تابلو اعلانات
تـوجــه
صفحه 3 از 16 نخستنخست 1234513 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 21 به 30 از 157
  1. #1
    مدیر انجمن THOR آواتار ها آپلود عکس
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    دی ۱۳۴۸
    نوشته ها
    651
    شماره عضویت
    439
    میانگین پست در روز
    0.04
    تشکر ها
    36
    از این کاربر 153 بار در 147 ارسال تشکر شده است.

    معرفی اساطیر یونان و روم

    درود.

    در این تاپیک به معرفی اساطیر یونان می پردازیم. تاپیک فقط جنبه ی معرفی داره و بحث متفرقه توش ممنوعه.
    اگه از منبعی برای معرفی استفاده کردین حتمآ ذکرش کنید.

    با تشکر

  2. کاربر مقابل از THOR عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    black (۲ام اردیبهشت ۱۳۹۵)

  3. #21
    مدیر انجمن THOR آواتار ها آپلود عکس
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    دی ۱۳۴۸
    نوشته ها
    651
    شماره عضویت
    439
    میانگین پست در روز
    0.04
    تشکر ها
    36
    از این کاربر 153 بار در 147 ارسال تشکر شده است.
    آرتمیس

    از ویکی*پدیا، دانشنامهٔ آزاد


    برای دیگر کاربردها، آرتمیس (ابهام*زدایی) را ببینید.
    اساطیر یونان باستان
    آرتمیس (به یونانی: Αρτεμις) در اساطیر یونان ایزدبانوی شکار، حیات وحش، بکارت، ماه و حاصلخیزی، دختر لتو و زئوس، و خواهر دوقلوی آپولون بود. آرتمیس یکی از الهه*های باکره و مظهر پاکدامنی المپ به شمار می*رفت. او قابل قیاس با دیانا در اساطیر روم باستان است. آرتمیس با هلال ماهی در بالای پیشانیش به تصویر کشیده می*شد و بعضی اوقات او را با الهه ماه سلنه اشتباه می*گرفتند. بر اساس روایات یافت شده توسط پوسانیاس، در آیسخولوس، آرتمیس فرزند دمتر بود و نه لتو، درحالی که با توجه به داستان*های مصری او دختر دیونیسوس و ایزیس به شمار می*رود و لتو تنها پرستار او بود. گوزن و زربین برای او مقدس بودند.
    بر طبق افسانه*ها، آرتمیس یک روز زودتر از برادرش آپولون به دنیا آمده است. مادرش او را در جزیرهٔ اورتیگیا به دنیا آورد، سپس بلافاصله بعد از تولدش، او به مادرش برای عبور از تنگهٔ دلوس کمک کرد، جایی که او برادر دوقلویش آپولون را به دنیا آورد. این داستان شروعی برای نقش او به عنوان نگهبان کودکان و حامی زنان هنگام زایمان شد. آرتمیس همانند برادر دوقلوی خود آپولون که محافظ پسر بچه*ها به شمار می*رفت، مسئولیت محافظت از دختران کوچک تا سنین ازدواج آن*ها را به عهده داشت و همچنین دارای موهبت شفابخشی بود. اما هردوی آن*ها نیز موجبات مرگ ناگهانی و بیماری بودند، آرتمیس زنان و دختران و آپولون مردها و پسران را هدف قرار می*داد. اما بر طبق روایات، پیکان*های آرتمیس هنگام زایمان مرگی سریع را به ارمغان می*آورد. او مظهر پاکدامنی بود و در سال*های اولیه زندگی خود (احتمالاً سه سالگی) از پدرش، زئوس بزرگ درخواست کرد تا بکارت ابدی را به او اعطا کند. همچنین تمامی همراهان او باکره به حساب می*آمدند. آرتمیس بسیار از عفت و طهارت خود محافظت می*کرد، و مجازات*های سنگینی برای هر مردی که اقدام به هر نوع بی*احترامی نسبت به او می*کرد در نظر می*گرفت.


    سرگرمی و کار اصلی آرتمیس، پرسه زدن به همراه حوری*های خود در جنگل*های کوهستانی و زمین*های کشت نشده برای شکار شیر، پلنگ و گوزن بود. او به تیر و کمانی از جنس نقره که به وسیلهٔ هفائستوس و سیکلوپ*ها ساخته شده، مجهز بود. حس استقلال طلبی و روحیه طبیعی او توسط همه الهه*ها مورد قدردانی قرار نمی*گرفت. آفرودیته الههٔ عشق و زیبایی هیچ کنترلی بر روی او نداشت به این دلیل که او هیچ علاقه*ای به عشق نمی*ورزید، و هرا ملکه خدایان نیز هنگامی که آرتمیس در جنگ تروآ طرف تروجان*ها را گرفت، مجبور شد با او به مقابله بپردازد.


    آرتمیس در اکثر شهرهای یونان مورد پرستش قرار می*گرفت اما فقط به عنوان یک خدای ثانویه. اگرچه برای یونانیان ساکن آسیای صغیر (ترکیه امروزی)، او یک الوهیت برجسته بود. در افسوس یکی از شهرهای آسیای صغیر برای احترام به او معبد بزرگی به نام معبد آرتمیس بنا نهادند که به عنوان یکی از عجایب هفت*گانه جهان نیز بوده*است. اما در شهر افسوس او عمدتاً به عنوان ایزدبانوی باروری پرستش می*شد. شکل تندیس آرتمیس در افسوس تا حد زیادی با سرزمین*های دیگر واقع در یونان متفاوت است به گونه*ای که او همیشه به عنوان زنی شکارچی، همراه با تیر و کمان خود به تصویر کشیده می*شد، اما در افسوس او را به سبک شرقی نشان داده*اند.
    اسپارتی*های باستان برای آرتمیس، به عنوان یک ایزدبانوی حامی و نگهبان قبل از عملیات لشکرکشیان اقدام به قربانی می*کردند.

  4. #22
    مدیر انجمن THOR آواتار ها آپلود عکس
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    دی ۱۳۴۸
    نوشته ها
    651
    شماره عضویت
    439
    میانگین پست در روز
    0.04
    تشکر ها
    36
    از این کاربر 153 بار در 147 ارسال تشکر شده است.
    آرس

    از ویکی*پدیا، دانشنامهٔ آزاد




    آرس (به یونانی: Ἀρης به معنی کوشش در نبرد، به انگلیسی: Ares) خدای جنگ و پسر زئوس و هرا در اسطوره*های یونانی است. رومی*ها خدای جنگ خود یعنی مارس را (که مفهوم آن را از قوم اتروسک گرفته بودند) با آرس یونانی مطابق می*دانستند. البته مارس نزد رومیان جایگاه برجسته*تری داشت تا آرس نزد یونانیان. آرس را چندان قابل اعتماد نمی*دانستند و او را زاده سرزمین دور تراکیه بشمار می*آوردند.


