تابلو اعلانات
تـوجــه
صفحه 4 از 4 نخستنخست ... 234
نمایش نتایج: از 31 به 40 از 40
  1. #1
    مدیر انجمن THOR آواتار ها آپلود عکس
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    دی ۱۳۴۸
    نوشته ها
    651
    شماره عضویت
    439
    میانگین پست در روز
    0.04
    تشکر ها
    36
    از این کاربر 153 بار در 147 ارسال تشکر شده است.

    معرفی اساطیر و مذاهب چین

    درود.

    در این تاپیک به معرفی اساطیر و مذاهب چین می پردازیم. تاپیک فقط جنبه ی معرفی داره و بحث متفرقه توش ممنوعه.
    اگه از منبعی برای معرفی استفاده کردین حتمآ ذکرش کنید.

    با تشکر

  2. کاربر مقابل از THOR عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    black (۲ام اردیبهشت ۱۳۹۵)

  3. #31
    مدیر انجمن THOR آواتار ها آپلود عکس
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    دی ۱۳۴۸
    نوشته ها
    651
    شماره عضویت
    439
    میانگین پست در روز
    0.04
    تشکر ها
    36
    از این کاربر 153 بار در 147 ارسال تشکر شده است.
    ققنوس سرخ

    از ویکی*پدیا، دانشنامهٔ آزاد





    تصویر از مقبره سن، در سیچوان بازمانده از روزگار سلسله هان




    ققنوس سرخ یا پرنده سرخ، در اساطیر چین نماد جنوب و مورد نیایش بود. ققنوس بعدها جای خود را به قرقاول داد. این پرنده در نقش*ها دارای منقار خمیده، پنجه بلند و تیز به شکل پرندۀ شکاری بود. این پرنده یاری دهنده کشاورزان مزارع خشک جنوبی به شمار می آمد.
    از آنجا که این پرنده به رنگ شنگرف (شنگرفی) است، به وی پرنده شنگرف نیز گفته می شود.

  4. #32
    مدیر انجمن THOR آواتار ها آپلود عکس
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    دی ۱۳۴۸
    نوشته ها
    651
    شماره عضویت
    439
    میانگین پست در روز
    0.04
    تشکر ها
    36
    از این کاربر 153 بار در 147 ارسال تشکر شده است.
    کونگ کونگ

    از ویکی*پدیا، دانشنامهٔ آزاد





    کونگ کونگیا گونگ گونگ (به چینی: 共 工) در اساطیر چین نام خدای آب است که به همراه شریک خود شیانگ یائو(به چینی : 相 繇)، مسئول پدید آمدن سیل و طوفان بزرگ بود. این هیولا ۹ سر داشت و دارای بدنی شبیه بدن مار بود.
    در اساطیر چینی، کونگ کونگ خجالتزده و شرمنده از شکست در مبارزه با ایزدی به نام ژو رونگ Zhu Rong، که خدای آتش در اسطوره*های چینی است، معرفی می*شود. کونگ کونگ همچنین به ادعای تاج و تخت با تشو آن هیو که یکی از پنج حاکم بود، جنگید و چون مغلوب شد، از فرط خشم، به سمت کوه بوزهو Buzhou یا همان کوه پوتشو (不周 山) رو کرد و سر خود [یا شاخ خود] را با این کوه شکست.
    وی از خشم به سمت کوه پوتشو رو کرد و کوه را با شاخهایش از جا کند.
    ستون*های آسمان با این کار کونگ کونگ درهم شکستند و متحمل خسارات بزرگی شدند، ریسمان زمین نیز از هم گسسته شد و آسمان در قسمت شمال غربی، فروریخت. بر اثر این اتفاق، آسمان به سمت شمال غربی شیب تُتدی پیدا کرد و خورشید و ماه و ستارگان، به سمت شمال غربی سرازیر شدند. همچنین زمین نیز، به سمت جنوب شرقی تغییر جهت داد و با متمایل شدن زمین به سمت جنوب شرقی، آب*ها به سمت ساحل (در جنوب شرقی) هجوم آوردند.
    بدنبال این فجایع بسیار که از ایجاد شیب زمین حاصل شده بودند، پدید آمد و وقایع ناشی از سیل بزرگ، درد و رنج مردم را فزونی بخشید. در این حال، نووآ (女娲)، که الهه یا ایزدبانوی نیکی*ها بود، با قطع کردن پاهای لاک پشت غول پیکر و با استفاده از آنها بعنوان ستون، آنها را به جای ستون*های فروافتادهٔ آسمان نهاد و وضعیت نابسامان آسمان را کاهش داد. اما با این وجود، او نتوانست به طور کامل آسمان کج شده را، اصلاح نماید.
    حضور این پدیده در مباحث اسطوره*شناسی چینی توضیح می*دهد که چرا حرکت خورشید، ماه، و ستارگان به سمت شمال غربی است، و چرا رودخانه*ها در چین به سمت جنوب شرقی این کشور جریان دارند و به اقیانوس آرام منتهی می*شوند.
    زمانی که نوگوآ آفرینشگری خویش را به پایان رسانید و پس از گذشت زمانی، همگی فرزندان نوگوآ توان برآورده ساختن نیازهای روزانهٔ خود را پیدا کردند، سرپناهی گرفتند و در روستاها و کشتزارها ساکن شدند.
    امّا گونگ گونگ هیولا، در این زمان خشمناک شد. وی سرش را بر یکی از کوههایی که آسمان را بر فراز زمین نگه می*داشت، کوبید. کوهها به لرزه درآمدند و بر زمین فروریختند. ریزش کوهها، بخشی از آسمان را که نگهدارندهٔ آن بود، سوراخ کرد و زمین در جاهای بسیار شکاف برداشت. شعله*های آتش از بسی از این شکاف*ها زبانه کشید و خانه*ها و محصولات کشاورزی را سوزانید. رودخانه*ها طغیان کردند و جریان آبهای زیرزمینی از شکاف*های زمین بیرون زدند و سیلی عظیم زمین را فراگرفت و آنجا که زمانی خانه و کشتزار و مزرعه بود، به دریاها و پهناب*ها تبدیل گشت.
    پس از نابودی همه چیز، ایزدبانوی بزرگ، نووآ، چاره*ای اندیشید و دگرباره دست به کار نجات آفرینش شد

