص تمام ایزد بانوان مادر است. پرستشهای مربوط به آناهید برگرفته از پرستشهای ایزد بانوان مشرق زمین بود که با خصایص آناهید ایرانی، یکی شده و در سرزمین ارمنستان قدرت و اهمیت فوق*العاده یافته بود و به واسطه و اهمیت پرستش از سرحدات ارمنستان نیز فراتر رفته و در کشورهای گوناگون آسیای صغیر جای خود را پیدا کرده بود.

  7. #16
    مدیر انجمن THOR آواتار ها آپلود عکس
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    دی ۱۳۴۸
    نوشته ها
    651
    شماره عضویت
    439
    میانگین پست در روز
    0.04
    تشکر ها
    36
    از این کاربر 153 بار در 147 ارسال تشکر شده است.
    اسپاندارامت

    از ویکی*پدیا، دانشنامهٔ آزاد




    اسپاندارامت ایزد فرمانروای دنیای زیرین نزد ارمنیان باستان است، که اغلب با دنیای زیرزمین، فرمانروایی اموات و مردگان یا دوزخ، یکسان پنداشته شده است. در سرودهای کلیسا و در ادبیاتکلیسای حواری ارمنی اصطلاح «دره*های ساندارامت» به کار رفته است. در دوران مسیحیت این اعتقاد به عنوان روح دوزخی یا حتی دوزخ وجود داشته است، همچنانکه به جایگاه بهشت در آسمان معتقد بودند.
    نرسس چهارم شنورهالی، در اثر خود عبارت «داسک ساندارمتیتس» یعنی گروه یا قشر ارواح شر را، به کار برده است. محققین ارمنی این واژه را به کمک اساطیر ایرانی ریشه یابی کرده و به گفته محققین «اسپندارمد» نام دختر یا همسر اهورامزدا بوده است؛ و از این جا نتیجه می*گیرد که ساندارامت یا اسپندارامت، نام همسر آرامازد نیز بوده است. اسپندارامت در مفهوم، اشاره به زمین و آرامازد در مفهوم، اشاره به آسمان است. از نوشته*های آگاتانگلوس نیز می*توان به مفهوم سانادارامت پی برد. برای مثال می*نویسد: «غرش*های عظیم و بسیاری از دره*های ساندارامت شنیده شد.»
    غوونت آلیشان می*نویسد: «ایرانیان بعدها به آن اسفندارمد، اسفندارمذ، اسپندارمد سیپندار هم می*گفتند. او حافظ و پشتیبان دنیا و جانوران بوده است.»

  8. #17
    مدیر انجمن THOR آواتار ها آپلود عکس
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    دی ۱۳۴۸
    نوشته ها
    651
    شماره عضویت
    439
    میانگین پست در روز
    0.04
    تشکر ها
    36
    از این کاربر 153 بار در 147 ارسال تشکر شده است.
    تیر (اساطیر ارمنی)

    از ویکی*پدیا، دانشنامهٔ آزاد




    تیر (اساطیر ارمنی) در اسطوره*های ارمنی باستان، تیر ایزد کتابت، سخنوری، علوم و هنر بوده است. او منشی و قاصد ایزد بزرگ آرامازد، تعبیر کننده خواب و پیشگوی سرنوشت، ثبت یادداشت کننده اعمال نیک و بد انسانها و راهنمای ارواح مردگان در «دنیای زیرین» بوده است. معبد تیر، «یرازاموین» نامیده شده است که در نزدیکی آرتاشات پایتخت آن زمان ارمنستان قرار داشت که در سال ۳۰۱ میلادی به دست گریگور روشنگر ویران شد.

  9. #18
    مدیر انجمن THOR آواتار ها آپلود عکس
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    دی ۱۳۴۸
    نوشته ها
    651
    شماره عضویت
    439
    میانگین پست در روز
    0.04
    تشکر ها
    36
    از این کاربر 153 بار در 147 ارسال تشکر شده است.
    دورک آنگق

    از ویکی*پدیا، دانشنامهٔ آزاد







    یادمان دورک آنگق در ایروان ۱۹۸۲ اثر کی. نوریجانیان

    دورک آنگق ارمنی: Տորք Անգեղ فرزند «پاسکام»، نوه هایک بزرگ ارمنی: Հայկի بود. دورک بسیار زشت، بلند قامت، با اندامی درشت دارای دماغی پهن، چشمانی گود رفته و نگاهی بی رحم بود. به روایتی او را به خاطر زشتی بی حدش، در زبان ارمنی آنگِق یعنی زشت می*نامیدند.
    در مورد خصوصیات او چنین روایت شده که دارای قدرت بسیار بوده، با دستهایش صخره*های عظیم سنگ خارا را می*کنده و با ناخنهایش آنها را صیقل می*داده است و مانند تخته صاف کرده و با ناخنهایش روی آنها شکلهای گوناگون عقاب را حکاکی می*کرده است.
    عقاید گوناگونی در مورد نام و ایزد بودن او موجود است از این قرار:
    به نظر بعضی از نویسندگان ارمنی مانند «مانوک آبقیان» دورک آنگق به معنی قلعه و دژ است یا به نظر نویسنده «آسدواتسادور خاچاطوریان» (نویسنده کتاب*های تاریخ ارمنیان کهن و تاریخ تحقیقی عصر خط میخی در ارمنستان)، دورک آنگق به معنی (دورک قلعه آنگق) است. نیکولاس آدونتس میان سه نامی که موسی خورنی از آنها اسم برده یعنی دورک، آنگق و پاسکام با عقاب، که پرنده اسطوره*ای ارمنیان باستان است، ارتباط قایل شده است. این ایزد، پرنده نگهبان آسمان است و باران و رعد را به زمین می*فرستاده است. پاوستوس بوزاند گفته است که آنگق از ابتدا نام سرزمین یا حکومتی بوده است که در قلعه*های آن گنجینه*های بی شماری وجود داشت و پادشاهان اشکانی در آنجا دفن شده بودند.