    وی یکی از سه رب*النوع بزرگ است که حتی کودکان نیز با آن*ها آشنایی دارند و نام هر سهٔ آن*ها با نام سیارات منظومهٔ شمسی یکی است: مشتری یا ژوپیتر(زئوس، شاه خدایان)، زهره یا ونوس (آفرودیته، الههٔ زیبای عشق) و بهرام یا مارس (آرس، خدای پهلوان و رشید جنگ).


    یونانیان قدیم وی را در مجسمه*ها و تابلوهایشان، جوانی زیبا، نیرومند، خوش اندام و برهنه که گاه کلاه خودی بر سر و نیزه*ای به دست دارد، می*پنداشتند و با این که آرس از ته قلب مهربان بود از وی می*هراسیدند. با این حال، رومیان وی را به بزرگ*ترین خدایان، پس از ژوپیتر بدل کردند و برای او جلال و شکوه خاصی قائل شدند.
    آیین پرستش بهرام که یونانیان وی را آرس می*نامیدند، از سرزمین سیت*ها که قبایل ایرانی نژاد بودند به یونان راه یافته بود. شاید بتوان گفت که وی اصلاً متعلق به اساطیر ایران بوده و در میان اسطوره*های قدیمی ایرانی، او را مظهر یکی از عناصر طبیعی می*شناختند. چنانچه ابوریحان بیرونی وی را آرس خواند.
    تنهاعشق وی، آفرودیت، الههٔ عشق بود که ماجراها و مشکلات فراوانی را به دنبال داشت. زئوس، پدر خدایان، آفرودیت را به هفائستوس قول داده بود، ولی آفرودیت بذر عشق آرس را در دل می*پروراند.
    روزی هفائستوس تصمیم گرفت تا به جزیرهٔ لمنوس برود. آفرودیت موضوع را به اطلاع آرس رساند و وی را در زمان غیبت هفائستوس به قصر خویش دعوت کرد. ولی هلیوس، خدای خورشید (یا خود خورشید) راز آن دو را شنید و به هفائستوس گفت. هفائستوس به قصد کینه و ناراحتی، توری نامرئی در اطراف تخت خویش نصب کرد و آن جا را به قصد لمنوس ترک گفت. شب هنگام آرس به قصر آمد و با معشوقهٔ زیبایش، برهنه به تخت رفت و وی را بوسید و با ویعشق*بازی کرد. در این هنگام بود که تور نامرئی، آن دو را تنگ در میان خود گرفت. در آن هنگام هفائستوس وارد شد و به آن*ها که کلک خورده بودند خندید و دیگر خدایان را خبر داد تا به آن جا بیایند و آن ننگ را تماشا کنند. (البته الهگان المپ نیامدند) زئوس سخت به خشم آمد ولی آرس که همه به صداقت وی گواهی می*دادند، گفت که پیش از آن، با آفرودیت در معبد عشق، ازدواج نموده و آفرودیت به ابتذال نگرویده*است. پوزئیدون خدای دریا چون آرس را بسیار دوست می*داشت، وساطت کرد و هفائستوس آرس را آزاد کرد، مشروط بر این که تمام هدایایی را که به وی داده*است را پس بدهد. آرس پذیرفت و با آفرودیت به قصر خویش در تراکیا رفت و آفرودیت از وی فرزندانی به نام*های اروس(خدای عشق) و هارمونیا (الههٔ تناسب) و دو پسر دوقلو به نام*های فوبوس (ترس) ودیموس (وحشت)، به دنیا آورد.
    عشق*های دیگر وی، طبق اسناد و مدارکی در میان اساطیر، حقیقت ندارند و کسانی چون ائوس و آئروپ معشوقه*های یاران آرس می*باشند.

  5. #23
    مدیر انجمن THOR آواتار ها آپلود عکس
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    دی ۱۳۴۸
    نوشته ها
    651
    شماره عضویت
    439
    میانگین پست در روز
    0.04
    تشکر ها
    36
    از این کاربر 153 بار در 147 ارسال تشکر شده است.
    آفرودیته

    از ویکی*پدیا، دانشنامهٔ آزاد




    اساطیر یونان باستان

    آفرودیته یا آفرودیت (به یونانی: Αφροδίτη)، در اسطوره*های یونان فرزند پادشاه خدایان زئوس و حوری دریایی دیونه، الهه عشق، زیبایی و شور جنسی است. در اساطیر رومی با ونوس قابل قیاس است و کوپیدو پیام رسان عشق بود. او بجز زیبایی*اش صفت مشخصه*ای ندارد، اما پیوند او با باروری طبیعت ممکن است با گل*ها یا ساقه*های پیچیدهٔ گیاهان نشان داده شود. نمادهای او دلفین، نیلوفر آبی، گل رز، گوش*ماهی، فاخته، گنجشک، آینه، قو و کمربندمی*باشند.


    بر طبق روایات هزیود، آفرودیته هنگامی به دنیا آمد که اورانوس پدر تمام خدایان توسط پسرش کرونوس اخته گشت. کرونوس اندام تناسلی اورانوس را بریده و به اقیانوس انداخت که سبب ایجاد کف و حباب*هایی در اقیانوس گشت. در اینجا بود که آفروس (به معنی کف دریا) و دیته (به معنی خارج شده) به وجود آمد و آب دریا او را در حالی که سوار بر گوش*ماهی بود، به ساحل جزیره قبرس و یا به کیترا برد. از قطره*های خون اورانوس نیز الهه*های انتقام پدیدار شدند. اما بر طبق ایلیاد، اثر حماسی شاعر نابینای یونانی هومر، آفرودیته دختر زئوس و حوری دریایی دیونه به حساب می*آید. او بسیار زیبا و اعتقاد شدیدی به عشق داشت.
    آفرودیته یک زن جوان جذاب بود که لباس*های ظریف به تن می*کرد و علاقه زیادی به انداختن جواهرات داشت. مژه*هایی فر شده داشت و همیشه لبخندی در چهره دوست داشتنی او دیده می*شد و عاشق لبخند زدن بود. چشمانش همانند آسمان تابستان آبی، پوستی به سفیدی کف دریایی که از آن به دنیا آمده بود داشت و موهایی به رنگ طلایی همانند اشعه خورشید در هنگام غروب داشت. زمانی که از آب خارج شده و پا به خشکی می*زاشت، بعد از هر قدم او زیر جای پاهایش گل*هایی می*شکفتند و هنگامی که به جلسات خدایان دعوت می*شد همه به او عشق ورزیده و او را تحسین می*کردند.


