تابلو اعلانات
تـوجــه
نمایش نتایج: از 1 به 6 از 6
  1. #1
    کاربران عضو FieryShadow آواتار ها آپلود عکس
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    فر ۱۳۹۴
    محل سکونت
    در کامپیوتر
    نوشته ها
    28
    شماره عضویت
    214
    میانگین پست در روز
    0.03
    تشکر ها
    36
    از این کاربر 86 بار در 25 ارسال تشکر شده است.
    My Mood
    Khoonsard

    داستان بازی های world of warcraft

    عنوان واضحه.
    همون طور که می دونین داستان وارکرفت به کتاب ها و کمیک ها(و در سال بعد فیلم) محدود نمیشه بلکه خیلی از اتفاقات مهم در دنیای وارکرفت در بازی ها اتفاق میافته. سه بازی اول داستان تقریبا واضحه. قسمت زیادی از داستان با کتاب ها پوشش داده شده اما قسمت خیلی زیادی از داستان که در بازی های بعدی(سری world of warcraft) در کتاب ها نیست و محدود به خود بازیه. من با استفاده از تجربه خودم توی بازی و چند تا سایت سعی می کنم خلاصه ای از داستان بازی برای شما تهیه کنم.
    اگر سوالی داشتید و یا نکته ای مهم رو جا انداختم در خدمتم.
    در 6پست اول داستان بازی ها رو قرار می دم هر پست داستان یک پچ بازی رو پوشش مید(الان پست ها رزرو شده به دلیل پخش نشدنشون. طی روز های بعد تمام تلاشمو می کنم که خیلی سریع کاملشون کنم)
    آپدیت:این پست قراره به دانشنامه تبدیل بشه کسی سؤالی داشت یا هرچیزی به خودم بگید توی اینجا فقط داستان بازی گذاشته میشه.
    خیلی شرمنده به خاطر تأخیر در نوشتن خلاصه ها دانشگاه نابودم کرد طی این چند هفته (و خواهد کرد).
    خب اول با بازی اصلی شروع می کنم.
    (این یک تایپیک دانشنامه ای هست از ارسال پست و دادن نظر بپرهیزد اگر نکته ای بود به نویسنده به صورت خصوصی ارسال کنید.)


    داستان این بازی یک سال بعد از اتفاقات کتاب cycle of hatred هست.
    ترال با دعوت کردن forsaken برای پیوستن به اورک ها، تاورن ها و ترول ها، هورد جدید قدرت گرفت. دورف ها و گنوم ها و نایت الف ها به رهبری انسان ها الینس جدیدی رو تشکیل دادند.
    بعد از اینکه پادشاه استرم ویند، واریان رین به طرز مشکوکی ناپدید میشه بلوار فوردراگون به عنوان نائب السلطنه انتخاب میشه اما دختر deathwing اونیکسیا(onyxia) که در ظاهر کاترانا پرستور، یک زن اشرافی در خاندان استرم ویند با کنترل ذهن اون حکومت رو در دست داره.
    در طول بازی پلیرهای الینس بعد از از بین بردن تعدادی از دراگون اسپاون ها برای یک کوئست به دنبال سرنخی برای اینکه چه کسی هورد سیاه رو در blackrock فرماندهی می کنه می رن و طی یک زنجیره کوئست طولانی متوجه هویت واقعی پرستور می شن اما قبل از اینکه دستگیرش کنن فرار می کنه و به کنام خودش در dustwallow marsh پناه می بره و رید onyxia's lair بوجود میاد.
    در این مورد تفاوت داستانی وجود داره پلیر ها می تونن onyxia رو به قتل برسونن ولی بلیزارد داستان کمیک وارکرافت رو تایید می کنه که نشون میده واریان onyxia رو به قتل میرسونه.
    دوستان اگر wrath of the lich king رو بازی کرده باشن onyxia بار دیگه برمی گرده اما فقط در بازی، در داستان مرده باقی می مونه.
    ragnaros که بیش از 300 سال در اعماق کوهستان blackrock فرمانروایی می کرده پلیر ها با اون مقابله می کنن و ragnaros بار دیگر به firelands فرار می کنه.
    در طبقات بالاتر کوهستان blackrock نفارین، پسر deathwing، فرمانده واقعی هورد سیاه(فرمانده تشریفاتی هورد سیاه رند بلکهند بود) نوع جدیدی از اژدها ها رو بوجود آورد معروف به chromatic dragonflight که از آزمایش برروی خون دیگر نوع اژدها ها بدست آورد. پلیرها با اون مقابله می کنن و در آخر کشته میشه. در داستان از پلیرها در این مواقع به عنوان قهرمانان azeroth یاد میشه. رند بلکهند قبل از مرگ نفارین توسط پلیرهای هورد به دستور ترال(کوئست) کشته میشه.
    در سال های قبل atal'ai مغ های ترول در تلاش بودند تا خدای خون، hakkar رو به این دنیا احضار کنن ولی متوجه شدند که فقط در پایتخت جنگل های قبیله gurubashi، شهر zul'gurub این امکان وجود داره. بعد از تلاش های زیاد اونها موفق به احضار hakkar شدن و hakkar کنترل قهرمانان حیوانی gurubashi رو بدست گرفت. در بازی پلیرها با اون در شهر zul'gurub مقابله می کنن و کشته میشه.(باز هم قهرمانان azeroth )
    معبد ahn'qiraj خونه ریس جدیدی از حشرات-انسان ها (ترجمه من درآوردی insectoid ) به نام qiraji شده بود. qiraji ها حمله سنگینی به سرزمین های کالیمدور وارد کردن و طی event سنگینی که لازم بود از هر دو طرف، الینس و هورد، کوئست ها و کار های مختلفی انجام میشد. در نهایت دروازه ahn'qiraj باز شد و در آخر پلیرها در اعماق معبد ahn'qiraj با خدای قدیمی، c'thun مقابله کردن. در این مورد این که خدا کاملا از بین رفته اطلاع دقیقی ندارم ولی می دونم توسط قهرمانان بدن c'thun از بین رفته.
    و در آخر kel'thuzad دژ naxxramas رو در بالای استرت هلم مستقر کرد و به شمال eastern kingdoms حمله کرد. خلاصه می کنم طی یک event و کوئست های فراوان،قهرمانان kel'thuzad می کشن. به خاطر اینکه kel'thuzad یک لیچ بود، روحش از بین نرفت و می تونست با استفاده از شی جادویی به اسم phylactery به زندگی برگرده. پلیرها phylactery رو پیدا می کنن اما به دلیل خیانت یکی از مقامات argent dawn، شی (phylactery ) به northrend فرستاده شد که امکان به زندگی برگشتن kel'thuzad رو فراهم می کنه.
    ویرایش توسط amirmitso : ۶ام اردیبهشت ۱۳۹۴ در ساعت ۰۶:۰۸ بعد از ظهر

  2. 12 کاربر مقابل از FieryShadow عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .

    amirmitso (۶ام اردیبهشت ۱۳۹۴),Arthas Menethil (۱۰ام فروردین ۱۳۹۴),black (۱۴ام فروردین ۱۳۹۴),durotan frostwolf (۱ام اردیبهشت ۱۳۹۴),fix52 (۱۶ام تیر ۱۳۹۵),Fox (۱۰ام فروردین ۱۳۹۴),irooni (۱۰ام فروردین ۱۳۹۴),MaF (۱۶ام فروردین ۱۳۹۴),paradoxy (۱۶ام فروردین ۱۳۹۴),ZooDiaC (۲۸ام اردیبهشت ۱۳۹۴),بازی خور (۱۰ام فروردین ۱۳۹۴),ترال (۱۴ام فروردین ۱۳۹۴)

  3. #2
    کاربران عضو FieryShadow آواتار ها آپلود عکس
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    فر ۱۳۹۴
    محل سکونت
    در کامپیوتر
    نوشته ها
    28
    شماره عضویت
    214
    میانگین پست در روز
    0.03
    تشکر ها
    36
    از این کاربر 86 بار در 25 ارسال تشکر شده است.
    My Mood
    Khoonsard
    the burning crusade