  5. #33
    مدیر انجمن THOR آواتار ها آپلود عکس
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    دی ۱۳۴۸
    نوشته ها
    651
    شماره عضویت
    439
    میانگین پست در روز
    0.04
    تشکر ها
    36
    از این کاربر 153 بار در 147 ارسال تشکر شده است.
    لینگ لون

    از ویکی*پدیا، دانشنامهٔ آزاد




    لینگ لون (به چینی سنتی: 伶倫 یا 泠倫) پدیدآورندهٔ اسطوره*ای موسیقی در چین باستان بود. گفته*شده او فلوتی از جنس بامبو ساخته*بود و بدان آوای بسیاری از پرندگان و از آن میان ققنوس را درمی*آورد. به دستور امپراطور زرد زنگ*هایی ساخته بودند تا با آن فلوت هم*آوایی کنند.
    در بازی رایانه*ای تمدن ۴ لینگ لون در نقش یک هنرور پدیدار می*شود.

  6. #34
    مدیر انجمن THOR آواتار ها آپلود عکس
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    دی ۱۳۴۸
    نوشته ها
    651
    شماره عضویت
    439
    میانگین پست در روز
    0.04
    تشکر ها
    36
    از این کاربر 153 بار در 147 ارسال تشکر شده است.
    نبرد تشولو

    از ویکی*پدیا، دانشنامهٔ آزاد


    نبرد تشولو یا جنگ ژولو (به چینی سنتی: 涿鹿 之 战 یا به چینی ساده شده : 涿鹿 之 战) دومین جنگ بزرگ در تاریخ چین می*باشد که شرح آن در کتاب ثبتیات مورخ بزرگ (معروف به شیجی) ثبت شده*است. این جنگ [اسطوره*ای] در قرن ۲۶ پیش از میلاد میان امپراتور زرد (هوانگ دی) و چی یو یا همان تشه یو درگرفت. محل وقوع نبرد ژولو را در حوالی مرز امروزی میان هبئی و لیائونینگارزیابی می*کنند.
    اعتبار و اهمیت این حماسه کهن چینی بیشتر در این است که پیروزی امپراتور زرد در این نبرد، اغلب به عنوان سرآغاز شکل گیری و ایجاد تمدن چین در نظر گرفته می*شود.هر چند که باید توجه داشت که تقریباً همه چیز در مورد این نبرد، با توجه به مدت زمان درازی که از ظهور آن می*گذرد، افسانه ای است .
    تشه یو به هوانگ تی (که در بعضی متون، از وی بعنوان سلطان زرد نام می*برند و برخی دیگر او را حاکم برتر می*خوانند)، حمله برد و او را تا دشت تشو-لو[=ژولو] که در هوپی[=هوبئی] واقع بود، تعقیب نمود و در آنجا کشتار بزرگی آغاز شد.
    در سپاه هوانگ تی، خرس*های خاکستری و سیاه، یوزپلنگ، ببر و سایر حیوانات درنده حاضر بودند، امّا سپاه تشه یو از اهریمنان تشکیل می*شد. بر اساس روایتی دیگر، سپاه هوانگ تی در این جنگ عرابه در اختیار داشت و در عوض سپاه دشمن او(سپاه تشه یو)، تعداد زیادی سوارکار به همراه داشت.
    تشه یو بوسیلهٔ جادو، مه غلیظی ایجاد کرد که سپاه هوانگ تی را در بر گرفت، امّا همین جریان سبب شد که هوانگ تی چاره*ای بیندیشد و برای خروج از مه و جهتیابی، قطب نما را اختراع کند. هوانگ تی به افرادش فرمان داد تا در شیپورها طوری بدمند که صدای اژدها از آنها خارج شود. ناگهان بر اثر صدای شیپورها، هیاهوی وحشتناک و جادوشکنی برپا شد که سپاه تشه یو را به فرار واداشت.
    سپس هوانگ تی اژدهای بالدار را به یاری خواند و او آب*ها را ذخیره کرد. امّا تشه یو، فرمانروای بادها و رب*النوع باران را به میدان جنگ روانه کرد و آنها اژدهای بالدار را شکست دادند. هوانگ تی بعنوان آخرین وسیلهٔ نجات، دوشیزه*ای را که دختر او به شمار می*آمد و پا نامیده می*شد را، از آسمان فراخواند و پا، (که نامش به مفهوم خشکی می*باشد)، در یک لحظه بر فرمانروایان باد و باران غلبه کرد و بدین ترتیب باد و باران را متوقف ساخت.
    بدین ترتیب تشه یو مغلوب شد و پس از شکست، اعدام گردید. دربارهٔ نحوهٔ اعدام تشه یو روایاتی در دست است که بیان می*کنند این اژدهای بالدار بود که مأموریت یافت سر تشه یو را قطع کند. پس از این که سر تشه یو قطع شد، وی با بدن بی سر، مسافتی دیگر هم دوید و آن گاه بر زمین افتاد. به همین دلیل هم هست که برای تشه یو، دو قبر در نظر گرفته*اند [یکی محل جدا شدن سر او از بدنش و دیگری محلی که بدن بدون سر او بر زمین افتاد.]
    امّا دوشیزه پا، بعد از پیروزی خود، بدلایلی ناشناخته هرگز نتوانست به آسمان باز گردد، پس در زمین ماند و همچنان به توسعهٔ خشکی*ها ادامه داد.[چنانکه آمد، پا اصلاً به معنای خشکی است.] امّا بر اثر توسعهٔ بی رویهٔ خشکی*ها، مردمان بسیاری از بین رفتند. پس هوانگ تی ناچار شد که پا را نیز به شمال و به آن سوی آبهای سرخ تبعید کند. به جائی که او، بدون دردسر آرام گیرد.
    به همین ترتیب، اژدها هم نتوانست بازگردد. او به زیر زمین رفت و باعث بروز دوره*های خشکسالی گردید.
    این که پیروزی هوانگ تی در این نبرد جنبهٔ نظامی دارد یا آئینی؟ و اینکه این پیروزی به یک جنگ عمومی و همه گیر پاسخ می*دهد یا به یک نبرد تن به تن یا حتی یک مراسم تشریفاتی یا یک بازی، مواردی هستند که به روشنی قابل ارزیابی نیستند، امّا آنچه جالب توجه و مهم است این است که به هر حال پیروزی به تنهایی کفایت نمی*کند و این پیروزی با اعدام طرف مغلوب یا با یک تبعید کامل می*شود و عنصر اصلی و نهایی در تمامی این روندها، آنطور که اسطوره شناس و چین شناس مشهور، گرانه می*گوید، به قدرت رسیدن یک نظم جدید است.