    همسر هفایستوس بود اما با بسیاری از خدایان و افراد زمینی رابطه داشت و از هر کدام فرزندانی آورد. بعد از تولدش به علت زیبایی، زئوس می*ترسید که خدایان بر سر ازدواج با آفرودیته با هم به نزاع بپردازند به همین خاطر او را به همسری هفایستوس، ایزد آتش و آهنگری درآورد، اما او دلباختهٔ آرس، ایزد جنگ شد. او به سختی باور می*کرد که تا این حد خوش شانس باشد و از تمام قابلیت*های خود استفاده می*کرد تا بیشترین جواهرات را برای او درست کند. او یک کمربند زیبا از طلا با بافت جادویی و ملیله دوز برای او درست کرد. اگرچه هفایستوس، آهنگر و پیشه*وری زبردست بود، اما شل و ظاهری زشت داشت، حال آنکه آرس، زیبا و خوش*بنیه بود. آفرودیته و معشوقش مخفیانه در قصر هفایستوس دیدار می*کردند، تا آنکه روزی خورشید آن*ها را دید و ماجرا را برای ایزد آهنگر تعریف کرد. هفایستوس خشمگین شد و بلافاصله توری حیرت*انگیز ساخت که به ظرافت تار عنکبوت و به محکمی آهن بود، و چشم غیر مسلح قادر به دیدن آن نبود. وی پیش از آنکه عازم سفر پر سر و صدای خود به جزیرهٔ لمنوس شود، این تور را در اطراف تخت آفرودیته نصب کرد.
    آرس از این فرصت استفاده کرد و یک راست نزد آفرودیته شتافت. اما به محض اینکه آن*ها یکدیگر را در آغوش کشیدند، تور در اطراف آن*ها فرود آمد، و چنان آن*ها را در خود گرفت که قادر به حرکت نبودند. خورشید یکبار دیگر به هفایستوس اطلاع داد، و او شتابان به خانه بازگشت و خشم خود را خالی کرد؛ او در حالی که در آستانه در ایستاده بود، فریاد زد و از همهٔ خدایان خواست که بیایند و این زوج بی*شرم را تماشا کنند. پوزئیدون، آپولون و هرمس همگی وارد شدند و پیشنهادی مبنی بر اینکه آرس باید جریمه*ای را که زناکاران به شوهران می*پردازند به هفایستوس بپردازد. پوزئیدون هفایستوس را ترغیب کرد که آن*ها را آزاد کند و سرانجام هنگامی که پوزئیدون آنچه را که آرس قبول کرده بود بپردازد تضمین کرد، هفایستوس قبول کرد و زنجیرها را گشود. این جفت بداقبال در بدنامی گریختند، آرس به تراس رفت و آفرودیته آشفته، به پافوس، پناهگاه خود در قبرس رفت و در آنجا سه خواهر که الهه بودند او را حمام کردند، بر تنش روغن مالیدند و لباسی زیبا بر او پوشانیدند، به طوری که بار دیگر چنان دلربا شد که چشم*ها را خیره می*کرد.
    آفرودیته معشوقه*های بسیاری در میان ایزدان و افراد زمینی داشت، از جمله معروف*ترین معشوقه زمینی او شاید آدونیس باشد. او همچنین با آرس خدای جنگ به صورت پنهانی رابطه عاشقانه داشت. برخی از فرزندان او عبارتند از اروس، انتروس، هایمنایس و آینیاس با معشوق تروایی خود آنخیسس. او توسط خاریتس همراهی می*شد.
    در ماجرای اعطای «سیب زرین»، به پاریس، وعدهٔ زیباترین دختر زمین، هلن را داد که موجب آغاز جنگ تروا شد.

  6. #24
    مدیر انجمن THOR آواتار ها آپلود عکس
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    دی ۱۳۴۸
    نوشته ها
    651
    شماره عضویت
    439
    میانگین پست در روز
    0.04
    تشکر ها
    36
    از این کاربر 153 بار در 147 ارسال تشکر شده است.
    پوزئیدون

    از ویکی*پدیا، دانشنامهٔ آزاد




    پوزئیدون (به یونانی: Ποσειδων ,Poseidôn)، در اساطیر یونان خدای نام*های بسیاری از جمله دریاها، رودخانه*ها، سیل، خشکسالی، زمین لرزه و اسب*ها بود، اما او به خدای دریاها شهرت دارد و محافظ تمامی آب*ها است. او قابل قیاس با نپتون در اساطیر روم است ولی نباید این دو را با هم اشتباه گرفت.پوزئیدون فرزند کرونوس و رئا، یکی از دوازده ایزد المپ*نشین پانتئون و در بین آن*ها یکی از شش فرزندی بود که بالاخره توانست قدرت*های دنیا را تقسیم کند. برادران و خواهران او عبارتند از: هستیا، دیمیتر، هرا، هادس و زئوس. تقسیم بندی جهان بین او و برادرانش زئوس و هادس رخ داد. پوزئیدون فرمانروای دریاها شد، زئوس فرمانروای آسمان و دنیای زیرین هم نصیب هادس شد. نام*های الوهیت دیگری که به پوزئیدون نسبت داده شده عبارتند از خدای زمین لرزه*ها و اسب*ها. نمادهای مرتبط با پوزئیدون عبارتند از: دلفین، نیزه سه*شاخ و سه ماهی چنگک دار نیزه*ای. پوزئیدون اغلب از نیروهای خود مانند زمین لرزه، آب و اسب*ها برای ترساندن و مجازات مردم بعنوان انتقام از آن*ها استفاده می*کرد. او یکی از سرپرستاران پیشگوی معبد دلفی بود و بطور گسترده توسط دریانوردان مورد پرستش قرار می*گرفت.
    پوزئیدون در بکاربردن قدرت خود بر روی زنان همانند برادر خود زئوس بود. او معشوقه*های بسیار داشت و پدر فرزندان بیشماری بود. پوزئیدون با آمفیتریت (یکی از پنجاه حوری دریایی که دختران نرئوس و اوکئانوس بودند) ازدواج کرد، و حاصل این پیوند یک نیمه انسان و نیمه ماهی به نام تریتون بود. او همچنین مدوسا(یکی از گورگونها) را نیز حامله کرد تا کریسائور و پگاسوس (اسب بالدار) را دنیا آورد. تجاوز به آیترا توسط پوزئیدون بدنیا آمدن تسئوس را به همراه داشت؛ او بعد از تجاوز به کاینئوس او را به درخواست خودش به یک مرد تبدیل کرد. تجاوز بعدی آمیمونه را گرفتار خود کرد، وقتی او سعی داشت از دست ساتیر فرار کند و پوزئیدون او را نجات داد. دیگر فرزندان پوزئیدون شامل: ایمولپوس، پولیفموس (یکی از سیکلوپها)، اوریان، شاه آمیکوس،پروتئوس، آگنور و بلوس از ائوروپه، پلیاس و پادشاه مصر بوسایرس بودند. او با خواهر خود دمتر نیز رابطهٔ عاشقانه داشته است و هنگامی که خود را به شکل یک اسب نر درآورده بود، با او نزدیکی نمود.