    قبل از خلاصه این پچ بگم بهتره داستان های unbroken و blood of the highborne را خونده باشید. داستان اول مربوط به nobundo اولین شمن در الینس و داستان دوم مربوط میشه به blood knights اولین پالادین های هورد.
    به جنگ بین لژیون و نیروهای ایلیدن و نیرو های ازراث، نام جنگ outland داده شد.
    خلاصه داستان:
    doomlord kazzak که بعد از شکست دوم لژیون با باقی مانده ی نیروهایش به blasted lands عقب نشینی کرده بود، شی جادویی قدرتمندی رو پیدا می کند(این شی چی بوده معلوم نیست) و با استفاده از اون دروازه سیاه را بار دیگر باز می کند. نیرو های هورد و الینس با پشتیبانی argent dawn شیاطینی که از طرف outland به ازراث حمله می کردند رو متوقف کردند.
    ناروها به خاطر موقعیت استراتژیک outland قلعه ی tempest keep رو وارد netherstorm کردند زمانی که ناروها از tempest keep خارج شدند، keal'thas فرصت را مناسب دید که به قلعه حمله کند. قلعه به تسخیر keal'thas درامد و m'uru، نگهبان tempest keep، که خود منبعی از نور مقدس و جادو بود را به عنوان هدیه ای برای مردم silvermoon فرستاد. با قدرت درون m'uru با رهبری lady liadrin گروهی از پالادین های هورد به اسم blood knights شکل گرفت. lorthemar theron در غیاب شاهزاده شان به عنوان نائب السلطنه انتخاب شده بود متحد جدیدی پیدا کرد، forsaken، که بعد از مدتی الف های خون هم به هورد پیوستند.
    در آنطرف دروازه velen با نجات یافتگان حمله هورد به shatrath که در کمپی به اسم telredor درمیان باتلاق های zangarmarsh پناه گرفته بودند و با کمک شمن های nobundo گروهی را تشکیل داد برای دزدیدن یکی از ماهواره های tempest keep به اسم exodar. الف های خون که از نقشه velen باخبر بودند exodar که درواقع وسیله ای برای فرار درنای ها بود را خرابکاری کرده بودند. در نهایت exodar در جزیره های azuremyst isle سقوط کرد. حضور دو دشمن درنای در هورد، یکی از مهمترین دلایلی بود که درنای به الینس پیوست.
    زمانی که ناروها خرابه های شهر shatrath را پیدا کردند kael'thas نیروی زیادی متشکل از الف ها، به فرماندهی 1voren'thal برای از بین بردن نارو فرستاد ولی voren'thal که قبلا در رویایی نارو a'dal2(فرمانده ناروها) را دیده بود و باور داشت زنده ماندن مردمانش به نارو وابسته است، به kael'thas خیانت کرد و گروه scryers رو تشکیل دادند. کشیش های درنای که به نارو برای بازسازی shatrath کمک کردند و به آنها نام aldor داده شد و shatrath بار دیگر پابرجاشد.
    اتحادهای جدید دلایل خوبی برای ورود به outlnad داشتند. دروازه تاریک به stormwind خیلی نزدیک بود و الف های خون در پی پیوستن به شاهزاده شان و از طرفی دیگر ارک ها برای بازگشت به سرزمین مادری شان لحظه شماری می کردند.
    در hellfire peninsula جنگی بین نیروهای لژیون و ازراثی در گرفت. تعدادی از نیروهای لژیون به illidan پیوستند و illidari را تشکیل دادند اما illidan به جای همکاری با نیروهای ازراث که هدف مشترکی برای از بین بردن لژیون داشتند، ازراثی ها را مزاحمانی برای پادشاهی اش دانست و fel horde را به فرماندهی magtheridon به جنگ با ازراثی ها فرستاد.
    به لژیون شکست سنگینی وارد شد. در آخر lord kazzak در منطقه throne of the kil'jaeden به قتل رسید.
    نیروهای الینس از دیدن پابرجا بودن honor hold و ارک های هورد از پیدا شدن نژاد اصیلشان mag'har در منطقه ی nagrand شوکه شدند. danath trollbane بعد از دو دهه هنوز فرماندهی honor hold را در دست داشت. garrosh hellscream که از نوشیدن خون mannoroth توسط پدرش افسرده شده بود و ترس از این داشت اشتباهات پدرش را تکرار کند. thrall به او گفت که چطور پدرش خود را قربانی کرد تا ارک ها بتوانند از کنترل اهریمن نجات پیدا کنند.garrosh با شنیدن این حرف ها به خودش امیدوار شد اما هنوز غرور ارکی اش همکاری با الینس را کاری ننگین می پنداشت ولی در هر صورت با thrall همراه شد.
    با ورود نیروهای ازراث به shatrath که دوتا از عجیب ترین متحدان را در یک طرف داشت، درنای و الف های خون، a'dal و خادگار که قبلا به a'dal پیوسته بود، نیروهای هورد و الینس را در جنگ با illidan رهبری کردند.
    نیروهای ازراث با از بین بردن magtheridon، منبع فل هورد، کار مقابله با illidan را آغاز کردند. gruul که فرماندهی اوگرهای blade's edge را در دست داشت در نهایت کشته شد. kael'thas که اتحاد جدیدی با kil'jaeden تشکیل داد در tempest keep شکست خورد.
    اما در خود ازراث karazhan که روزی خانه ی مدیو بود prince malchezaar ارداری قردتمند، کنترل آن را بدست گرفته بود. در آن طرف ازراث در caverns of time سیمای زمان حضور infinite dragonflight را در گذشته احساس می کند و قهرمانان را به گذشته می فرستد تا با آنها مقابله کنند.
    گروه هایی برای از بین بردن خطر نابودی خط ها زمانی به گذشته سفر کردند. مطمئن شدن از فرار ترال و بازشدن دروازه تاریک ماموریت این گروه ها بود که با موفقیت انجام شد. قهرمانان همینطور prince malchezar را شکست دادند.
    akama یکی از متحدهای illidan که از تبدیل شدن karabor معبد محبوبش به محلی برای فرماندهی illidan تبدیل شده بود به شدت ناراحت بود. همین یکی از دلایلی بود که نقشه ای طرح کند برای شکست illidan. با شکست خوردن kael'thas تنها lady vash'j بود و akama یک phylactery مربوط به یکی از لیچ هایی که در زمان حمله mount hyjal شکست خورده بود را لازم داشت تا نقشه خود را عملی کند.
    پس بار دیگر قهرمانان به caverns of time برگشتند و phylactery را بازگرداندند. lady vash'j در serpentshrine caverns کشته شد. قهرمانان با کمک akama و maiev shadowsong که akama او را آزاد کرده بود، راهی برای نفوذ به black temple پیدا کردند و در آخر illidan به وسیله akama کشته شد. بعد از آن akama قسم یاد کرد تا معبد محبوبش را بار دیگر با نور مقدس روشن نماید.
    در ازراث zul'jin با هردو طرف، هورد و الینس وارد جنگ شد. طولی نکشید که قهرمانان از outland برگشته و zul'jin را به قتل رساندند، اما
    kael'thas که از شکستش در tempest keep زنده مانده بود، به silvermoon حمله کرد و m'uru و anveena را دزدید. و به سانول فرار کرد.
    kil'jaeden با کمک kael'thas و نیروی سانول بار دیگر برای حمله دیگر به ازراث آماده می شد. درنهایت kael'thas در magister's terrace کشته شد. قهرمانان با m'uru که حالا تبدیل شده بود به void god مقابله کردند و در نهایت با خود kil'jaeden. او در sunwell plateu در مقابل قهرمانان به خاطر از خودگذشتگی anveena شکست خورد و از ازراث خارج شد. حالا که m'uru از بین رفته بود منبعی از نور مقدس برای پالادین های هورد وجود نداشت. velen با وجود اینکه الف های خون ظلم زیادی را بر مردم او تحریم کرده بودند اما او آنها را بخشید و سانول را با قلب m'uru پاکیزه کرد و نور مقدس و جادو بار دیگر برای الف های خون فراهم شد.


    1-voren'thal یکی از فرمانده های kael'thas بود که با kael'thas و illidan به outland رفت.
    2-گذشته a'dal زیاد معلوم نیست گفته میشه که a'dal بعد از بسته شدن پرتال توسط خادگار و افرادش با خادگار ملاقات کرد و با او برای بازپسگیری shatrath اقدام کرد.

    پ.ن: در مورد prince malchezaar:
    اون یک eredar قدرتمند(prince مقامی نزدیک مقام های archimonde و kil'jaeden رو میرسونه) هستش و راستش اطلاعات دقیقی در موردش نیست و شاید فقط یک باس در بازی باشه اما به دو علت اسمش رو بردم:
    اول اینکه در بازی حرف مشکوکی رو میزنه:
    All realities, all dimensions are open to me!
    که شاید به این معنیه که به دنیاهای موازی میتونه سفر کنه.
    و دوما اینکه تبر گرام gorehowl از اون دراپ میشه و حالا در دنیای موازی warlords of dreanor این احتمال وجود داره که تبر رو از اون دنیای موازی به دست آورده باشه.
    در هر صورت این امکان هم هست که فقط یک باس در بازی و تبر هم یک آیتم باشه و اصلا به داستان ربطی نداشته باشه تا پایان warlords می فهمیم.(شایدم نفهمیم. معمولا بلیزارد اینطور شخصیت ها رو یه دفعه می کشونه تو داستان lord kazzak هم کسی نبود ولی دروازه رو اون باز کرد و کار مهمی بود به همین خاطر اگر نفهمیدیم همون جا میمونه)
    ویرایش توسط amirmitso : ۲۸ام اردیبهشت ۱۳۹۴ در ساعت ۰۹:۳۷ بعد از ظهر

  4. 8 کاربر مقابل از FieryShadow عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .

    amirmitso (۶ام اردیبهشت ۱۳۹۴),black (۱۴ام فروردین ۱۳۹۴),durotan frostwolf (۱ام اردیبهشت ۱۳۹۴),ForsakeN_SylvanaS (۱۲ام فروردین ۱۳۹۴),Fox (۱۱ام فروردین ۱۳۹۴),paradoxy (۱۶ام فروردین ۱۳۹۴),بازی خور (۱۰ام فروردین ۱۳۹۴),ترال (۱۴ام فروردین ۱۳۹۴)

  5. #3
    کاربران عضو FieryShadow آواتار ها آپلود عکس
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    فر ۱۳۹۴
    محل سکونت
    در کامپیوتر
    نوشته ها
    28
    شماره عضویت
    214
    میانگین پست در روز
    0.03
    تشکر ها
    36
    از این کاربر 86 بار در 25 ارسال تشکر شده است.
    My Mood
    Khoonsard
    wrath of the lich king

    داستان این بازی بعد از کتاب night of the dragon و arthas rise of the lich king اتفاق میافته.