  7. #35
    مدیر انجمن THOR آواتار ها آپلود عکس
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    دی ۱۳۴۸
    نوشته ها
    651
    شماره عضویت
    439
    میانگین پست در روز
    0.04
    تشکر ها
    36
    از این کاربر 153 بار در 147 ارسال تشکر شده است.
    هون دون

    از ویکی*پدیا، دانشنامهٔ آزاد




    هون دون یا هون تون یا هوئن دوئن(به چینی: 混沌؛ بهپین یین: Hùndùn؛ به وید - جایلز: Hun-tun)؛ که معنای واقعی آن گیجی، ابهام، بی نظمی و درهم برهمی می*باشد، در اسطوره*های چینی به دو افسانه در مورد موجودی فاقد چهره اشاره دارد که پیرامون آن در اساطیر آفرینش چین با عنوان وجود نامنظّم و پُر هرج و مرج ازلی و اولیّه که نخستین منشاء خلقت وپیدایش عالم وجود بوده، بحث شده*است. این مفهوم که معادل با خائوس تلقی شده*است، با مفهوم معروف تخم مرغ جهانی قابل مقایسه می*باشد.
    در افسانه*های اساطیری چین، هون دون یا هون تون یا هوئن توئن به معنای نوعی بی نظمی است، که نظم جهان آفرینش برابر برخی روایات از آن بی نظمی حاصل شده*است.
    معروفترین این افسانه*ها را جوانگ-دزو [همان: چوانگ تسه]، در سدهٔ سوم قبل از میلاد، چنین روایت می*کند:
    دریای شمال را فرمانروایی بود به نام هو، فرمانروای دریای جنوب، شو نام داشت و سرزمین میانه قلمرو فرمانروائی هون-دون بود.
    فرمانروا هون-دون فاقد هفت روزن (سوراخ) سر بود: هون دون چشم نداشت، هون دون گوش نداشت، هون دون بینی نداشت و همچنین فاقد دهان بود.
    در آن زمان میعادگاه فرمانروا هو و فرمانروا شو در قلمرو سرزمین میانه (جائیکه هون دون حکومت داشت)، بود. فرمانروایان دریای شمال و جنوب (هو و شو)، در هفت روز، هفت روزن برای دیدن، شنیدن، بوئیدن، خوردن و دم کشیدن را در سر هون دون، فرمانروای قلمرو میانه پدید آوردند.
    امّا در هفتمین روز، ناگهان هون دون، فرمانروای سرزمین میانه که نام او(هون دون) به معنای بی نظمی بود، مُرد و با مرگ او جهان هستی پدیدار شد.
    چو وانگ تی وانگ [مقصود، همان جوانگ دزو یا چوانگ تسه*است که روایت قبلی از قول او نقل شد]، در پایان قرن چهارم تا آغاز قرن سوم پیش از میلاد، در تمثیلی حکایت می*کند:
    در آغاز، چو حاکم (به معنای خدا) دریای جنوب، و هو حاکم و فرمانروا (خدا)ی دریای شمال بود. آنها گاهی برای دیدار با هون-تون که حاکم دریای میانه بود، می*رفتند و او با آنها از سر لطف و مهمان نوازی بسیار رفتار می*کرد و آنان را به گرمی می*پذیرفت.
    یک بار چو و هو تصمیم گرفتند که از خوبی*های هون-تون قدردانی کنند. پس با خود گفتند: «همه کس برای دیدن، شنیدن، خوردن و تنفس کردن هفت روزنه دارد، امّا هون-تون اینها را ندارد. پس کوشش خواهیم کرد که این روزنه*ها را برای او تعبیه کنیم!...»
    آنها همین کار را هم کردند و [تا هفت روز]، هر روز یک روزنه [در سر هون-تون] تعبیه نمودند، امّا در روز هفتم هون-تون مُرد.
    با از میان رفتن هون-تون که همان خاووز بود، و در همان لحظهٔ از میان رفتن او، جهان متولد شد.
    همانطور که گفته شد، هون-دون یا هون-تون، که مفهوم لغوی آن در زبان چینی سنتی، به معنای بی نظمی است، اغلب معادل با خاووز [همان خائوس یا کائوس، که در اساطیر بسیاری از ملل به معنای جهان بدون تعیّن و بی نظم و ناهماهنگ معرفی شده*است]، تلقی شده*است. بنابراین مرگ او، همواره به مفهوم پایان بی نظمی و متولد شدن و هستی یافتن جهان و کائنات و هستی به شمار می*آید.
    چوانگ تسه (جوانگ دزو)، بر روایت افسانه*ای پیش گفته جزئی افزوده که بیانگر آن است که ترکیب نام دو فرمانروای دریای شمال (هو) و دریای جنوب (شو یا چو)، در اصل شو-هو یا چو-هو بوده که به معنای آذرخش است و در واقع این آذرخش است که با فرود آمدن بر کائوس یا بی نظمی، هستی را نظم و شکل می*بخشد.
    در واقع چو-هو بوسیلهٔ چوانگ تسه، مصنوعاً به دو جزء تجزیه شده و به معنای آذرخش است. مفهوم آذرخش (چو-هو)، در مراسم آئینی در چین بوسیلهٔ تیر شعله ور و آتشین نشان داده می*شود که به طرف یک مشک، که احتمالاً نشانهٔ خاووز است، از کمان رها می*شود.