    یکی دیگر از داستان*های بدنام پوزئیدون حاصل رقابت او با الههٔ عقل و خرد، آتنا، بر سر شهر آتن بود. پوزئیدون بعد از آتنا دومین ایزد پراهمیت در شهر آتن به شمار می*رفت و برای فریفتن دل*های مردم شهر، نیزهٔ سه شاخ خود را بر روی زمین پرتاب کرد و باعث بوجود آمدن بهار در آکروپولیس شد، اگرچه دست آخر آتنا به سبب دادن درخت زیتون به مردم آتن در این نبرد پیروز شد. پوزئیدون از این تصمیم خشمگین شد و دشت*های آتن را غرق سیلاب کرد. سرانجام، آتنا و پوزئیدون با آمیختن نیروهای یکدیگر با هم متحد شدند. با وجود اینکه پوزئیدون خدای اسب*ها بود، آتنا اولین ارابه را درست کرد. همچنین آتنا اولین کشتی را ساخت تا بر روی دریایی که پوزئیدون فرمانروای آن بود حرکت کند.


    دریانوردان برای داشتن سفری مطمئن به او متکی بودند و او را پرستش می*کردند و بسیاری از مردم اسب*های خود را به نشانهٔ قدردانی و احترام به او با غرق کردن آن*ها قربانی می*کردند. او در اعماق اقیانوس*ها در قصری ساخته شده از مرجان و جواهرات زندگی می*کرد و سوار بر ارابه*ای می*شد که توسط هیپوکَمپِس ها کشیده می*شدند. اما پوزئیدون بسیار بد خلق بود و خلق و خوی او گاهی اوقات منجر به خشونت*هایی می*گردید. هنگامی که از روحیه خوبی برخوردار بود، سرزمین*های جدیدی در آب*های آرام خلق می*کرد و در مقابل وقتی خلق و خوی بدی داشت، نیزه سه*شاخ خود را به طرف زمین پرتاب می*کرد که باعث ایجاد زمین لرزه، چشمه*های متلاطم، خسارت به کشتی*ها و غرق شدن انسان*ها می*گردید.
    بر طبق نوشته*های پوسانیاس، پوزئیدون قبل از آپولون، یکی از سرپرستاران پیشگوی معبد دلفی بود.
    پوزئیدون با همکاری آپولون دیوارهای تروا را در ازای پاداشی برای شاه لائومدون ساختند و از این رو تروا، نپتونیا پرگاما نام گرفت. اما وقتی ساخت دیوار به اتمام رسید، لائومدون مزدشان را نپرداخت و حتی آن*ها را تهدید کرد، چون به دیواری که یونانیان در اطراف کشتی خود ساخته بودند حسد می*ورزید. پوزئیدون نیز در عوض هیولایی دریایی را به شهر فرستاد که لائومدون، دخترشهسیونه را به عنوان قربانی پیشکش هیولا کرد تا آن را ببلعد، اما هراکلس هسیونه را نجات داد و هیولا را از بین برد. در طرف دیگر آپولون نیز برای انتقام تروا را به طاعون مبتلا کرد.

  7. #25
    مدیر انجمن THOR آواتار ها آپلود عکس
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    دی ۱۳۴۸
    نوشته ها
    651
    شماره عضویت
    439
    میانگین پست در روز
    0.04
    تشکر ها
    36
    از این کاربر 153 بار در 147 ارسال تشکر شده است.
    دمتر

    از ویکی*پدیا، دانشنامهٔ آزاد





    دِمِتِر (به یونانی: Δημήτηρ Dēmḗtēr)، رب النوع در اساطیر یونانی، یکی از دوازده ایزد المپ*نشین و الههٔ حاصلخیزی زمین، حبوبات و نان است. فرزند کرونوسو رئا بود و از برادرش زئوس، صاحب دختری به نام پرسفونه شد. او به بشر هنر کاشت و برداشت را آموخت تا بالاخره بتوانند به زندگی عشایری خود پایان دهند. به این ترتیب، دِمِتِر همچنین ایزدبانوی برنامه*ریزی*های جامعه به شمار می*رفت و در میان مردمان روستایی بسیار محبوبیت داشت. به عنوان یکی از الهه*های حاصلخیزی، او برخی مواقع با گایا و رئا و همچنین سرس در اساطیر روم، قابل قیاس بود.
    وقتی که هادس، پرسفونه را دزدید دمتر برای بازگشت دخترش بسیار تلاش کرد، تا این که هادس قبول کرد که پرسفونه را پس بدهد ولی قبل از آن به او اناری تعارف کرد و پرسفون سه دانه از آن انار را خورد و بر طبق قانون هرکس چیزی از دنیای زیرین بخورد محکوم به زندگی در آن جا می*شود، اما باز هم دمتر از تلاش باز نایستاد و بالاخره قرار شد که پرسفون شش ماه از سال را روی زمین و پیش مادرش زندگی کند و شش ماه از سال را زیرزمین و نزد شوهرش زندگی کند؛ که در آن شش ماهی که روی زمین است، مادرش دمتر خوشحال است و فصل بهار و تابستان را باعث می*شود، و شش ماهی را که در دنیای زیرین است، دمتر ناراحت است و فصل پاییز و زمستان را باعث می*شود.
    دِمِتِر در آثار هنری باستان، به مانند زنی جدی (معمولاً نشسته)، که اغلب خوشهٔ گندمی به دست داشته و تاج گلی نیز به سر دارد، به تصویر کشیده می*شد. تندیس مشهور او که توسط کنیدوس در اواسط قرن چهارم پیش از میلاد ساخته شده*است. نمادهای مرتبط با او میوه*های زمینی و مشعل می*باشد، که احتمالاً مشعل اشاره به جستجوی او برای دخترش پرسفونه دارد. حیوانات مقدس او، مار (موجودی مرتبط با زمین) و خوک (نماد دیگری از حاصلخیزی) بودند.

  8. #26
    مدیر انجمن THOR آواتار ها آپلود عکس
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    دی ۱۳۴۸
    نوشته ها
    651
    شماره عضویت
    439
    میانگین پست در روز
    0.04
    تشکر ها
    36
    از این کاربر 153 بار در 147 ارسال تشکر شده است.
    زئوس

    از ویکی*پدیا، دانشنامهٔ آزاد



    زئوس (به یونانی: Ζεύς) در اساطیر یونانی، پادشاه خدایان و فرمانروای تمام زیارتگاه*های واقع در کوه المپ است. او کوچکترین فرزند کرونوس و رئا از نژاد تایتان*ها، بود. معادل آن در اسطوره*های رومی ژوپیتر و در دین کرتیان ولخانوس است. نام زئوس مربوط است به کلمهٔ یونانی dios به معنی «درخشان». واژه زئوس با بخش نخست واژه لاتین ژوپیتر Jupiter و واژه مورد کاربرد برای روز پیوند دارد. زئوس ایزد آسمان رخشان و نیز توفان به شمار می*رفت و هم بدین دلیل سلاح او آذرخش بود که آن را به سمت کسی که او را ناخشنود کرده، پرتاب می*کرده*است. یکی از مواردی که او را بسیار خشمگین می*کرد دروغگویی و پیمان*شکنی بوده*است. از دیگر نشانه*های او می*توان به عصای سلطنتی، بلوط، عقاب و سپرش (ساخته شده از پوست بز آمالتئا) اشاره کرد.