    اول با پیدا شدن جعبه های مشکوکی در شهرهای مهم تجارتی مثل booty bay و gadgetzan و دیگر شهرها شروع شد. به آرامی این جعبه ها به شهرهای مهم azeroth رسید و طاعون نامردگان(undead) این دفعه با گستردگی خیلی بیشتری ریشه گرفت. در اول افراد argent dawn می توانستند جلوی آن را بگیرند اما متوقف کردن آن بعد از مدت کمی نزدیک به غیرممکن رسید، به طوری که شهرهای orgrimmar،stormwind،ironforge و حتی undercity هم در خطر مهلکی بودند.1
    الینس و هورد داروسازان خود را به رهبری putress 2 به shatrath فرستادند تا از پرتال های شهر بتوانند به شهرهای مهم azeroth دسترسی داشته باشند تا بتوانند به طریقی جلوی طاعون را بگیرند یا درمانی تهیه کنند.فرمانده های زیادی از طرف لیچ کینگ به azeroth فرستاده شد. مهمترین آنها darkfallen prince tenris mirkblood که در karazhan بود، قهرمانان او و بقیه ی فرمانده ها را نابود کردند.
    بعد از مدتی حمله مستقیم scourge به شهرهای stormwind و orgrimmar صورت گرفت ولی تا آن موقع درمانی برای طاعون تهیه شده بود و با کمک argent dawn نیروهای lich king عقب رانده شد. اما این کافی نبود. arthas با اینکه جنایات وحشتناکی را مرتکب شده بود، مدت زمان زیادی به حال خود در northrend رها شده بود و حالا که نشان داده بود نه تنها یک بار،بلکه دوبار3 به راحتی به شهرهای مهم حمله کرده بود، حتما باید با او مقابله می شد. الینس و هورد کشتی های جنگی خود را حاضر کردند تا به northrend حمله کنند اما هیچ کدام از نقشه ی دیگر lich king اطلاع نداشتند.
    lich king دژ acherus که حتی قدرتمندتر از دژ naxxramas بود را در نزدیکی های eastern plaguelands مستقر کرده بود و با کمک فرمانده های قبلی naxxramas از جمله inspector razuvious, baron rivendare و در رأس آنها پسر بدنام alexander mograine darion فرماندهی دژ را در دست داشت. هدف lich king نه تنها بوجود آوردن شوالیه های مرگ از شهر جدید avalon و نه حتی کشتار بی رحمانه ی مردمانش، بلکه هدف اصلی او light's hope chapel بود، مقبره ی بسیاری از ارواح مقدس و قدرت مقدسی که در آن مکان بود.

    lich king فرمان حمله را صادر کرد ، با اینکه نیروهایش خیلی بیشتر از نیروهای argent dawn بود، نیروی مقدس شکستشان داد اما نقشه ی او باز نتیجه داد چرا که tirion fordring از نیروهای مقدس فاصله گرفته بود و حالا می توانست شخصا او را به قتل برساند. اما darion که فهمیده بود آنها صرفا طعمه ای بودند و lich king برای آنها ارزشی قائل نبود شمشیر خود، ashbringer را به tirion داد. tirion با نور مقدس قدرت واقعی شمشیر را بیدار کرد و با آن به arthas حمله کرد که منجر به عقب نشینی او به icecrown شد. بعد از آن darion نیروهای وفادار به lich king را که در دژ بودند را نابود کرد و تعدادی از آنها هم به northrend فرار کردند. darion شوالیه های مرگ را به orgrimmar و stormwind فرستاد تا به الینس و هورد بپیوندند و آنها هم به خاطر نفرینشان به دنبال انتقام به northrend رفتند.

    نیروهای warsong offensive با رهبری garrosh به borean tundra حمله کرد،درحالی که در آن طرف northrend، در howling fjord، در منطقه vengeance landing آنددها به رهبری sylvanas کمپی برپاکردند. sylvanas به دنبال انتقام از شاهزاده بود ولی garrosh این اتفاقات را فرصتی برای کسب افتخار و جنگاوری بود،thrall بیشتر برای بوجود نیامدن درگیری های بیشتر بین او و garrosh او را برای رهبری این گروه انتخاب کرد.برادر varok saurfang،broxigar که بیشتر برای آرام کردن جنگجوی بی ملاحظه به نیروها ملحق شده بود.