    افسانه*ای دیگر به نام افسانهٔ فرمانروا وو-ای نیز وجود دارد که آن نیز به نوعی یادآور اسطورهٔ شو-هو (چو-هو)، یعنی آذرخش [که گفتیم به دو فرمانروای دریاهای شمال و جنوب تقسیم شده*است] می*باشد و مرگ هون-دون، فرمانروای دیار میانه و آفرینش نظم و خلق جهان از بی نظمی اولیه و درهمی نخستین را یادآوری می*کند.
    گفته شد که در مراسم آئینی، گاهی برای نشان دادن آذرخش که همان اسطورهٔ چو-هو است، از یک تیر شعله ور استفاده می*کنند که به سمت یک مشک که نشانه*ای از خاووز (خائوس یا کائوس) می*باشد، از کمان رها شده*است. بنابراین، از آنجا که به یکی تلقی شدن هون-دون با خاووز اشاره کردیم، پس مَشک یکی از اشکال توصیف کنندهٔ هون-دون می*باشد.[توجه شود که مشک هم فاقد هرگونه سوراخ و روزنه*است و اصابت تیر آذرخش بدان، آن را سوراخ کرده و آب که سرمنشاء جهان است، جریان می*یابد.]
    اصلاً باید دانست که نام رایج و مورد کاربرد کلمهٔ مَشک که در چین بدان چیه-ای گفته می*شود، نزد عامه همان هون-دون است.
    از سویی معنای دیگر کلمهٔ چیه در چین، جغد است و هون دون نیز گاهی همچون پرنده*ای تصوّر می*شود که تمامی ویژگی*های چیه یعنی جغد را داراست.
    منابع دیگر، توضیحات دقیقتری دربارهٔ هون دون یا همان خاووز بدست می*دهند.
    مطابق کتاب معروف چان*های کینگ (کتاب کوهها و دریاها، که شامل اطلس افسانه*های اسطوره*ای و فهرست شیاطین در چین است)، در یکی از کوههای ناشناختهٔ آسمان، پرنده*ای الهی زندگی می*کند. این پرنده به شکل یک کیسه [یا مشک] زردرنگ است و در عین حال رنگ سرخ آتشین دارد. این پرنده دارای شش پا و چهار بال است و فاقد چهره می*باشد. یعنی هفت روزنهٔ معمول در سر و صورت را ندارد. امّا با این وجود همواره در حال رقصیدن و خواندن است. این پرنده همان خاووز است.
    بر اساس برخی فرضیه*هایی که از جانب شماری از چین شناسان ارائه شده، پرندهٔ پیش گفته همان سلطان هوانگ تی می*باشد. هوانگ تی از سویی در فرضیه*هایی دیگر، همان هون دون یا سلطان اسطوره*ای میانه معرفی شده*است. از جمله برای چوانگ تسه، خاووز (هون دون)، که همان سلطان سرزمین*های میانه معرفی شده بود، کسی به جز هوانگ تی [همان امپراتور زرد ] یا پسر او نمی*باشد. این پسر، فرزند نافرمانی شناسانده می*شود که از جانب خاقان زرد تبعید شده*است.
    خاووز را به صورت یک سگ موبلند که چشم دارد، امّا نمی*بیند و گوش دارد، امّا نمی*شنود و فاقد امعاء و احشاء می*باشد و.... نیز، پنداشته*اند.
    بدین ترتیب، گرچه توصیفات ارائه شده دربارهٔ خاووز یا همان هون دون، مختلف و متفاوتند، امّا موضوع اصلی در مورد این موجود یا پدیده، در تمامی توصیفات مشترک و ثابت است و آن اینکه: خاووز ماهیتی سازمان نایافته و نامنظم و نامستعد دارد که می*توان آن را شبیه یک کیسهٔ خالی دانست.
    همانطورکه گفته شد، شواهد و قرائنی موجود است که شباهت و ارتباط مفهوم هون دون با پدیدهٔ تخم مرغ جهانی را آشکار می*سازد. از جمله در آغاز یک اسطورهٔ ظریف ابتدائی از اساطیر چین، روایتی در این ارتباط ذکر شده که بعدها در یک اثر مربوط به دورهٔ بعد از دودمان هان به طرز روشنتری شرح داده شده*است. این اثر، کتاب سان وولی کی می*باشد که سه قرن بعد از میلاد مسیح تدوین شده و طی آن پیرامون ظاهر تخم مرغی شکل خاووز (هون دون) سخن گفته شده*است:
    در آغاز، هنگامیکه نه آسمان وجود داشت و نه زمین، خاووز به شکل یک تخم مرغ بود. از این تخم مرغ، پان-کو پدید آمد. پس از گذشت ده هزار سال، این تخم مرغ باز شد. قسمتهای سنگین و سخت آن، زمین یا همان یین را تشکیل دادند و قسمتهای سبک و پاک آن، آسمان یا همان یانگ را ساختند.
    هر روز آسمان ده پا بالاتر رفت و هر روز زمین، ده پا به داخل متراکم تر گردید. بدین ترتیب پان کو هر روز حدود ده پا بزرگتر شد و به همین ترتیب پس از گذشت ده هزار سال، حجم آن فاصلهٔ میان زمین و آسمان را دربرگرفت.