    کرونوس، پدر زئوس، شنیده بود که توسط یکی از فرزندانش سرنگون خواهد شد. به همین دلیل فرزندان خود را می*بلعید. اما زئوس که فرزند ششم بود توسط رئا و گایا نجات پیدا کرد. رئا سنگ بزرگی را قنداق پیچ کرده و به کرونوس داد، وی نیز که فکر می*کرد این سنگ بزرگ زئوس است آن را بجای زئوس بلعید. رئا نیز از این فرصت استفاده کرده و او را به غاری در کوه*های دیکتی واقع در کریت برده و مخفی نمود. در آنجا بزی مقدس به نام آمالتئا زئوس را شیرخورانده و بزرگ می*کرد که بعدها او به عنوان پرستار زئوس شناخته می*شد. سپس زئوس با کرونوس و دیگر تیتان*ها وارد جنگ شد و آن*ها را شکست داد و پدر را سرنگون کرد. بچه*های بلعیده شده را توسط معجونی از مس تند و شراب که متیس ساخته بود از شکم کرونوس بیرون آورد و به همراه آن*ها کرونوس را تا ابد در تارتاروس زندانی کرد. سپس با برادرانش براساس قرعه، فرمانروایی عالم را میان خود تقسیم کردند. زئوس فرمان*روای آسمان و زمین شد، پوزئیدونفرمانروای دریاها و جهان زیرزمینی هم نصیب هادس شد.



    زئوس جوانترین فرزند رئا و کرونوس بود. او بزرگترین فرمانروای کوه المپ و معبد تمام خدایانی که در آنجا بنا شده بودند، بود. با بودن بزرگترین حکمفرما او قانون، عدالت و معنویت را تعیین می*نمود، و این مسئله او را رهبر روحانی خدایان و انسان*ها نمود. زئوس خدای آسمان*ها و ملکوت اعلاء بود و خدای باران و آورندهٔ ابرها که بر آذرخش یا صاعقهٔ هراس انگیز نیز فرمان می*راند. قدرتش برتر از قدرت تمامی خدایان دیگر بود. در داستان ایلیاد وی به خانواده*اش چنین می*گوید: «من قدرتمندترین هستم. بیازمایید تا بر شما آشکار شود. طنابی از طلا به آسمان ببندید و آن را استوار نگه دارید، تمامی خدایان و الهه*ها. شما نمی*توانید زئوس را فرود آورید. اما من اگر بخواهم شما را به زیر بکشم، آنگاه خواهم توانست. من طناب را به کنگرهٔ اولمپ استوار می*بندم و همه در هوا آویزان خواهند ماند، آری، هم زمین و هم دریا.» با وجود این، زئوس نه قادر متعال بود و نه دانای کل. هم می*شد با او به مخالفت برخاست و هم او را فریفت. در ایلیاد پوزئیدون، و نیز هِرا، او را می*فریبند. گهگاه سخن از این می*رود که قدرت مرموز و اسرار آمیز، یعنی سرنوشت یا تقدیر از زئوس نیرومندتر بوده*است. هومر هِرا را بر می*انگیزد تا با لحنی سرزنش آمیز از او بپرسد که آیا می*تواند انسانی را که تقدیر محکوم به مرگ کرده*است دوباره زنده کند یا نه؟
    انتظار بر آن بود که همسر زئوس کاملاً در حد مقام وی باشد و هم بدین دلیل در اسطوره*ها از دیونه مادر آفرودیته به عنوان همسر او یاد شده است. نام دیونه مترادف زئوس و در زبان لاتین ژونو و در زباناتروریایی یونی Uni است. اما غالباً در اساطیر همسر زئوس همانا هرا و نام او به معنی قهرمان بانو است و این عنوان مقامی در خور همسر پادشاه خدایان است. هرا در آرگوس کیش ویژه خود را داشت و بی*تردید بازمانده ایزدبانوی مادر یونانی بود. طبق افسانه، متیس الهه پروا اولین همسر زئوس بود که آتنا، ایزدبانوی عقل و خرد را برای او به دنیا آورد. او همچنین با هرا که خواهرش نیز بود، ازدواج کرد. هرا برای او آرس، هفایستوس، هبه و ایلی*ثیا را به دنیا آورد. اما به خاطر داشتن ماجراهای عشقی فراوان او از معشوقه*هایش فرزندان بسیاری داشت. هنگامی که او لدا ملکهٔ اسپارت را فریفت، خود را به شکل یک قوی زیبا درآورد و از تخمی که لدا به عمل آورد دو جفت فرزند دوقلو به دنیا آمدند: کستور و پولیدوسز و کلیتمنسترو و هلن تروایی، لتو برای او دوقلوهای آپولون و آرتمیس را به دنیا آورد، ازآلکمنه صاحب هراکلس نام*آورترین پهلوان یونانی شد، دمتر که مادر پرسفونه بود، ائوروپه که برایش مینوس، رادامانتوس و سارپدون به دنیا آورد و...
    اورا سمبول یا نماد عاشق پیشگی و نرد عشق باختن با زنان بی*شمار و حیله گری*های گوناگون برای پنهان ساختن خیانت*هایی که به همسرش می*کرد معرفی کرده*اند. در برابر این پرسش که چرا این کردارها را به سرور و فرمانروای کل خدایان نسبت داده*اند، محققان و دانش پژوهان گفته*اند که زئوسی که در آوازها و داستان*ها از او یاد می*شود آمیزه*ای است از تمامی خدایان. هرگاه پرستش وی به شهری می*رسید که خود خدایان فرمانروا داشت، آن دو به تدریج در هم ادغام می*شدند. همسر آن خدا نیز به زئوس می*رسید. اما نتیجه ناخوشایند بود و یونانیان ادوار بعد این گونه عشقبازی و شهوترانی بی*پایان را نپسندیدند.


    پیکرهٔ زئوس
    فیدیاس آتنی، در حدود سال ۴۳۵ پیش از میلاد، این مجسمهٔ ۱۲ متری را ساخته و زینت نیایشگاه زئوس درالمپیا کرد. این مجسمه که یکی از عجایب هفتگانهٔ دنیای قدیم شناخته می*شد، بعدها دزدیده شد. تصویر فوق نقاشی سده ۱۶ از این مجسمه*است.