    الینس هم در هر دوطرف قاره نیروهای خود را مستقر کرد. در borean tundra قلعه ی valiance keep که حضور cult of the damned در آن احساس می شد. آنها گروهی از مجاهدین متعصبی بودند که lich king را خدای خود می دانستند.در آن طرف قاره وضع بدتر بود. در howling fjord، پایگاه valgarde، در مقابل حمله های سنگین vrykul مقاومت می کردند. بیشتر آنها lich king را به عنوان خدای مرگ پذیرفته بودند و حالا آنددهای جاودانه شده بودند. در قلعه ی utgarde رازهایی درباره ی اصلیت انسان ها پنهان شده بود.
    حدود 15.000 سال پیش king ymiron پادشاه vrykul ها بچه هایی که به گفته خودشان زشت و ضعیف بودند را فرمان داد که کشته بشوند. اما همه ی پدر و مادر ها فرمان را اجرا نکردند و تعدادی از آنها را از northrend خارج کردند و آنها به انسان هایی تبدیل شدند که ما آنها را اینگونه می شناسیم.
    بعد از مدتی راه به سرزمین های بعدی northrend باز شد. قهرمانان با nerubian های زنده مانده اتحادی تشکیل دادند و در زیر سرزمین dragonblight ، در پادشاهی azjul'nerub، پادشاه خائن anub'arak را شکست دادند و در ahn'kahet با کلن twilight's hammer که در خدمت volazj بی صورت بودند جنگی به راه انداختند و آنها را شکست دادند. kel'thuzad که مدتی قبل کشته شده بود، به صورتی توانسته بود به زندگی برگردد و دژ naxxramas را به Northrend بازگردانده بود و در dragonblight مستقر کرده بود.
    در grizzly hills نشانی از طاعون نبود اما حقیقت چیز دیگری بود. دست نشانده های lich king جادوگر بزرگ arugal4 را به زندگی بازگردانده بودند تا با کمک او وارگن هایی را بوجود بیاورند و با آنها به نیروهای horde و alliance حمله کنند. در جنگ با وارگن ها متوجه شدند که ترول های drak'tharon keep به وسیله نیروهای lich king بیرون رانده شده بودند و drak'tharon keep به نظر توسط نیروهای scourge رهبری می شد ولی قهرمانان tharon'ja که یکی از قدرتمندترین نیروهای ترول بود را از بین بردند و drakuru5 کسی که دستور قتل را صادر کرده بود مشخص شد که او هم به lich king خدمت می کند و قسمت زیادی از zul'drak با کمک خود قهرمانان به دست drakuru افتاد.
    قهرمانان بار دیگر به naxxramas حمله کردند و این دفعه Thelzan که قبلا به نام پدر inigo montoy شناخته می شد را هم کشتند(همان کسی که phylactery متعلق به kel'thuzad را دزدید) و نیروهای horde درخواست های putress را انجام می دادند. زمانی که abbendis فرمانده scarlet onslaught در new hearthglen به قتل رسید، نیروهای alliance و horde خود را آماده دیدند تا از طرف angrathar، دروازه خشم، حمله مستقیمی به icecrown وارد کنند.
    نیروهای warsong offensive به رهبری saurfang و 7th legion به رهبری Bolvar fordragon حمله را آغاز کردند. بعد از مدتی خود lich king وارد میدان نبرد شد. saurfang با یک ضربه ی frostmourne کشته شد و روح او در شمشیر زندانی شد ولی قبل از آنکه بقیه بتوانند کاری انجام دهند putress با سم تازه ساخته خود حمله کرد.
    putress سمی ساخته بود که نه تنها موجودات زنده بلکه آنددها را هم از بین می برد. نقشه اصلی این بود که با آن به lich king حمله کنند اما او با varimathras اتحاد جدیدی را بوجود آورده بود.varimathras کنترل شهر undercity را در دست گرفت و در جنگ putress سم را بر علیه کل نیروها استفاده کرد. lich king که سم ضعیفش کرده بود به icecrown citadel بازگشت ولی بقیه نیروها به مرگ وحشتناکی دچار شدند.
    varian wrynn و thrall برای بازپسگیری undercity نیروهای خود را بسیج کردند و به شهر حمله کردند، varimathras و putress هر دو به قتل رسیدند اما اینکه چطور ساختن سم برای putress امکان پذیر شده بود varian را خشمگین کرد. قفس هایی پر از دورف ها،انسان ها و گنوم ها که همه به عنوان موش آزمایشگاهی در نظر گرفته شده بودند. varian برای گرفتن انتقام به sylvanas و thrall حمله ور شد اما jaina نیروهای alliance را به stormwind منتقل کرد تا از جنگ جلوگیری کند ولی در هر صورت این ضربه سختی به روابط alliance و horde وارد کرد.
    ولی گذشته از جنگ alliance و هورد و lich king خطر بزرگتری azeroth را تهدید می کرد.ulduar که زندانی ساخته تایتان ها بود و در غیاب آنها Loken نگهبان عالی مرتبه ی انتخاب شده بود که بعد از مدتی دیوانه شده بود.او sif، همسر برادرش(thorim) را به قتل رسانده بود و مقصر را arngrim نشان داده بود. thorim با خشم چکش خود را(krolmir) به طرف او پرتاب کرد و به خاطر ضربه ی سهمگین چکش، منطقه ی thunderfall بوجود آمد.Loken بیشتر پیشرفت و اژدهای thorim را به موجود وحشتناکی تبدیل کرد که بعدها نام razorscale را به خود گرفت. kologarn نگهبان سنگی عظیم الجثه ای که در ulduar نگهبانی میداد هم ساخته ی دست او بود.او نژاد vrykul و دورف های آهنین را که حکم جد نژادهای حاضر بودند را بازسازی کرد و ارتشی به دست آورد.
    در grizzly hills منطقه ای که یکی از کمپ های از دست رفته گروه explorer's league در آن بود و شایعاتی در مورد زمزمه هایی که در آن منطقه شنیده می شد نام whisper gulch را به خود گرفته بود. نیروهای azeroth متوجه شدند زمزمه ها واقعیت دارند و نه تنها دلیل دیوانگی افراد آن کمپ بوده بلکه Loken هم با همان زمزمه ها دیوانه شده بود.
    در grizzly hills تنها خطر مهلک وارگن ها نبودند.furblog ها که مقر اصلیشان در داخل ریشه های درخت کنده شده ی vordrassil، که آنها به اسم grizzlemaw میشناختند. قصد داشتند تا خدای خرس ursoc را (که در جنگ باستانیان کشته شده بود) به زندگی بازگردانند.موفق هم شدند. اما نیرویی که در درون ریشه های vordrassil بود چیزی نبود که الف های شب سال ها قبل به راحتی از آن گذشته باشند و این طور هم نبود. الف ها بعد از کاشتن آن درخت متوجه شدند ریشه های آن به اعماقی نفوذ کرده که موجودات تاریکی در آن اعماق زندانی شده بودند، برای همین آن را نابود کردند. عواقب آن وحشتناک بود، ursoc که زمانی نگهبان زندگی بود حالا به خرسی وحشی تبدیل شده بود و مردمی که انتخاب کرده بود furbolg ها، بیشتر آن ها را قتل عام کرد.
    بچه های نیمه خدا، Orsonn و Kodian، راهی برای نجات پدرشان یافتند. برای این کار بدن نیمه خدا باید از بین می رفت و قهرمانان در کنام خرس با او مقابله کردند. گرچه به نظر خودکشی محض می آمد اما موفق شدند و روح ursoc که از نفرین دیوانگی رهایی پیدا کرده بود، دشمن تمام موجودات زنده را نام برد، yogg-saron، خدای قدیمی که loken را به دیوانگی کشانده بود و حالا ulduar نه زندان او، بلکه قصر فرماندهی او بود.از storm peaks دورف های آهنین به پسرعموهای جدید خود حمله می کردند. دورف های ironforge دلیل این کار را نمی دانستند ولی دورف های آهنین که تحت کنترل Loken بودند علاقه ای به همکاری با آنها را نداشتند.
    اما zul'drak بین راه بود.حالا که drak'tharon keep به طور کامل تحت کنترل lich king بود zul'drak در هرج و مرج به سر می برد. وقتی که قهرمانان می رسند بیشتر از یک سوم منطقه تحت کنترل scourge بود. یک سوم دیگر منطقه شمالی بود که ترول ها و scourge در جنگ بودند. پایگاه های کوچکی تحت کنترل argent crusade و ebon blade بودند. بزرگترین آنها معبدی خراب شده بود که نام argent stand به آن داده شده بود. در همان نزدیکی ها ترول های drakkari موفق به سقوط دادن دژ kolramas شدند.
    drakuru که با کمک قهرمانان قسمت عظیمی از zul'drak را در دست داشت می خواست تا قسمت شمالی را از آن خود کند و به مقاومت ترول ها پایان دهد و حتی نقشه ی این را داشت که قهرمانان را وادار به پیوستن به scourge کند ولی به کمک ebon blade نقشه ی او شکست خورد و این دفعه قهرمانان به او خیانت می کنند. drakuru سرورش را احضار کرد اما lich king به جای کمک به او، از او به طور کامل ناامید شده بود و کله اش را قطع کرد. او قهرمانان را به خاطر این خیانت که برای او "سرگرمی" خوبی بود آنها را بخشید ولی به آنها اخطار داد برای دفعه بعد برای بخشش باید سرگرمی بیشتری فراهم کنند.
    حضور saronite در zul'drak حس می شد فلزی که scourge از آن برای ساخت تمام icecrown استفاده کرده بود و به گفته Borus Ironbender تنها فلزی بود که "زنده" هست و نظیر آن جای دیگری نبود ولی همان نیرو های scourge از آن به بدنامی یاد می کردند. زمانی که قهرمانان حاضر به ترک zul'drak شدند اتفاقی افتاد که ترول های amani و gurubashi هم در بدترین کابوسشان ندیدند. ترول ها به خدایان خود حمله کرده بودند.
    در اول ترول ها به خدایان خود رو آوردند تا بر scourge پیروز شوند ولی بعد از اتفاقاتی که در drak'tharon keep افتاد نا امید شدند و loa 6هایشان قدرت کافی به آنها عطا نمی کردند، پس تصمیمی باورنکردنی گرفتند. قدمی بالاتر از ترول های amani7 آنها تصمیم گرفتند تا فرستاده هایشان را جانشین خدایان کنند تا اختیار کل قدرت loaها را بدست بگیرند، اما این شروع پایان قبیله بود. بعضی از loa ها به طور کامل "نابود" شدند و بعضی هایشان توانستند خود را آزاد کنند و به کمک قهرمانان انتقام خود را گرفتند که با سقوط gundrak پایان یافت.