  8. #36
    مدیر انجمن THOR آواتار ها آپلود عکس
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    دی ۱۳۴۸
    نوشته ها
    651
    شماره عضویت
    439
    میانگین پست در روز
    0.04
    تشکر ها
    36
    از این کاربر 153 بار در 147 ارسال تشکر شده است.
    یوچائو

    از ویکی*پدیا، دانشنامهٔ آزاد


    یوچائو (به چینی: 有 巢، به پین یین: Yǒucháo)، بر طبق اساطیر چین باستان، مخترع خانه و ساختمان محسوب می شود. طبق برخی روایات گفته می*شود که او نیز یکی از سه شهریار و پنج خاقان، در اعصار دوردست چین باستان بوده است.

  9. #37
    مدیر انجمن THOR آواتار ها آپلود عکس
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    دی ۱۳۴۸
    نوشته ها
    651
    شماره عضویت
    439
    میانگین پست در روز
    0.04
    تشکر ها
    36
    از این کاربر 153 بار در 147 ارسال تشکر شده است.
    یوی بزرگ

    از ویکی*پدیا، دانشنامهٔ آزاد




    یوی بزرگ




    یو(چینی:禹)(قرن ۲۱ پیش از میلاد) با نام سی ونمینگ(چینی: 姒文命) و با لقب یوی بزرگ(大禹 دا یو) نخستین فرمانروا و بنیانگذار دودمان افسانه*ای شیا بود که بر اساس اسطوره، در سال ۲۰۵۹ پیش از میلاد در سال ببر زاده شد. تختگاه یو در شهر یانگ بود. افسانه یو در چین چیزی مشابه طوفان نوح در افسانه*های سامی است. یو در کوه کائوجی مُرد.
    یو که پسر کوئن یا همان شون بود، مأموریت یافت که آبها را مهار کند. او مجهزتر از پدرش بود. او خاک سحرآمیز را در اختیار داشت، اژدهای بالدار[یا همان یینگ لانگ] یاور او بود، شبیه همان که در مبارزهٔ میان هوانگ تی و تشه یو (جنگ تشولو) بدان اشاره شده*است.
    یو با بهره از خاک سحرآمیز توانست سرچشمهٔ آبهای عظیم را که تعدادشان ۲۳۳۵۵۹ عدد بود، مسدود کند. این سرچشمه*ها بسیار عمیق بودند. این عمق زیاد این نظریه را مطرح می*کند که ممکن است این سرچشمه*ها با اقیانوس*های زیرزمینی در ارتباط باشند.
    یو همچنین با استفاده از خاک سحرآمیز، کوههای اصلی را بنا کرد، این کوهها به خاطر ارتفاع زیادی که داشتند، بر طغیان آب مسلط بودند و سیلاب از آنها عبور نمی*کرد. علاوه بر آن به علت سنگینی شان، موجب استحکام بیشتر زمین می*گشتند.
    اژدها نیز با دمش بستر رودخانه را کند تا جریان آب را به آن هدایت کند. سخت*ترین کار او این بود که آبهای اضافی رودخانهٔ زرد را به طرف دریا روانه کند. برای این کار، یو می*بایست کوهها را بشکافد تا محل عبوری برای جریان آب ایجاد کند. بدین ترتیب تنگه*های بسیار از جمله تنگهٔ لونگ من (که همان دروازهٔ اژدهاست)، تنگهٔ منگ من و بسیاری دیگر را گشود.
    کارهای عظیم و غول آسای او در بسیاری از نقاط چین در فولکلور جغرافیایی منعکس شده*است.
    هنگامی که یو از کوهها بالا رفت و تنگه*ها را گشود، به یک خرس زرد تبدیل شد یا فقط پوشش خرس بر تن او ظاهر شد. (این بخش از روایت مربوط به اسطورهٔ یو، بی اختیار ما را به یاد خرس زردی می*اندازد که پدر یو، کوئن، پس از دریده شدن شکمش به آن تبدیل شد.)
    یو به روایت معروف در سن سی سالگی و به روایت کنفوسیوس در سنین بالاتر در جائی در جنوب، در سرزمینی که توشان نام داشت، ازدواج کرده بود و همسر او وظیفه داشت که هر روزبه محض شنیدن صدای طبل او، غذایش را برایش بیاورد.
    یک روز یو در موقع کار به سنگی برخورد کرد و صدایی شبیه صدای طبل ایجاد شد. زن او با عجله نزدش آمد، امّا هنگامیکه او را به صورت یک خرس مشاهده کرد، وحشتزده پا به فرار گذاشت. یو او را تعقیب کرد و موفق شد او را بازگرداند، امّا وقتی که همسرش بازگردانده شد، به سنگ تبدیل شده بود.