    فرمانروایی زئوس خالی از تهدید نبود. افیئالتس و اوتوس، دو غولی که با نام آلودز شناخته می*شدند سعی کردند تاج و تخت زئوس را سرنگون کنند. آن*ها هر سال یک ذراع (واحد اندازه*گیری در باستان که برابر بود با فاصله آرنج تا نوک انگشت وسط یا حدوداً ۴۴ سانتی*متر) در عرض و یک فاتوم در ارتفاع رشد می*کردند. وقتی نه ساله شدند اندازه*ای برابر با نه ذراع در عرض و نه فاتوم در ارتفاع داشتند و بدین سبب برای نبرد با ایزدان مصمم شدند. آن*ها سپس با قرار دادن کوه*های اوسا بر روی المپ، و نهادن کوه پلیون بر روی اوسا موفق به صعود به آسمان*ها و تهدید المپ*نشینان شدند. آن*ها اعلام کردند با پرکردن دریا بوسیلهٔ کوه*ها، زمین*های خشک را بوجود می*آورند. افیئالتس از هرا و اوتوس از آرتمیس خواستگاری کرد و آرس را به زنجیر کشیدند. اما هنگامی که قصد داشتند به آرتمیس حمله کنند و او نیز توان مقابله با آن*ها را نداشت، برادرش آپولون گوزنی بین آن*ها فرستاد. این مسئله باعث شد آن*ها دیوانه*وار خشمگین شوند و یکدیگر را بکشند. در نسخه*های دیگر این افسانه چنین آمده که آرتمیس مسئول مرگ آن*ها بود. آرتمیس خود را به شکل گوزنی درآورد و خود را به میان آن*ها نهاد و دو برادر برای کشتن گوزن تیرهای خود را به سوی او پرتاب کردند که به یکدیگر اصابت کرده و کشته شدند. دو برادر در دنیای زیرین مجازات شدند، آن*ها توسط مارها، پشت به پشت به ستونی بسته شدند. میان آن*ها جغدی نیز بر روی ستون قرار داشت.
    گیگانت*ها هیولاهایی بودند که تعداد آن*ها صدنفر برآورد شده است. آن*ها به دستور گایا برای باز پس گرفتن سلطنت و قدرت تیتان*ها به زئوس و دیگر المپ*نشینان حمله کردند. بعد از اینکه پیشگویی شده بود هیچ*یک از گیگانت*ها بدست ایزدان از بین نخواهند رفت و برای شکست دادن هیولاها به یک فانی نیاز است، المپ*نشینان از هراکلس تقاضای کمک کردند و با همکاری یکدیگر توانستند آن*ها را شکست دهند.



    سپس نوبت به اژدهای تایفون رسید تا با نفس آتشینش به آسمان*ها حمله کند. این هیولای ترکیبی که چشمانش همانند آتش برق می*زدند، ظاهری شبیه به انسان داشت اما از کمر به پایین بدن او از افعی*ها پوشیده شده بود. تمام این مشکلات از شکست خوردن گیگانت*ها بدست المپ*نشینان و خشمگین*تر شدن گایا ناشی می*شد. گایا به تارتاروس رفته و تایفون را به دنیا آورد که از تمام فرزندان او در اندازه و قدرت برتری داشت. تایفون از همه کوهستان*ها بزرگ*تر بود و سر او اغلب به ستارگان بر می*خورد و وقتی دست*هایش را باز می*کرد یکی به مشرق و دیگری به مغرب می*رسید و بجای انگشتان یکصد سر اژدها داشت، و دارای بال بود و از چشمانش آتش بیرون می*زد و تیفون آنقدر وحشتناک بود که وقتی خدایان متوجه حمله او به آسمان شدند از ترس همه به مصر گریخته و شکل حیوان*ها را به خود گرفتند. در اینجا بود که زئوس از فواصل دور او را با آذرخش خود مورد حدف قرار داد و در فواصل نزدیک با سلاح داس خود به او ضربه وارد می*کرد. هنگامی که تایفون پا به فرار گذاشت، زئوس او را تا کوه*های کاسیوس تعقیب نمود. اما تایفون داس را از چنگ زئوس درآورد، تاندون*های دست و پای او را قطع کرده و او را بر روی شانه*های خود گذاشت و از طریق دریا به غاری در سرزمین کیلیکیه حمل کرد. همچنین او تاندون*های مفاصل او را در پوست خرس پنهان کرد که توسط ماده غولی محافظت می*شد. در این هنگام بود که هرمس به نجات زئوس شتافت و به صورت نوازنده*ای دوره*گرد نزدیک او می*شود و تایفون را فریب می*دهد و تاندون*ها را برای تعمیر سازش از او می*گیرد؛ و زئوس هم نیروی خود را باز می*یابد و با استفاده از تیرهای آذرخش، او را از بین می*برد.
    در جنگ تروا پس از آن*که با شکست پاریس از منلائوس از سپاه یونانیان، جنگ به ظاهر پایان می*یابد، خدایان در المپ شورایی برپا می*کنند و خواستار خون بیشتری می*شوند. زئوس به صلح رای می*دهد ولی چون همسرش هرا سخن به مخالفت با او می*راند، ترسان رای خود را پس می*گیرد و به نابودی تروا رضایت می*دهد.
    در هنر، معمولاً زئوس به مانند یک مرد میان سال همراه با ریش اما دارای چهره*ای جوان و دارای نیرو تصویر می*شد. او بسیار شاه*وار و با ابهت به نظر می*رسید. نقاشان و هنرمندان سعی در بازسازی قدرت زئوس در کارهای خود دارند، معمولاً با دادن حالتی که گویا در حال پرتاب کردن آذرخش خود است. مجسمه*های زیادی از زئوس وجود دارد، اما بدون شک زئوس آرتمیزیوم زیباترین آنهاست. در گذشته گمان می*شد که آن پوزئیدون است، این تندیس در موزهٔ ملی باستان*شناسی آتن قابل دیدن است.




    تندیس زئوس (موزه باستان*شناسی استانبول)

  9. #27
    مدیر انجمن THOR آواتار ها آپلود عکس
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    دی ۱۳۴۸
    نوشته ها
    651
    شماره عضویت
    439
    میانگین پست در روز
    0.04
    تشکر ها
    36
    از این کاربر 153 بار در 147 ارسال تشکر شده است.
    هرا

    از ویکی*پدیا، دانشنامهٔ آزاد




    هرا (به یونانی: Ἥρα)، در اساطیر یونانی، الهه آسمان*ها و ملکه ایزدان المپ است.


    هرا دختر بزرگ کرونوس و رئا از نژاد تیتان*ها، و در عین حال خواهر و همسر زئوس، ایزد ایزدان اساطیر یونان بود. او از برادرش صاحب فرزندانی شامل; آرسخدای جنگ، هبه الهه جوانی، هفایستوس ایزد آتش و آهنگری و ایلیتویا الههٔ وضع حمل شد. او عمدتاً به عنوان الهه ازدواج و زایش پرستش می*شد. او زنی سخت*گیر و بسیار حسود بود و معشوق*های زئوس را به شدت آزار می*داد. گفته می*شد بکارت هرا هر سال با شستشوی خود در چشمه کاناتوس دوباره احیا می*شد. هرا الهه*ای بسیار زیبا بود و به ظاهر خویش اهمیت می*ورزید و همچنین به داشتن چشمانی درشت و زیبا که شاید به حیوان مقدس او گاو مرتبط باشد، شهرت داشت. او با ایزدبانوی یونو در اساطیر روم باستان قابل قیاس است و ماه ژوئن (محبوب*ترین ماه برای ازدواج) را به افتخار او نامگذاری کرده*اند. گاو و طاووس برای او حیوان*هایی مقدس بودند.