    malakk پادشاه ترول های یخی هیچ جا پیدا نشد ولی gal'darah که خدای خود را کشته بود و قدرت یک خدا را در خود داشت،نتوانست در مقابل قهرمانان مقاومت کند و کشته شد. حالا که به نظر می آمد صحنه نبرد با yogg-saron آماده شده است، سیمای جادو malygos که بعد از اتفاقات جنگ باستانیان دیوانه شده بود tyrygosa تعدادی از netherwing ها را به محل زندگی او برد و تصمیم عجیبی گرفت. تمام نیروی آنها را جذب کند. با اینحال قسمتی از هشیاری اش را بدست آورد.
    ولی اوضاع بهتر نشد بلکه برعکس. او دیده بود که چطور استفاده ی نادرست از جادو سارگراس را به این دنیا جذب کرده بود و جادوگرانی همچون gul'dan و kel'thuzad همه برای او دلایلی بودند که انسان ها نباید از جادو بهره ببرند. او که خط های جادویی azeroth را می شناخت همه را به سمت nexus هدایت کرد و مکانی پر از جادو به اسم eye of eternity را به وجود آورد محلی به عنوان صندوقچه ای پر از جادو. دیگر اژدهاها از این آگاه بودند که این کار در آخر azeroth را نابود می کند ولی malygos به سادگی با آنها وارد جنگ شد.از تلاش های اژدهاهای قرمز می توان کارهای keristrasza را نام برد که با کمک قهرمانان saragosa جفت malygos را به قتل رساند. malygos که خشم او را فرا گرفته بود در مورد بقای نوع خودش نگران بود keristarsza را با اجبار جفت خود کرد. قهرمانان در nexus مجبور به کشتن keristrasza شدند.
    قبل از اینکه توجه ها به سمت malygos جلب شوند، sartharion یکی از قدرتمندترین اژدهاهای سیاه از تخم اژدهاهای گرگ و میش(نیاز به ترجمه بهتر) حفاظت می کرد و حتی سه تا از آنها به دنیا آمده بودند. قهرمانان با او در obsidian sanctum مقابله کردند و شکستشان دادند.
    saphiron که در naxxramas نابود شده بود در زندگی اژدهای آبی قردتمندی بود و یکی از فرمانده های قابل اعتماد malygos. با استفاده از کلید جادویی او قهرمانان در داخل eye of eternity با malygos مقابله کردند و با کمک اژدهاهای قرمز malygos کشته شد.malygos اولین سیمای اژدها بود که از بین می رفت و kalecgos جانشین او شد.
    قهرمانان بالاخره با loken در halls of lightning مقابله کردند ولی همه ی اینها نقشه yogg-saron بود. با مرگ loken سیگنال هایی به تایتان algalon فرستاده شد. کسی که دستور داشت اگر azeroth تحت کنترل yogg-saron بیافتد سرزمین را به کل نابود کند و آن را از نو بسازند. مرگ loken درواقع ماشه ای بود برای ارسال این سیگنال ها.8 و yogg-saron همین را در نظر داشت. و قهرمانان هرچه زودتر باید به ulduar حمله می کردند نه تنها برای اینکه yogg-saron در نزدیکی آزادی کامل بود بلکه ممکن بود کل azeroth نابود شود.
    قهرمانان به ulduar حمله کردند و هر چهار نگهبان دیگر را (که همگی تحت کنترل خدای قدیمی بودند) آزاد کردند و با کمک آنها yogg-saron را در زندانش شکست دادند. اما قبل از اینکه بتوانند سیگنالی بفرستند تا algalon را متوقف کنند algalon به ulduar رسیده بود. قهرمانان چاره ای ندیدند و با تایتان وارد جنگ شدند. گرچه جنگی بود که پیروزی در آن محال به نظر می رسید ولی algalon9 در آخر به این نتیجه رسید که این موجودات فانی شانس دیگری دارند و از azeroth خارج شد.
    حالا همه چشم ها به سمت icecrown برگشته بود و همه آماده حمله بودند اما tirion fordring و گروهش به دور از چشم همه میدان مسابقاتی را در شمال icecrown برپا کرده بود تا تعیین کند چه کسانی به قلعه icecrown حمله می کنند. در هر صورت ثابت شد که alliance و horde نمی توانند با هم کار کنند و بین قهرمانان آنها جنگی در گرفت، خون هم ریخته شد. ولی باز lich king ضربه نهایی را وارد کرد.
    lich king وارد میدان شد و پس از تحقیر کردن tirion و گفتن این که میدان بر روی پادشاهی او بنا شده، زمین مسابقات را با شمشیرش نابود کرد و قهرمانان دوباره با anub'arak که برای بار دیگر به زندگی باز گشته بود مقابله کردند. anub'arak در آخر شکست خورد. تصمیم گرفته شد و کسانی که anub'arak را شکست دادند به قلعه حمله می کردند.10
    حمله هایی به forge of souls و pit of saron شد که راه را برای قهرمانان تحت فرمان jaina و sylvanas به halls of reflection باز کرد.جایی که frostmourne، شمشیر lich king در آنجا نگهداری می شد. کمی زودتر یکی از خدمت کاران lich king "اعتراف" کرده بود که شمشیر بدون محافظ رها شده ولی falric و marwyn، محافظان وفادار arthas در زندگی و مرگ، از آن محافظت می کردند. در کنار شمشیر uther به دو فرمانده گفت که تنها جایی که می توان arthas را ملغوب کرد در بالای icecrown کنار تخت یخ زده است. کمی بعد از آن lich king وارد شد و روح uther را به شمشیر بازگرداند و تبدیل به جنگی برای زنده ماندن قهرمانان شد که با کمک کشتی جنگی از آنجا فرار کردند.
    darion mograine که می خواست سلاحی همچون frostmourne را در خدمت نیروها بگذارد shadowmourne را به لایقش داد.در icecrown مشخص شد که bolvar کشته نشده بود بلکه lich king بدن سوخته او را به icecrown آورده تا روح او را درهم شکند. قهرمانان برای نجات او امیدوار شدند اما قبل از هرچیزی مرگ arthas.
    فرمانده های وحشتناک lich king یکی یکی از پا درآمدند. فرمانده هایی همچون professor putricide دیوانه، اژدهاهای آبی آندد و پرنس های خون و فرمانده شان blood queen lanathel. وحشتناک تر از همه dranosh saurfang که حالا قوی ترین شوالیه مرگ lich king بود.
    قهرمانان به lich king رسیدند، کسی که به معنای تمام "منتظر" آنها بود. بعد از مدتی جنگ که به نظر بازی خسته کننده ای بیش برای او نبود. با یک ضربه روح تمام قهرمانان را به درون شمشیر کشید. او قصد داشت تا آن ارتش را مال خود کند. هرچه که بود، بهترین ارتشی بود که azeroth برای مقابله با او فرستاده بود.دقیقا همان چیزی که برای کنترل azeroth نیاز داشت. او برای آماده کردن ارتش خود آماده می شد. ولی به خاطر کارهای روح teranes menethil و شمشیر ashbringer،شمشیر frostmourne از بین رفت و به همراه آن ارواحی که در آن زندانی شده بودند، آزاد شدند و قهرمانان به کمک ارواح lich king را به قتل رساندند.
    terenas menethil در آخرین لحظات زندگی او، پسرش را در آغوش گرفت. بعد از مرگ او به tirion اخطار داد بدون وجود فرمانروایی برای scourge، این ارتش خطرناک تر از قبل خواهد بود و همیشه باید lich king وجود داشته باشد.
    tirion که کس دیگری را حاضر نمی دید و حاضر نبود که از کسی درخواست کند که این بار را به دوش بکشد، آماده شد تا lich king جدید باشد.اما bolvar که حالا از بدن خود راضی نبود و عقیده داشت"دنیای زنده جای من نیست" lich king جدید شد.
    lich king مرده بود،حتی خاطر نشان شده بودند که scourge دنیا را تهدید نکند. اما همه ی اینها توجه به مرکز azeroth را منحرف کرده بود. چرا که halion فقط برای تفریح به ruby sanctum حمله نکرده بود، بلکه هدف او آماده کردن azeroth برای حمله سرورش، deathwing بود.
    1-در بازی نه تنها NPCها(شخصیت های بازی که پلیر کنترل نمی کنه) به زامبی تبدیل می شدند حتی خود پلیرها به زامبی تبدیل می شدند.
    2-putress قبلا هیچ جایی ازش نامبرده نشده.
    3-حمله اول همزمان با مستقر شدن دژ naxxramas در plaguelands بود.
    4-arugal قبلا در shadowfang keep وارگن هایی را به وجود آورده بود و به دست قهرمانان کشته شد.
    5-drakuru اول در محلی به نام granite springs زندانی بود طی کوئست چینی قهرمانان به اون کمک می کنند تا به drak'tharon keep برسد.
    6-loa درواقع ارواح مقدس ترول ها بودند و به نظر(زیاد در مورد ترول ها تحقیق نکردم هنوز) مقامی پایین تر از خدایان داشتند که برای هر قبیله ای تفاوت داشتند.(البته بعضی ها برای چند قبیله مشترک هستند.)
    7-ترول های amani پیامبرهایشان را در واقع با خداها "یکی" می کردند.
    8-شاید فکر کنید چرا loken تحت فرمان خدای قدیمی خودکشی نمی کرد یا کلا سیگنال را دستی نفرستاد. شخصا فکر می کنم برای جمع آوری نیرویی تا قهرمانان را معطل کند.
    9-نمی دانم تایتان ها می توانند توسط موجودات فانی کشته بشوند یا "سقوط کنند"(در مورد یک تایتان این اصطلاح به کار برده شده) همان طور هم که می دانید( یا شاید نمی دانید) algalon در HP 2% دست از جنگ برمی دارد.
    10-داستان این قسمت به نظر من بدترین داستان کل بازی هاست. به نظر میاد که فقط برای منطقی بودن قدرت anub'arak(در azjul'nerub یک باس 5نفری بود و در مقابل anub'rekhan که زیردستش بود خیلی ضعیف نشان داده شده بود) و تمام کردن داستان او این پچ(پچ 3.2.0) ساخته شد. وگرنه داستان نویسی بسیار ضعیفی داشته.
    ویرایش توسط amirmitso : ۲۸ام اردیبهشت ۱۳۹۴ در ساعت ۰۹:۳۵ بعد از ظهر