    «مارسل گرانته»، چین شناس مشهور می*کوشد که ثابت کند این اسطوره احتمالاً یادآور رقص مردان یا نمایشی کنایی از آن است، چراکه مردان رقصنده در مناطقی از چین، لباس خرس به تن می*کوبند بر سنگها پا می*کوبند و بر آنها می*جهند تا از اصابت پای خویش با سنگ*ها، صدایی شبیه صدای طبل یا رعد در بیاورند. بخصوص که زن*ها برای حضور در این رقص*ها مجاز نبودند و برای خود رقص*های خاص دیگری داشتند. این موضوع می*تواند به آن بخش از داستان اسطوره یو اشاره داشته باشد که همسر یو دگردیسی می*یابد و به سنگ تبدیل می*شود. دگردیسی همسر یو می*تواند نمایشگر کشته شدن او باشد، زیرا او در واقع یک تابو را شکسته بود، و به همین دلیل محکوم به نابودی بود.امّا نباید فراموش کرد که این استدلال هرچند هم که قوی باشد باز یک فرضیه*است.
    همسر یو در زمانی که تبدیل به سنگ شد، حامله بود. یو از او خواهش کرد که پسرش را به او پس دهد. اشاره شده*است که در طول نه ماه حجم این سنگ (همسر یو) مدام افزایش می*یافت. آن گاه سنگ دهان گشود و به کی (فرزند یو، که معنای اسمش شکاف می شود)، زندگی بخشید. کی پس از پدرش شاه سلسله هیا گردید و در حقیقت این اولین باری است که در تاریخ چین حکومت به طریق ارثی منتقل می*گردد.
    این تولد شگفت انگیز با تولد خود یو رابطه دارد.
    گزارش کارهای بزرگ یو با بسیاری از اساطیر متعدد دیگر آمیخته شده*است. از جالبترین آنها دو نمونه*ای است که می*آید:
    از رودخانهٔ زرد که یو در آن فرو رفته بود ناگهان موجودی ظاهر شد نیمه انسان و نیمه ماهی (فرمانروای رودخانه) و به او علامت رودخانه را تقدیم کرد. به اینصورت که این علامت در پشت یک اسب ترسیم شده بود(در اساطیر اسب*ها با اژدها خویشاوندی دارند - همانطورکه در سرگذشت کوئن نیز آمده*است، احتمالاً کوئن یک اسب سفید بود)
    اما انحصار یا اختراع آن به خود یو یا فوهی منسوب است. این علامت رودخانه یا نقشه (علامت نمودار) که از رودخان بدست آمده بود، بیشتر یک طلسم جادویی بود که جهان را توضیح می*داد تا یک فرمول نهایی جبر یا مثلثات (که اختراع آن را به فوهی نسبت می*دهند).
    هنگامیکه یو تنگهٔ لونگ مرا گشود گودال عمیق و تاریکی را کشف کرد که دراعماق آن با فوهی در هیأت یک خدا با اندامی به شکل مار در چهرهٔ انسانی برخورد کرد. فوهی به او صفحه*ای از سنگ یشم هدیه کرد به طول یک پا و دو اینچ که می*توانست با آن آسمان و زمین را اندازه گیری کند. یو از این صفحه برای هموار کردن زمین و تنظیم آبها استفاده کرد.
    ظاهراً این اسطوره*ها در دوره*های متأخر بوجود آمده*اند.
    امّا کارهای یو فقط محدود به مهار کردن آبهای طغیانی نمی*شود. اعمال دیگری هم به او نسبت می*دهند که به روشنی با اسطورهٔ مبارزهٔ او با طغیان آبها ارتباط می*یابد. امّا این روایات احتمالاً به دوره*های دیگری تعلق دارند. ز جمله این که او به کوه، ابرها و بارانها حمله کرد و آنها را مسخّر ساخت. همچنین او علیه سیانگ لو وزیر کونگ کونگ شورشی مبارزه کرد.
    این هیولا یک اژدهای نه سر غول آسا بود که فضولات بدنش باتلاق*های متعفن را می*ساخت. یو او را در شمال کوئن-لوئن کشت، اما خون ریختهٔ او چنان بوی عفونتی ایجاد کرد که گیاهان به زمین فرورفتند و حیوانات از آن محل کوچ کردند. یو ابتدا خواست یک سد بسازد (روش غلط جلوگیری از طغیان آب) اما سه بار با شکست مواجه شد. سپس دریاچه*ای کند(روش صحیح کانال کشی) که در مرکز آن یا در ساحلش (احتمالاً توسط یو) برجی بنا شد. (در فولکلورهای جدیدتر، بنای برج*ها یا ستوپاها برای غلبه کردن بر اژدهاهای خبیث یک موضوع رایج است. اگر مجموعهٔ متونی را که به یو مربوط می*شوند مورد بررسی قرار می*دهند، روشن می*گردد که این شخصیت چیزی وسیعتر و بزرگتر از یک غلبه کننده بر طغیان آب است. هرچند که این کار مشخصهٔ اصلی اوست.
    او به همهٔ اطراف تا مرزهای چهارگانهٔ جهان (شمال جنوب مغرب و مشرق) سفر کرد.