    هرا به داشتن حسادت*های فراوانش نسبت به فرزندان و معشوقه*های دیگر زئوس شهرت داشت، و در رأس قربانیان حسادت*های او، هراکلس قرار دارد. او به قدری از این پهلوان نفرت داشت که از هر فرصتی برای آزار رساندن به او استفاده می*کرد و حتی نامش به معنای «شکوه هرا» به منظور خشنودی هرا برای او انتخاب شده بود. این هرا بود که پهلوان را به جنون دچار کرد و باعث شد برای کفاره گناه خود دوازده مأموریت دشوار را پشت سر بگذارد. او همچنین در حین گذراندن این وظایف، همه کارها را برای او سخت*تر می*کرد. هنگام بازگشت هراکلس از جنگ تروا، او را دچار طوفانی کرد و بدین سبب از طرف زئوس مورد مجازات قرار گرفت. اما پس از مرگ هراکلس، آتش خشم هرا فروکش کرد و او در المپ با دختر هرا، هبه الهه جوانی ازدواج کرد.


    در جنگ تروا از یونانیان جانب*داری کرد و زمانی که زئوس به صلح حکم داد با او مخالفت کرد و قول داد اگر زئوس با نابودی تروا موافقت کند، اجازه می*دهد زئوس موکنای و آرگوس و اسپارت را با خاک یکی کند پس جنگ تشدید شد

  10. #28
    مدیر انجمن THOR آواتار ها آپلود عکس
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    دی ۱۳۴۸
    نوشته ها
    651
    شماره عضویت
    439
    میانگین پست در روز
    0.04
    تشکر ها
    36
    از این کاربر 153 بار در 147 ارسال تشکر شده است.
    هرمس

    از ویکی*پدیا، دانشنامهٔ آزاد




    اساطیر یونان باستان


    هِرمِس (به یونانی: Ἑρμῆς) در اساطیر یونانی، پیام*رسان المپ نشینان، فرزند پادشاه ایزدان زئوس و مایا، دختر اطلس و یکی از پلیادس*ها است. هرمس در ابتدا ایزد موسیقی و خالق ساز چنگ بود، همچنین ایزد چوپان*ها، بازرگانانی، اندازه و وزن، سخنرانی، ادبیات، ورزشکاری و دزدی به شمار می*رفت. از صفات و نمادهای او می*توان به خروس، لاک*پشت زمینی، چوب*دستی، کیف پول، صندل*های بالدار و کلاه آفتاب*گیر اشاره کرد. هرمس به شکل جوانی خوش سیما، بدون ریش و تنومند و یا به شکل مردی سالخورده دارای ریش به تصویر کشیده می*شد.


    هرمس سریع و حیله*گر بود، بدین سبب قادر به رفت*وآمد سریع بین جهان انسان*ها و جهان ایزدان بود و نقش پیام*رسان ایزدان و واسطه*ای میان انسان*های فانی با المپ نشینان به حساب می*آمد. با توانایی آزادانه سفر کردن بین جهان*ها، همچنین وظیفه راهنمایی ارواح مردگان به دنیای زیرزمینی و پنج رودخانه را بر عهده داشت. او گاهی اوقات دیگر ایزدان را فقط برای سرگرمی و یا محافظت از انسان*ها فریب می*داد. او همچنین حامی مسافران، دزدها و ورزشکاران نیز بود و پهلوانانی مانند اودیسئوس و پرسئوس را در مأموریت*هایشان راهنمایی می*کرد. او قابل قیاس با مرکوری در اساطیر روم باستان است، که اگرچه به نظر می*رسد از اتروسک سرچشمه گرفته باشد، اما ویژگی*های مشابهی با یکدیگر دارند همانند حامی و پشتیبان بازرگانی و تجارت.
    بر طبق افسانه*ها، او درون غاری بر کوه سیلنا، در آرکادیا متولد شد. زئوس، مایا را در تاریکی شب و در حالی که تمام ایزدان در خواب به سر می*بردند، باردار نمود. با فرارسیدن بامدادی شگفت*انگیز، او متولد شد. مایا او را در قنداقش پیچید و سپس به سرعت خوابید. با این حال، هرمس خود را از قنداق رها کرد و بهتسالی فرار نمود. او با دزدیدن گاوهای برادرش آپولون و کشتن آن*ها از روده*های آن*ها اولین چنگ را ساخت. او سپس به غار بازگشت و به قنداقش برگشت. وقتی آپولون متوجه شد از او دزدی شده، به مایا اعتراض کرده که این هرمس بوده که گاوهای او را به سرقت برده است. مایا نگاهی به هرمس انداخت و گفت، این امکان ندارد و او هنوز در قنداقش پیچیده است. در اینجا بود که زئوس قدرتمند مداخله کرد، او تمام مدت مشغول تماشای هرمس بود و به او دستور داد گاوها را به آپولون بازگرداند، اما مجازاتش نکرد. در زمانی که این بحث ادامه داشت، هرمس شروع به نواختن چنگ کرد. در ابتدا این امر خشم آپولون را برانگیخت اما بعد از شنیدن صدای چنگ نظرش عوض شد و چنگ را در ازای گاوهایش با خود برد. آپولون بعدها استاد این ساز زهی شد و آن را به یکی از نمادهای خود تبدیل کرد.
    پسر هرمس پان خدای نی پان بود. مادر پان یک نیمف دریایی بود. نماد اداره پست در یونان بر اساس این ایزد است.

  11. #29
    مدیر انجمن THOR آواتار ها آپلود عکس
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    دی ۱۳۴۸
    نوشته ها
    651
    شماره عضویت
    439
    میانگین پست در روز
    0.04
    تشکر ها
    36
    از این کاربر 153 بار در 147 ارسال تشکر شده است.
    هستیا

    از ویکی*پدیا، دانشنامهٔ آزاد



    هِستیا (به یونانی: Ἑστία) در اساطیر یونانی، ایزدبانوی باکرهٔ خانه و کانون خانواده، آتشدان و معماری بود. او بزرگ*ترین خواهر زئوس، و همچنین بزرگترین دختر کرونوس و رئا به شمار می*رفت. در تمام مراسم خانوادگی قربانی*ای برای او انجام می*شد. هستیا یکی از سه الههٔ بزرگ نسل اول المپ نشینان (هرا،دمتر و هستیا) بود که در کنار برادرانش زئوس، پوزئیدون و هادس فرزندان کرونوس و رئا بودند. او به عنوان الههٔ اجاق خانواده مسئول پخت و پز نان و آماده*سازی غذا برای خانواده را بر عهده داشت. او در اصل یکی از دوازده ایزد المپ*نشین بود و هیچ تاج و تختی نداشت، اما جای خود را به هفائستوس (در روایاتی دیونیسوس) داد تا به مراقبت از آتش مقدس اجاق المپ بپردازد. هِستیا مهربانترین ایزدبانو در میان المپ نشینان است. او قابل قیاس با وستا دراساطیر روم باستان است.