  10. #19
    مدیر انجمن THOR آواتار ها آپلود عکس
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    دی ۱۳۴۸
    نوشته ها
    651
    شماره عضویت
    439
    میانگین پست در روز
    0.04
    تشکر ها
    36
    از این کاربر 153 بار در 147 ارسال تشکر شده است.
    میهر (اساطیر ارمنی)

    از ویکی*پدیا، دانشنامهٔ آزاد





    میهر (اساطیر ارمنی) که نام او از اسطوره مهر ایرانی برگرفته شده مربوط به شکل هند و ایرانی میترا به معنی دوست، خیرخواه، عهد و پیمان است. میهر در مجموعه ایزدان ارمنی فرزند آرامازداست و قدیمیترین ایزد خورشید و نور آسمانی در میان ارمنیان محسوب می*شود. او را در دوران عصر هلنیستی که ایزد آهنگری و آتش بوده یکی دانسته*اند و محتملاً معبد گارنی به او اهداء شده بود. پرستش میهر به عنوان ایزد خورشید، در میان ارمنیان بسیار گسترده بوده است. نام و کردار و منش میهر به قدری محبوب بوده که به نام «میهر بزرگ» و فرزندش «مهیر کوچک» وارد حماسه قهرمانیداوید ساسونی شده است.
    در زمان هخامنشیان، ساتراپ ارمنستان در جشنهای مخصوص به میهر، برای شاه ایران بیست هزار کره اسب به عنوان هدیه فرستاده است. پرستش میترا-میهر از سده سوم قبل از میلاد در کشورهای آسیای صغیر از جمله در ارمنستان کوچک، (هایک کوچک) پس از تسلط روم بر این کشورها گسترش یافت. پرستش میهر در غرب با پرستش آن در زمان زرتشتی گری به طور محسوسی متفاوت بوده است. در غرب تکیه بر خصوصیات مهر از نظر نظم خورشیدی، جنگ آوری، بوجود آوردن نعمت*های زمینی پس از کشتن گاو نر و همچنین اعمالی در راستای نجات بشر بوده است و تمام این صفات بنابر آنچه در داوید ساسونی آمده، در پرستش میهر نزد ارمنیان نیز دیده می*شود.
    در حماسه ارمنی، مهیر کوچک به عنوان ناجی جهان معرفی می*شود که از صخره*ای به نام «سنگ کلاغ وان» (در دین زرتشت کلاغ، پرنده حامی آتش مقدس است) خارج خواهد شد تا مردم زجر کشیده را از دست ارواح خبیث و شیاطین نجات دهد و پادشاهی پُر از سعادت و خوشبختی را بنا نماید. در این مورد روایتی است که در آن گفته شده که:
    «مهیر هنگام شکار، کلاغی را زخمی می*کند و کلاغ وارد غاری در یک صخره می*شود. مهیر به دنبال آن وارد غار شده ولی در غار بسته می*شود و او در آنجا زندانی می*شود تا روز قیامت از آنجا خارج شده و جهان را از شر و بدی نجات دهد.»

  11. #20
    مدیر انجمن THOR آواتار ها آپلود عکس
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    دی ۱۳۴۸
    نوشته ها
    651
    شماره عضویت
    439
    میانگین پست در روز
    0.04
    تشکر ها
    36
    از این کاربر 153 بار در 147 ارسال تشکر شده است.
    نانه

    از ویکی*پدیا، دانشنامهٔ آزاد




    نانه سومین ایزدبانو در مجموعه ایزدان ارمنی است. در اساطیر ارمنی خواهر آستقیک و دختر آرامازد است. او را «نانی» و «نان» هم می*خوانده*اند که به معنی مادر و مادربزرگ هم است. نانه الهه حکمت و فضیلت بود. برخی محققین الهه روح زایندگی و عروس جاودانگی نیز ملقب کرده*اند. بنابر شواهد موجود پرستش او از سوریه وارد ارمنستان شده و به طور چشمگیری تحت تأثیر پرستش ایزد بانوی مادر یعنی آناهید (اساطیر ارمنی) قرار داشته است.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربران برچسب زده شده

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
اکنون ساعت ۰۶:۳۴ بعد از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد..
Powered by vBulletin® Version 4.2.2
Copyright © ۱۳۹۶ vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
فارسی سازی توسط وی بی ایران
User Alert System provided by Advanced User Tagging v3.0.8 (Pro) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2018 DragonByte Technologies Ltd.


کلیه حقوق برای وبگاه کالیمدور محفوظ است.

طراحی و اجرا: Almas WD