  10. #38
    مدیر انجمن THOR آواتار ها آپلود عکس
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    دی ۱۳۴۸
    نوشته ها
    651
    شماره عضویت
    439
    میانگین پست در روز
    0.04
    تشکر ها
    36
    از این کاربر 153 بار در 147 ارسال تشکر شده است.
    یی

    از ویکی*پدیا، دانشنامهٔ آزاد




    برای دیگر کاربردها، یی (چارچوب نرم*افزاری) را ببینید.
    یی یا هویی (به چینی: 后羿)، که گاهی نیز یی یی (夷 羿) نامیده می*شود، امّا اغلب به صورت ساده شده همان یی یا یی کمانگیر خوانده می*شود، یک کماندار افسانه*ای در اسطوره*های چینیمحسوب می*شود، که رهبر قوم دونگیی نیز بوده*است. یی را گاهی اوقات با عنوان خدای تیراندازی خوانده*اند و او را در حالی که تیر و کمان در دست دارد، به تصویر کشیده*اند. در اساطیر چین وی به صورت کماندار بزرگی که برای یاری مردمان از آسمان نازل شده*است، توصیف می*کنند. امّا در عین حال، وی گاهی نیز به عنوان رئیس قبیله یوجیونگ (有 穷 氏) [یا همان قبیلهٔ دونگیی]، به شمار آورده می*شود که در دوران سلطنت شاه تای کانگ از دودمان شیا زندگی می*کرده*است. در شکل اساطیری، همسر او، چانگ ای، ایزدبانوی ماه بود.
    در سال*های بسیار دور گذشته، به جای یک خورشید، ده خورشید در آسمان بود. شی*هه، مادر این ده خورشید، همسر دی جون، ایزد شرق بود. او ده کودک خود را در برکه*ای از آب داغ در دره تانگ واقع در دورترین نقطه شرق جهان شستشو می*داد. آنگاه این ده خورشید که مغز هرکدام آن*ها پرنده*ای بود، به مانند پرندگان بر فراز درخت توت عظیمی استراحت می*کردند.
    از این خورشیدها، نه خورشید بر شاخه*های پائینی درخت می*نشستند، امّا یکی از این خورشیدها که هر شب به شکلی بود، بر شاخه*های بالایی درخت می*نشست. هنگامی که سپیده دمان در پرتو صبحگاهی فرامی رسید، خورشیدی که بر شاخه*های بالایی درخت می*نشست، سوار بر ارابه اش در آسمان پرتوافشانی می*کرد. گاه این ارابه را اسبان می*کشیدند و گاه اژدهایان کشیدن ارابه را عهده دار بودند. هر هفته ده روز داشت و هر روز از هفته، یکی از این خورشیدها بر آسمان پدیدار می*گشت.
    از آنجا که خورشیدها همه به مانند هم بودند و هر روز تنها یکی از آنها بر آسمان پدیدار می*گشت، مردمی که به روی زمین زندگی می*کردند نمی*دانستند که بیش از یک خورشید وجود دارد. در آن هنگام، آدمیان و جانوران به مانند همسایگان و دوستان کنار هم زندگی می*کردند. حیوانات فرزندان خود را در لانه رها می*کردند و از آن هراسناک نبودند که جانوران بدان*ها دستبرد زنند. آدمی اگر بنا به اتفاق بر سرماری پای می*گذاشت، مار او را نمی*گزید.
    کودکان به هنگام بازی دُم پلنگ و ببر را می*کشیدند و این حیوانات آن*ها را آسیب نمی*زدند و نمی*کشتند. روزگار، روزگار فراوانی و وفور نعمت بود و خوراک حتی بیش از اندازهٔ کافی برای همه فراهم بود. آدمیان و جانوران می*دانستند که دشوار نیست که نظری مساعد و درست به هم داشته باشند و هرکدام به مایملک دیگری احترام بگذارند.
    باری، همه چیز خوب و عالی بود تا اینکه یک روز خورشیدها اندیشیدند که مایهٔ سرخوشی و مزاح خواهد بود که روزی همه همراه هم در آسمان پدیدار گردند. بدین گونه که با فرارسیدن سپیده دمان، هر ده خورشید در ارابه نشستند و بر فراز آسمان تابیدن گرفتند.
    گرمای آتشین خورشیدها، زمین را سوزاند. جنگل*ها آتش گرفتند و خاکستر شدند و بسیاری از جانوران مُردند. آن جانورانی هم که در آتش نسوخته بودند، گرداگرد انسان*ها نعره می*کشیدند و در تلاش نومیدانه برای جستجوی غذا، شریر و بدکار گشته بودند.
    رودخانه*ها و حتی دریاها خشکیدند. ماهی*ها مُردند و حیوانات عظیم*الجثهٔ آبی برای جستجوی غذا به سرزمین*های خشک هجوم آوردند. بسا آدمیان و جانورانی که از تشنگی مردند. باغ*ها و محصولات کشاورزی خشکیدند و ذخیرهٔ غذای آدمیان و جانوران اهلی به تندی پایان یافت. برخی آدمیان که سرپناه و خانه*های خود را ترک گفته بودند از غایت گرما آتش گرفتند و سوختند و مُردند. برخی دیگر از آن*ها، از آن رو که دیگر غذایی نمانده بود، خوراک جانوران وحشی گردیدند.
    مردم نزد امپراتور خویش، یائو لابه کردند و از او یاری خواستند. یائو دی جون را وا داشت که این وضعیت را درست کند. دی جون بی*درنگ از یگانه کسی که می*دانست می*تواند عالم را نجات بخشد، یاری خواست. این شخص تیراندازی بزرگ به نام یی بود.
    یی، این تیرانداز برگ از شهبانوی شرق اکسیر حیات گرفته بود و پیش از آنکه زنش به مابقی آن دستبُرد بزند، بخشی از آن را نوشیده بود. امپراطور از یی خواست که نه خورشید از ده خورشید را با تیرها و کمان خویش نشانه بگیرد و عالم را از تباهی نجات بخشد. نشانه گیری یی کمانگیر، دقیق و درست بود. وی یک به یک تیرها را به جانب خورشیدها انداخت و تیرها همه به هدف خوردند. نه خورشید نتوانستند از دم تیرهای یی جان سالم به در ببرند و یک به یک مُردند.
    پرهای خورشیدها بر زمین ریخت و گرمایشان از دست رفت. زمین تیره*تر و تیره*تر گشت تا سرانجام تنها به اندازهٔ پرتو یک خورشید روشنایی آن باقی ماند. مردم در همه جا به آسمان خیره شدند و شادی کردند. اینک آن*ها می*توانستند همه چیز را دوباره و از نو آغاز کنند.