  6. 4 کاربر مقابل از FieryShadow عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .

    amirmitso (۶ام اردیبهشت ۱۳۹۴),Arthas Menethil (۱۰ام فروردین ۱۳۹۴),Fox (۸ام خرداد ۱۳۹۴),MaF (۲۶ام اردیبهشت ۱۳۹۴)

  7. #4
    کاربران عضو FieryShadow آواتار ها آپلود عکس
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    فر ۱۳۹۴
    محل سکونت
    در کامپیوتر
    نوشته ها
    28
    شماره عضویت
    214
    میانگین پست در روز
    0.03
    تشکر ها
    36
    از این کاربر 86 بار در 25 ارسال تشکر شده است.
    My Mood
    Khoonsard
    cataclysm

    خب تا الان به cataclysm رسیدیم همون طور که می دونید در این قسمت کتاب ها تعدادشون به طور عجیبی بالا میره داستان های کوتاه کمیک اگرم درست حساب کرده باشم دوتا رمان کامل ولی بازم اطلاعاتتون رو کامل نمی کنه ولی در هر صورت این ها اسامی کتاب هاست.
    Sylvanas Windrunner: Edge of Night
    Stormrage
    Shaman
    The Shattering
    Curse of the Worgen
    Genn Greymane: Lord of his Pack
    The Council of Three Hammers: Fire and Iron
    Tyrande & Malfurion: Seeds of Faith
    Baine Bloodhoof: As Our Fathers Before Us
    Gallywix: Trade Secrets of a Trade Prince
    Wolfheart
    Velen: Prophet's Lesson
    Varian Wrynn: Blood of Our Fathers
    Thrall: Twilight of the Aspects
    داستان بازی:
    deathwing بعد از آزمایش های متعدد بر روی اژدهاهای nether برای پیدا کردن نسل جدیدی از اژدهاها ،نسل کامل و بی نقص، اژدهاهای twilight را بوجود آورد. بعد از سقوط lich king یکی از قدرتمندترین آنها halion به ruby sanctum حمله کرده بود با اینکه قهرمانان او را شکست دادند اما ثابت کرده بود به هیچ عنوان نباید دست کم گرفته شوند.حمله lich king به deathwing زمان خیلی زیادی را در اختیار او گذاشت و می توانست با قدرت کامل به azeroth حمله کند. twilight's hammer برای او زره جدیدی از elementium درست کردند. خدایان قدیمی که سال ها قبل او را به دیوانگی کشانده بودند حالا به او کمک مستقیمشان را پیشنهاد کرده بودند، فرمانده های عنصری شان از جمله ragnaros و al'akir و دیگران همه موجودات عنصری را در azeroth به جوش و خروش وادار کردند، cho'gall که حالا یکی از رهبران twilight's hammer بود نیروهای خود را به اطراف شهرهای مهم azeroth فرستاد و موجودات عنصری بیشتری را احضار کردند و به آن شهرها حمله کردند. قهرمانان با آنها مقابله کردند و به راحتی شکستشان دادند.
    thrall که بعد از مرگ ogrim doomhammer رسما فرمانده و خالق هورد جدید بود به خاطر اتفاقات اخیر به این نتیجه رسید که باید رهبری را ترک کند و آموزش خود را کامل کند. او به garrosh اعتماد کرد کسی که نیروهای هورد را در northrend به پیروزی رساند . او به nagrand رفت و در آنجا با aggra آشنا شد.
    یکی از سرزمین های elemental plane که در واقع زندان و خانه ی فرمانده های عنصری بود، deepholm محل مقر deathwing بود و در آنجا زره جدید خود را به دست آورد. deepholm که ستون جهان بر روی آن ساخته شده بود و در زیر mealstorm پنهان شده بود. موقع خروج deathwing از deepholm ستون جهان نابود شد و deepholm با azeroth برخورد کرد و azeroth را در هم شکست. سونامی ها بوجود آمدند، جزیره ها حرکت کردند، بعضی از سرزمین ها مثل thousand needles به زیر آب رفتند و بعضی دیگر مثل barrens شکاف هایی در آن نمایان شد.خود mealstorm حالا همچون دروازه ای بود برای ورود به deepholm یا درواقع ورود کامل deepholm به azeroth اگر ستون جهان بازسازی نمیشد برخورد کامل deepholm به azeroth می توانست نابودی بیشتر را ایجاد کند.

    ستون جهان تنها فایده اش جدا نگه داشتن deepholm و azeroth نبود بلکه درواقع دروازه ی بین elemental plane و azeroth را بسته نگه می داشت.دروازه که نه منظور این است که حضورش باعث می شد تا پرتال یا راه هایی به elemental plane پیدا نشود.
    ویرایش توسط FieryShadow : ۲۰ام تیر ۱۳۹۴ در ساعت ۱۱:۱۰ قبل از ظهر
    Sleep and dream of this
    Death angel's kiss brings final bliss
    Completely

  8. 9 کاربر مقابل از FieryShadow عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .

    amirmitso (۲۶ام اردیبهشت ۱۳۹۴),black (۲۵ام اردیبهشت ۱۳۹۴),Fox (۲۷ام اردیبهشت ۱۳۹۴),MaF (۲۷ام اردیبهشت ۱۳۹۴),medivh (۱۰ام خرداد ۱۳۹۴),nightshade (۲۷ام اردیبهشت ۱۳۹۴),ZooDiaC (۲۱ام تیر ۱۳۹۴),بازی خور (۲۵ام اردیبهشت ۱۳۹۴),جیمی لنیستر (۲۷ام خرداد ۱۳۹۴)

  9. #5
    کاربران عضو FieryShadow آواتار ها آپلود عکس
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    فر ۱۳۹۴
    محل سکونت
    در کامپیوتر
    نوشته ها
    28
    شماره عضویت
    214
    میانگین پست در روز
    0.03
    تشکر ها
    36
    از این کاربر 86 بار در 25 ارسال تشکر شده است.
    My Mood
    Khoonsard
    اولین جایی که deathwing رفت stormwind بود. کل پارک شهر را سوزاند و چند تا از مجسمه های قهرمانان بزرگ در valley را سرنگون کرد. بعد از آن به همان سرعتی که آمده بود از شهر خارج شد. deathwing تنها مشکل الینس نبود چرا که رهبر جدید horde به همکاری با alliance اعتقادی نداشت.
    garrosh به نتیجه ی خیلی ساده ای رسیده بود. هورد هرچیزی که نداشت نه با داد و ستد و معامله بلکه با خشونت و غارت به دست می آورد. اولین حملات هورد به مقرهای الینس در ashenvale بود، جنگ هایی در stonetalon و barrens در گرفت و garrosh در سرزمین های شرقی به دنبال جای پای محکمی بود به sylvanas (که حالا در موقعیت ضعیفی قرار داشت به خاطر خیانت putress و varimathras) دستور داد که به جنوب برود و به شهر gilneas حمله کند. به زودی کشتی های نامردگان به شهر می رسیدند.
    خود gilneas در وضع خوبی نبود. در طول جنگ دوم arugal برای جلوگیری از scourge وارگن هایی را احضار کرده بود که حالا به آرامی شهر را با نفرینشان آلوده می کردند. حتی پادشاه آنها genn greymane هم در خفا آلوده شده بود. مردم شهر تلاش داشتند تا نیروهای نامردگان را عقب برانند در همین زمان تعدادی دیگر از مردمان به نفرین آلوده شدند ولی با کمک دارویی که krennan aranas ساخته بود توانستند هشیاری خود را به دست آورند1.شهر طاقت حمله های بیشتر را نداشت و در آخر فاجعه رخ داد. در آخرین حمله شاهزاده liam greymane به خاطر مردمش جان خود را از دست داد و مردم تنها کاری که ازشان بر می آمد را انجام دادند. شهر را تخلیه کردند.
    در این مدت هورد متحدان جدیدی را بدست آورد. در جزیره kezan گابلین ها به داد و ستد همیشگی خود مشغول بودند که deathwing به طور "اتفاقی" از بالای این جزیره گذشت2 و کوهستان kajaro که درواقع آتشفشان بود آن را فعال کرد و طی چند ساعت بعد آتشفشان فوران کرد. گابلین ها یا حداقل چیزی که از آنها باقی مانده بودند تا موقعی که زمان در اختیارشان بود با کشتی به lost isles مهاجرت کردند. thrall بعد از کامل کردن تمریناتش به azeroth برگشت و در زمان اتفاقات اخیر به این نتیجه رسیده بود که منشأ آن در اعماق mealstorm نهفته است. در راه نیروهای SI:7 به کشتی او حمله و دستگیر کردند. در همین حال گابلین ها به thrall کمک می کنند و thrall به گابلین ها کمک می کنند تا Prince Gallywix را به چنگ آورند کسی که بعضی دیگر از گابلین ها را به عنوان برده استفاده می کرد. thrall به او اجازه داد تا bilgewater cartel را رهبری کند و خانه ای در azshara برای گابلین ها پیشنهاد داد در صورتی که گابلین ها به هورد بپیوندند.
    جنگ الینس و هورد به جاهای خطرناکی رسیده بود. هورد بمب خیلی بزرگی را در stonetalon رها کرد و در ashenvale تا astraanar پیش رفت. اما الینس تقریبا هیچ عکس العملی نشان نداد. الف های شب در darkshore با نقشه های queen azshara مقابله می کردند. نقشه هایی که در اصل برای پرت کردن حواس furion از hyjal بود. magni bronzebeard که می خواست مراسمی از تایتان ها که در ulduar یادگرفته بود را انجام دهد که به الماس تبدیل شد و شورای three hammers برای فرماندهی تشکیل شد. در westfall بار دیگر defias قدرت گرفته بود این دفعه با فرماندهی vanessa دختر edwin vancleef.
    بعضی از جنگجویان sentinel hill به شمال رفته بودند تا در جنگ با lich king کمک کنند اما حالا که جنگ تمام شده بود و deathwing و هورد هردو باعث کمبود آذوقه و در نتیجه فرصت خیلی خوبی بود تا vanessa بار دیگر defias را زنده کند. او قبل از برگشت به deadmines، شهر sentinel hill را به آتش کشید. این دفعه هم مثل سال ها قبل stormwind نمی توانست بر آن متمرکز شود ولی کشتی ای که سال ها قبل edwin مشغول ساختن آن بود، تقریبا آماده حمله بود و نیاز به توجه فوری داشت.
    جنگ های متعددی که در گرفت و هرج و مرج به deathwing خیلی کمک کرد و خدایان قدیمی بار دیگر به cho'gall نیرو دادند. حالا او در dire maul بود و از دنیایی دیگر صحبت می کرد و اوگرهای gordok را فرا می خواند. deathwing بالاخره اولین حرکت خود را آغاز نمود و ragnaros ارباب آتش را در hyjal آزاد کرد تا درخت جهان را نابود کند.