    در روایتی آمده که او چنان برای برقراری رابطه از سوی پوزئیدون و آپولون تحت فشار قرار گرفت که به سر زئوس قسم یاد کرد بکارتش را تا ابد حفظ کند. در یکی از روزها، نزدیک بود توسط ایزد صغیر حاصلخیزی پریاپوس مورد تجاوز قرار گیرد، اما توسط خری نجات پیدا کرد. او زمانی که می*خواست با هستیا در حال خواب بیامیزد، صدای خر باعث از بین رفتن نعوظ آلتش و همچنین بیدار شدن هستیا و فرار او شد.
    هستیا از سوی عموم مردم پرستش نمی*شد و این به سبب فقدان معابد و زیارتگاه*های مرتبط با او بود. او بر روی تصاویر گلدان*های آتنی به شکل زنی فروتن و محجبه که برخی مواقع شاخه گلی نیز بر دست داشت به تصویر کشیده می*شد.

  12. #30
    مدیر انجمن THOR آواتار ها آپلود عکس
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    دی ۱۳۴۸
    نوشته ها
    651
    شماره عضویت
    439
    میانگین پست در روز
    0.04
    تشکر ها
    36
    از این کاربر 153 بار در 147 ارسال تشکر شده است.
    هفائستوس

    از ویکی*پدیا، دانشنامهٔ آزاد


    هفائستوس (به یونانی: Ἥφαιστος) و (به انگلیسی: Hephaestus) در اساطیر یونانی ایزد آهنگری، صنعت*گری، تندیس*گری، فلز، آتشفشان و آتش، پسر ایزد آسمان*ها زئوس و ملکهٔ ایزدان هرا است. بر اساس روایات دیگری، او هیچ پدری ندارد و هرا به طور مستقل از زئوس او را به دنیا آورده است، و این مسئله بدلیل حسادت هرا به همسرش زئوس بود که صاحب دختری به نام آتنا از زنی دیگر شده بود. با این حال درباره این داستان اختلاف نظر وجود دارد، چون اینهفائستوس بود که با تبر به سر زئوس زد و از سر شکافته زئوس، آتنا با زره کامل بیرون آمد. به عنوان آهنگر ایزدان، هفائستوس وظیفه ساخت تمامی سلاح*های ایزدان در المپ را بر عهده داشت. زئوس برای جلوگیری از نزاع بر سر ازدواج با دختر زیبایش، آفرودیته را به همسری هفایستوس درآورد. او عمدتاً در شهر آتن پرستش می*شد، اما در سایر مناطق همچون مراکز تولیدی و صنعتی یونان نیز مورد پرستش قرار می*گرفت. نمادهای مرتبط با او آتش، چکش،سندان و یک جفت انبر بودند. او قابل قیاس با وولکان در اساطیر روم باستان است.
    او به خاطر طرفداری از مادر توسط زئوس به زمین افکنده شد و لنگ شد. در آثار هومر؛ هفائیستوس فرزند زئوس و هرا و لنگ زاده می*شود و در ایلیاد به هنگامی که هرا و زئوس درباره هراکلس مشاجره می*کنند، هفائیستوس جانب مادر را می*گیرد و زئوس که از این ماجرا خشمگین است یک پای هفائیستوس را می*گیرد و او را به آسمان پرتاب می*کند و پس از این ماجرا هفائیستوس لنگ هشت سال را از جانب تتیس پرستاری می*شود. داستان رانده شدن هفائیستوس همانند طرد یک فرزند خوانده از جانب زئوس و پرستاری او از جانب تتیس، گویای پیوند این روایت با اسطوره جانشینی است و گوئی هفائیستوس خدائی است که آهنگ برانداختن زئوس را داشت. در اسطوره*ای بر گرفته از سفالی منقوش و انحصاری هفائیستوس به هنگام غیبت خود از المپ تختی از طلا می*سازد و آن را برای مادر خود به المپ می*فرستد و هرا با نشستن بر تخت نمی*تواند از روی آن برخیزد. از آن جا که تنها سازنده تخت از این راز آگاه است، خدایان دیونیسوس را به دنبال هفائیستوس می*فرستند. دیونیسوس؛ هفائیستوس را مست و آهنگر خدا سوار بر یک خر به المپ باز می*گردد و مادر را آزاد می*کند.


    در روایتی دیگر لنگ به دنیا آمد و به همین سبب از آسمان*ها رانده شد. در روایتی دیگر هفائیستوس کور و شاگرد یک رامشگر و در آهنگری او کار می*کند و در جبران ناتوانی در کاربرد چشم*ها یا که پای خود دست*ها و شانه*هایش را به کار می*گیرد و از دست دادن چشم بر اثر جرقه آهن شاید خاستگاه اسطورهسیکلوپ یک چشم است. هفائستوس صنعتگر ورزیده*ای بود و در جزیرهٔ لمنوس زندگی می*کرد.
    با بودن آهنگر و صنعت*گری ماهر، هفائیستوس سازنده اجسام فوق*العاده*ای از مواد مختلف، به ویژه فلز بود. او با کمک سیکلوپ*ها که همچنین کارکنان و دستیارهای او به شمار می*رفتند، آذرخش و عصای سلطنتی زئوس را درست کرد. او همچنین سلاح*ها و زره*های بیشماری را برای ایزدان و پهلوانان خلق کرده بود. برای آتنا، سپر ایجس را درست کرد و برای کمان ایزد عشق اروس یا کوپیدو پیکان درست نمود. ارابهٔ باشکوه و آتشین ایزد خورشید هلیوس که از صبح تا غروب با آن در آسمان*ها می*تاخت، توسط هفائیستوس ساخته شده بود. همچنین زرهٔ شکست*ناپذیر آشیل، در زمان محاصره تروا بدست او ساخته شده بود. هفائستوس، به دستور زئوس نخستین زن روی زمین را خلق کرد. او بوسیلهٔ آب و خاک اولین زن را ساخت. نام این زن پاندورا بود و در نتیجه بازکردن جعبه*ای که گفته شده بود هرگز نگشاید، مصیبت*ها را بر روی زمین پراکنده کرد.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربران برچسب زده شده

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
اکنون ساعت ۰۳:۵۸ بعد از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد..
Powered by vBulletin® Version 4.2.2
Copyright © ۱۳۹۷ vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
فارسی سازی توسط وی بی ایران
User Alert System provided by Advanced User Tagging v3.0.8 (Pro) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2018 DragonByte Technologies Ltd.


کلیه حقوق برای وبگاه کالیمدور محفوظ است.

طراحی و اجرا: Almas WD