  11. #39
    مدیر انجمن THOR آواتار ها آپلود عکس
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    دی ۱۳۴۸
    نوشته ها
    651
    شماره عضویت
    439
    میانگین پست در روز
    0.04
    تشکر ها
    36
    از این کاربر 153 بار در 147 ارسال تشکر شده است.
    یین و یانگ

    از ویکی*پدیا، دانشنامهٔ آزاد





    تایجیتو، نماد سنتی نشان*گر نیروهای یین و یانگ




    یین و یانگ (چینی ساده*شده: 阴阳، چینی سنتی: 陰陽) مفهومی است در نگرش چینیان باستان به نظام جهان. یین و یانگ شکل ساده*شده*ای از مفهوم یگانگی متضادها است.
    از دیدگاه چینیان باستان و تائوباوران، در همهٔ پدیده*ها و اشیاء غیر ایستا در جهان هستی، دو اصل متضاد ولی مکمل وجود دارد.
    یین و یانگ نشان دهنده قطب*های مخالف و تضادهای جهان هستند. البته این بدان معنا نیست که یانگ خوب است و یین بد است (در حقیقت این تحریفی نادرست است). بلکه یین و یانگ مانند شب و روز یا زمستان و تابستان بخشی از چرخه هستی هستند. وقتی تعادل و احساس خوبی به وجود می*آید که تعادل بین یین و یانگ برقرار باشد. نقطه*های متضادی که داخل شکل یین و یانگ دیده می*شود به این مفهوم است که یین وقتی به حداکثر خودش برسد، و می خواهد تمام شود در درونش یانگ را دارد و وقتی هم که ینگ می خواهد به حداکثر خود برسد در درونش یین را دارد. یعنی وقتی یکی تمام می*شود، دیگری در درونش رشد می*کند و این چرخه ادامه پیدا می*کند.
    یین و یانگ به ترتیب نام اصل*ها یا نیروهای مکمل مادینه و نرینهٔ جهان در فلسقهٔ ذن و تائوئیسم است که همهٔ وجوه زندگی را در بر می*گیرد. یین در لغت به معنای سمت سایه گرفتهٔ تپه است و یانگ سمت آفتاب*رو. یین معمولاً مترادف زمین شمرده می*شود که تاریک و سرد است و هر چیز بدی به آن نسبت داده می*شود و یانگ مترادف آسمان است و روشن و گرم و خوب شمرده می*شود.

    • هیچ چیزی کاملاً یین یا کاملاً یانگ نیست. مثلاً آب سرد در مقابل آب جوش یین است ولی در مقابل یخ یانگ است.
    • یین و یانگ کاملاً به هم وابسته اند و هیچ کدام بدون دیگری نمی*توانند وجود داشته باشند. نور بدون تاریکی معنی ندارد.
    • یین و یانگ می*توانند خودشان تقسیم شوند به یین و یانگ: مثلاً گرم در برابر سرد ینگ است ولی گرم خود تقسیم می*شود به داغ (ینگ) و ولرم (یین)، سرد نیز خود تقسیم می*شود به خنک (ینگ) و بسیار سرد (یین)




    یانگ یین
    راست چپ
    اعداد فرد اعداد زوج
    متحرک ثابت
    سختی نرمی
    زاویه دار منحنی
    سبکی سنگینی
    گرما سرما
    روشنایی تاریکی
    آسمان زمین
    آتش آب
    کوه دره
    تیز کُند
    بالا پایین
    جلو عقب
    روح بدن
    پُر خالی
    مردانگی زنانگی
    ماه خورشید

  12. #40
    مدیر انجمن THOR آواتار ها آپلود عکس
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    دی ۱۳۴۸
    نوشته ها
    651
    شماره عضویت
    439
    میانگین پست در روز
    0.04
    تشکر ها
    36
    از این کاربر 153 بار در 147 ارسال تشکر شده است.
    یینگ لانگ

    از ویکی*پدیا، دانشنامهٔ آزاد





    یینگ لانگ، تصویری از کتاب شان های جینگ.




    یینگ لانگ یا اژدهای بالدار(به چینی ساده شده: 龙 应؛ به چینی سنتی: 龙 应؛ به پین یین: yìnglóng؛ به وید جایلز: ying-lung؛ در اصل به معنایاژدهای پاسخگو)، در اسطوره*های چین باستان، اژدهایی بالدار است، که رب*النوع باران به شمار می*آید.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربران برچسب زده شده

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
اکنون ساعت ۰۶:۳۶ بعد از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد..
Powered by vBulletin® Version 4.2.2
Copyright © ۱۳۹۶ vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
فارسی سازی توسط وی بی ایران
User Alert System provided by Advanced User Tagging v3.0.8 (Pro) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2018 DragonByte Technologies Ltd.


کلیه حقوق برای وبگاه کالیمدور محفوظ است.

طراحی و اجرا: Almas WD