    1-درواقع همین مردمانی که در همین مدت محدود آلوده شدند بازیکن ها هستند.
    2- البته در بازی deathwing به منطقه های azeroth به طور شانسی سر میزد و تقریبا تمام کاراکتر ها را در آن منطقه می کشت.
    Sleep and dream of this
    Death angel's kiss brings final bliss
    Completely

  10. 9 کاربر مقابل از FieryShadow عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .

    amirmitso (۸ام خرداد ۱۳۹۴),black (۸ام خرداد ۱۳۹۴),Fox (۸ام خرداد ۱۳۹۴),MaF (۹ام خرداد ۱۳۹۴),medivh (۱۰ام خرداد ۱۳۹۴),nightshade (۸ام خرداد ۱۳۹۴),ZooDiaC (۲۱ام تیر ۱۳۹۴),بازی خور (۲۰ام تیر ۱۳۹۴),جیمی لنیستر (۲۷ام خرداد ۱۳۹۴)

  11. #6
    کاربران عضو FieryShadow آواتار ها آپلود عکس
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    فر ۱۳۹۴
    محل سکونت
    در کامپیوتر
    نوشته ها
    28
    شماره عضویت
    214
    میانگین پست در روز
    0.03
    تشکر ها
    36
    از این کاربر 86 بار در 25 ارسال تشکر شده است.
    My Mood
    Khoonsard
    malfurion پس از شنیدن خبرهای حضور ragnaros در hyjal، به سرعت خود را به درخت جهان رساند. پرتال های زیادی از firelands (به این پرتال ها flamegate هم نام داده شده)به hyjal ایجاد شده بود و نیروهای ragnaros به قهرمانان امان نمی داد. در آنطرف azeroth، جزیره ای باستانی به سطح آب نزدیک شده بود. vashj'ir که قبل از شکافت بزرگ خانه ی lady vash'j بود و بعد از شکافت به اعماق دریا رفته بود حالا cataclysm آن را به سطح آب نزدیک کرده بود.
    به دلیل موقعیت استراتژیک این محل horde و alliance کشتی های خود را برای کنترل این منطقه فرستادند اما طولی نکشید تا به تله افتادند. کشتی های آنها به وسیله هشت پای غول آسا ozumat غرق شده بود و تلفات زیادی را محتمل شدند. گروه earthen ring حضور naga ها را نزدیک یکی از شکافت هایی که به abyssal maw(یکی دیگر از سرزمین های elemental plane خانه موجودات آبی و رهبرشان neptulon) وصل می شد احساس می کردند و این نشانه خوبی نبود.
    این دو اتفاق رسما خبر داد که deathwing به دنبال قدرت موجودات عنصری بود و اگر یکی از آنها مثل neptulon نمی پذیرفت خدایان قدیمی با تمام نیروهاشان تلاش می کرد تا آنها را وادار به اطاعت کنند. به علاوه naga، بی صورت های(faceless ones) زیادی به abyssal maw حمله کرده بودند و ozumat که پیشتر کشتی های horde و alliance را نابود کرده بود هم یکی از دست نشانده های خدایان قدیمی بود. در throne of the tides قهرمانان ازراث برای کمک به neptulon با تعداد زیادی از بی صورت ها جنگیدند و در آخر خود ozumat ارباب آب را با خود برد. بعد از این سرنوشت neptulon و ozumat نا مشخص است.
    خروج deathwing از deepholm باعث شکسته شدن ستون جهان (ستون جهان وسیله ای ساخته دست تایتان ها بود تا Deepholm و azeroth را از هم جدا نگه دارد) شود حالا اگر "تعمیر" نمی شد deepholm در نهایت با azeroth برخورد کامل می کرد1. thrall از هردوطرف درخواست نیرو داد ولی تعمیر ستون کار ساده ای نبود. برای این کار آنها باید با نیرو های twilight hammer مبارزه می کردند تا تکه های گمشده ستون را پیدا کنند و آن را تعمیر کنند. therazane به دلیل اینکه نمی خواست سرزمینش به دست twilight hammer بیافتد و یا در نهایت با azeroth برخورد کند با فانی ها اتحاد بست و به آنها کمک کرد. بعد از بازسازی ستون ، نیرو ها به stonecore حمله کردند، جایی که twilight hammer برای deathwing زرهی از المنتیم ساخت ولی کمک زیادی برای اینکه چطور او را متوقف کنند نکرد.
    uldum که برای azeroth سرزمینی رها شده بود و افراد کمی از حضور آن خبر داشتند. brann bronzebeard در سفرنامه اش lands of mytery 2نوشته بود که کل tanaris را به دنبال آن گشته بود و فکر کرده بود اسم دیگری برای caverns of time باشد. ولی او در اشتباه بود. تایتان ها به وسیله ی دستگاهی راه به این مکان را مخفی کرده بودند و cataclym به دستگاه آسیب وارد کرده بود و حالا راه ورود برای همه باز بود از جمله deathwing.
    al'akir ارباب عنصری های باد قلعه ی شناور خود skywall(آخرین سرزمین elemental plane) را بالای uldum مستقر کرده بود و او هم مثل ragnaros به deathwing پیوسته بود. ولی هدف اصلی deathwing از حمله به uldum دستیابی به دستگاه هایی در halls of origination بود دستگاه هایی که شبیه آن در ulduar بود و می توانست algalon را احضار کند تا دنیا را نابود کند و دوباره بازسازی کند. قهرمانان ازراث چاره ای نداشتند مگر اینکه با تمام قدرت به halls of origination حمله کنند و آن دستگاه ها را از کار بندازند.
    در آنطرف دنیا در twilight highlands نیروهای horde و alliance با هم می جنگیدند و همچنین با twilight hammer درگیر بودند و bastion of twilight مقر آنها بود و cho'gall آنها را رهبری می کرد. کمی دورتر nefarian(که بوسیله پدرش به زندگی بازگردانده شده بود) ، خواهرش را از دنیای مردگان بازگردانده بود و بار دیگر آزمایش های خود را آغاز کرده بود تا به نژاد اژدهای کامل chromatic دست پیدا کند. آخرین ازمایش او chromatus بود اژدهایی که پنج سر داشت و قدرت هر نژاد را دارا بود. ولی هنوز بدن این اژدها بی جان بود.
    نقشه های deathwing یکی یکی نقش بر آب شده بود حالا هم فرقی نداشت. al'akir در قلعه شناورش کشته شد و cho'gall در bastion of twilight نابود شد همچنین sinestra که خدایان قدیمی او را به زندگی بازگردانده بودند. nefarian بار دیگر شکست خورد و نتوانست به chromatus زندگی بخشد.
    نیروهای horde و alliance باید با خطر جدی دیگری روبه رو می شدند. یکی از فرستاده های zandalari به اسم zul ترول ها را برای پس گیری zul gurub و zul'aman فرستاد و تنها vol'jin بود که ندای او را نپذیرفت. قهرمانان چاره ای جز این نداشتند که بار دیگر به دو مکان حمله کنند و به تهدید پایان دهند.
    در hyjal قهرمانان ragnaros را به firelands عقب رانده بودند و Flamegate های زیادی را بسته بودند اما تهدید هنوز باقی بود پس از مدتی قهرمانان حمله ی کاملی به firelands کردند و فرمانده های ragnaros را یکی پس از دیگری نابود کردند، از جمله alysrazor خائن3 و fandral staghelm4 بعد از آن به خود ragnaros حمله کردند و به کمک malfurion و hamuul runetotem ارباب آتش نابود شد.
    twilight father رهبر جدید twilight hammer با استفاده از خون arygos اژدهای پنج سر، chromatus را به زندگی آورد و بعد از اتفاقات زیاد در چند خط زمانی thrall با دیگر اژدها ها همپیمان شد و chromatus را کشتند5
    alextrasza که می دانست deathwing را نمی توان به راحتی از بین برد چرا که خدایان قدیمی به او نیروی زیادی داده اند nozdormu پیشنهاد داد تنها وسیله ای که می توان با آن او را از بین برد dragon soul است و پیشنهاد داد تا از وارد زمانی شوند که تازه ساخته شده شود و از آنجا dragon soul را بدست بیاورند و علیه deathwing استفاده کنند . قهرمانان به nozdormu ملحق شدند تا وسیله را بدست بیاورند اما برای اینکار باید از end time عبور می کردند، آینده ای که در آن deathwing موفق به نابودی azeroth شده بود و حالا azeroth سرزمینی نابود شده بود و در آنجا murozond جلوی گروه را گرفت، بزرگترین اژدهای infinite 6که به طوری باور نکردنی آینده ی nozdormu بود. aman'thul که به nozdormu نیروی کنترل زمان را بخشیده بود به او خاطر نشان کرد که او هم مرگ مصون نیست و مرگ او را نشان داده بود. nozdormu در آینده به خاطر پیش بینی در یکی از خط های زمانی، خدایان قدیمی او را کردند و بعد از آن تمام تلاشش را کرده بود تا از مرگ خودش جلوگیری کند، با دستکاری خط زمانی.
    قهرمانان Murozond را نابود کردند و nozdormu که حالا مرگ خودش را دیده بود قهرمانان را به زمان ملکه azshara فرستاد تا dragon soul را بازگردانند. dragon soul به thrall داده شد و گروه جدید به سوی مقصد خود wyrmrest temple به راه افتادند و در آخر در زیر معبد به twilight father برخوردند. archbishop benedictus که زمانی رهبر کلیسای نور مقدس بود حالا فرمانده twilight hammer بود و سعی داشت جلوی thrall را بگیرد و dragon soul را بدست آورد، اما فقط با مرگش مواجه شد.
    قهرمانان بعد از شکست دادن غول سنگی morchok و دوتا از فرمانده های خدایان قدیمی خود را به wyrmrest temple رساندند و در آنجا thrall متوجه شد اگر بخواهد با نیروهای خودش از dragon soul استفاده کند کشته می شود. kalecgos (که حالا سیمای جادو شده بود) پیشنهاد داد تا focusing iris 7 را از eye of eternity بیاورند تا thrall بتواند نیروی آن را با امنیت به کار برد. بعد از شکست دادن hagara در eye of eternity و بازگرداندن focusing iris، بزرگترین اژدهای twilight و قوی ترینشان، ultraxion به معبد حمله کرد.
    قهرمانان با کمک thrall و سیماها، ultraxion را شکست دادند. thrall برای بار اول به Deathwing حمله کرد و او(deathwing) به سختی توانست از قدرت dragon soul فرار کند ولی او بار دیگر برمی گشت. باید برای همیشه از شر او خلاص می شدند.
    Deathwing به سوی mealstorm در حرکت بود و در تلاش بود تا به deepholm برسد قهرمانان و thrall با کشتی شناور skyfire به دنبال او رفتن و در راه با محافظان شخصی deathwing مبارزه کردند. بعد از آن قهرمانان بر پشت deathwing فرود آمدند و بعد از، از بین بردن یکی از تکه های زره او، thrall موفق شد قدرت کامل dragon soul را استفاده کند و ضربه مستقیمی به deathwing زد. ضربه ای که او را در mealstorm انداخت و به نظر میامد که برای لحظه ای زندگی را بدرود گفت.
    و فقط بعد از لحظه ای او در mealstorm برخاست. حالا زرهی بر تن نداشت و شکل مذاب مانندش، او را از همیشه وحشتناک تر کرده بود. دیگر هیچ تظاهری نمی کرد، او که می دانست بزودی خواهد مرد می خواست azeroth را با خود نابود کند. او تلاش داشت تا یکی از قدرت هایی که تایتان ها به او داده بودند را استفاده کند تا ستون جهان را به کل نابود کند. قهرمانان که چاره دیگری نداشتند بار دیگر با او روبه رو شدند و thrall ضربه ی آخری را به او وارد کرد.با شکست او سیمایان متوجه شدند وظیفه خود را کامل کردند، و دوره ی فانی ها شروع شده است.

    در مورد elemental plane یه توضیح دیگه میدم. زمانی که خدایان قدیمی توی azeroth حکمرانی می کردن، موجودات عنصری داخل azeroth تحت فرمان خدایان قدیمی بودن. وقتی تایتان ها رسیدن و جنگ درگرفت آخرشم به دلیل اینکه نمی تونستن خدایان رو بکشن زندانی شون کردن حالا اینکه چرا عنصری ها رو زنده گذاشتن رو نمی دونم ولی چون هنوز اونا یاغی بودن سرزمین چهارگونه elemental plane رو در داخل azeroth بوجود آوردن و اونها رو زندانی کردند. توی دنیاهای دیگه بحث جداس.
    یک نکته هم من قبلا یادم رفته بود بگم در مورد ستون جهان(الان اضافه شد شاید کسی نخونه) اونم اینکه اگر ستون جهان آسیب میدید می شد راه های ورودی به چهار سرزمین elemental plane پیدا کرد. یکی خود mealstorm که مثل دروازه باز شده بود به deepholm یکی شکاف داخل اقیانوس در vashj'ir به abyssal maw و پرتال های به firelands.

    این از cataclysm شرمنده خیلی دیر شد تکرار می کنم داستان این بازی خیلی با کتاب ها قاطی میشه خواهشا کتاب ها رو هم بخونید.

    1-کلمه ای که استفاده می شه در مورد deephom و azeroth کلمه ی collapse هست و من فکر می کنم deepholm به طور کامل به سطح زیرین mealstorm برخورد می کند و کلا باعث نابودی azeroth بشه.
    2-یکی از پنج یا شش کتابی که blizzard از زبون brann bronzebeard انتشار کرده.
    3-alysrazor در واقع اژدهای سبز alysra بود که به ragnaros پیوست.
    4-fandral staghelm داستانش طولانیه از داستان کوتاه war of the shifting sands شروع میشه که پسرش میمیره و بعدها طی اتفاقاتی به ragnaros می پیونده و اولین druid of the flame (دروید آتش) بود.
    5-کتاب twilight of the aspects کامل داستان رو توضیح میده من فقط خلاصه ای گفتم چون دقیقا وسط خط زمانیه که داستان بازی رخ میده.
    6-infinite اژدهاهای برنزی بودند که برای از بین بردن خط زمانی اصلی تلاش می کردند و به دلیلی رنگشون متفاوته با خود قبلیشون(راستش توصیف رنگشون سخته توی گوگل بزنید infinite dragonflight) و infinite به معنی بی نهایت شاید به این اشاره می کنه که اونها بی نهایت بار با خط های زمانی بازی کردند.
    7-focusing iris یک وسیله ی کروی شکل بود در eye of eternity در زمان wrath of the lich king که برای باس malygos به کار می رفت و اگر کتاب twilight of the aspects رو بخونید کامل توضیح داده شده که چه قدرت هایی داره.
    ویرایش توسط FieryShadow : ۲۰ام تیر ۱۳۹۴ در ساعت ۰۸:۵۶ بعد از ظهر
    Sleep and dream of this
    Death angel's kiss brings final bliss
    Completely

  12. 6 کاربر مقابل از FieryShadow عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .

    amirmitso (۲۰ام تیر ۱۳۹۴),black (۲۰ام تیر ۱۳۹۴),Fox (۲۱ام تیر ۱۳۹۴),nightshade (۵ام مرداد ۱۳۹۴),ZooDiaC (۲۱ام تیر ۱۳۹۴),بازی خور (۲۰ام تیر ۱۳۹۴)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربران برچسب زده شده

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
اکنون ساعت ۱۰:۱۵ قبل از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد..
Powered by vBulletin® Version 4.2.2
Copyright © ۱۳۹۶ vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
فارسی سازی توسط وی بی ایران
User Alert System provided by Advanced User Tagging v3.0.8 (Pro) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2018 DragonByte Technologies Ltd.


کلیه حقوق برای وبگاه کالیمدور محفوظ است.

طراحی و اجرا: Almas WD